گنجور

شمارهٔ ۲۳

 
امیر معزی
امیر معزی » غزلیات
 

سر بر خط عشق تو نهادیم دگربار

در دام بلای تو فتادیم دگربار

تا در شکن زلف تو بستیم دل خویش

خون جگر از دیده گشادیم دگربار

از بهر تو ما توبه و سوگند شکستیم

برکف قدحِ باده نهادیم دگربار

سرمایه و پیرایهٔ ما صبر و خرد بود

صبر و خرد از دست بدادیم دگربار

پیمودن با دست سخنهای من و تو

بستوهی و ما بر سر بادیم دگربار

هرچند که بودیم زهجران تو غمگین

امروز به دیدار تو شادیم دگربار

وصل تو چشیدیم و فراق تو کشیدیم

گویی که بمردیم و بزدایم دگربار

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام