گنجور

 
امیر معزی نیشابوری
 

موسم عید و لب دجله و بغداد خُرَم

بوی ریحان و فروغ قدح و لاله به هم

همه جمع اند و به یک جای مهیا ‌شده‌اند

از پی عشرت شاه عرب و شاه عجم

رکن اسلام ملک شاه جهانگیر شهی

که امام ملکان است و خداوند اُ‌مم

اندر آن وقت ‌که بر لوح قلم رفت همی

فخر کردند به پیروزی او لوح و قلم

علمش دفتر اشکال اقالیم شدست

زانکه صد باره بپیمود جهان زیر علم

لب شیران همه آنجاست ‌که او راست رکاب

سرشاهان همه آنجاست که او راست قدم

از حد مشرق و چین تا به‌ حد مغرب و روم

عدل اوکرد تهی از بد و خالی زستم

هر هنرمند که از خدمت او جوید نام

شجر همتش از دولت او یابد نم

خلق را نیست به از درگه او هیچ پناه

صید را هیچ حصاری نبود به ز حرم

در میان خرد و حکمت اگر حکم‌ کند

بهتر از رای صوابش نبود هیچ حکم

بخشش یم به بر بخشش او باشد خرد

دانش چرخ بر دانش او باشد کم

آنچه او داند در ملک کجا داند چرخ

وانچه او بخشد در جود کجا بخشد یم

ای فلک را به علمهای رفیع تو شرف

وی ملک را به قدمهای عزیز تو قسم

جز برای عدوی تو ننهد گردون دام

جز به‌کام ولی تو نزند گیتی دم

خالق عرش سه چیز سه پیمبر به تو داد

معجز عیسی و عمر خضر و شاهی جم

کنیت و نام و خطاب تو در اسلام بس است

تا قیامت شرف خطبه و دینار و درم

نیمی از بتکدهٔ هند برانداخته‌ای

وان دگر نیمه به شمشیر براندازی هم

مرکبان تو به سم خرد بخواهند شکست

هرچه در خانهٔ‌ کفار صلیب است و صنم

هرکه از چشمهٔ مهر تو کند آب حیات

بارد از ابر سخای تو بر او قطر نعم

وانکه باکین تو خواهد که شود جفت و ندیم

نشود جان ز تنش تا نشود جفت ندم

بس امیرا که مر او را نه حشم بود و نه خیل

گشت در خدمت درگاه تو با خیل و حشم

بس دلیرا که ز سیاره خدم خواست همی

چون تورا دید ببوسید زمین همچو خدم

بر گنه کار چو قادر شوی از کردهٔ او

نکنی یاد و کنی عفو و همین است‌ کرم

یک دل اندر همه‌ گیتی نشناسم که بر او

نیست از منت تو داغ و ز شکر تو رقم

تا ز باغ ارم از خوشی و خوبی مثل است

باد بزمت به خوشی خوب‌تر از باغ ارم

تو جهان بخش و جهانگیر نشسته شب و روز

نیکخواه تو به شادی و بداندیش به غم

دل دینداران در عهد تو چون تیر توراست

پشت بدخواهان مانند کمان تو به خم

بر تو میمون و براولاد و عبید و خَدَمَت

عید فرخنده و بغداد و لب دجله به هم

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.