خوی تو باجور روزگار بسازد
حسن تو با لطف کردگار بسازد
وعده وصلت بکوش هوش فروخوان
تا برود کار انتظار بسازد
بر پی بوی گلی ز باغ رخ تو
با الم صد هزار خار بسازد
روی تو دیدم ز خوی خویش خبرده
تا دل کار اوفتاده کار بسازد
سوخت مرا طبع روزگار مباد آنک
خوی تو با طبع روزگار بسازد
همچو اثیر آنکه درفتاد بدامت
تا به ابد برگ اضطرار بسازد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این قطعه به موضوعات عشق، انتظار و هماهنگی با شرایط زندگی میپردازد. او میگوید که طبیعت و خصوصیات انسانی باید با روزگار هماهنگ باشد و محبت نیز باید با لطف خداوند سازگار شود. شاعر به اهمیت وعده وصل و کوشش برای به دست آوردن آن اشاره میکند و میگوید که باید با امید و آرزو، از بو و زیبایی معشوق استقبال کرد، حتی اگر در این راه خارها و مشکلاتی وجود داشته باشد. او همچنین به تأثیر چهره معشوق بر دل و زندگی خود اشاره کرده و ابراز میکند که وجود چنین عشق و احساسی میتواند بر تمامی جنبههای زندگی تأثیرگذار باشد. در انتها بیان میشود که نباید به روزگار بدبین بود بلکه باید تلاش کرد تا با شرایط موجود سازگاری پیدا کرد.
هوش مصنوعی: سرشت تو با سختیهای زندگی سازگار است و زیبایی تو به لطف و رحمت خداوند وابسته است.
هوش مصنوعی: برای رسیدن به وصالی که وعده دادهای، تلاش کن و از تواناییهای خود استفاده کن تا مدت زمان انتظار سپری شود.
هوش مصنوعی: به دلیل عطر گلی که از زیبایی تو منتشر میشود، هزاران خار را بر پا میسازد.
هوش مصنوعی: به خاطر چهرهی تو، از خودم باخبر شدم و حالا که دلم درگیر تو شده، میسازم و میآفرینم.
هوش مصنوعی: روزگار مرا سوزاند و ناپسند است که طبع و خلق تو با شرایط و رفتار روزگار هماهنگ باشد.
هوش مصنوعی: شبیه به موجوداتی که در دام میافتند، تا ابد در حال اضطراب و ناچاری زندگی میکنند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.