کو محرمی که قصه تو در میان نهم
گوش سخن بگیرم و در یک کران نهم
صد، به نیوش وصل بیک رمز سر بمُهر
از دست دل برآرم و در دست جان نهم
یک ره، اجازت کرمم ده ز بندگی
تا محنتی ز صحبت او بر کسان نهم
خوش کن بوعده ئی، دل من، گو خلاف باش
تا چشم انتظار، به عمری در آن نهم
دست خوش توام بزبان خوشم بدار
تا من بلطف، نام تو اندر زبان نهم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و آرزوی وصل به معشوق سخن میگوید. او میخواهد داستان عشقش را بگوید و برای شنیدن آن، صبر و گوش توجه دارد. شاعر به دنبال راهی است تا از بندگی رهایی یابد و بتواند درد وجدانش را به دیگران منتقل کند. او همچنین تمایل دارد که با وعدههای معشوق، دلش را امیدوار کند، حتی اگر آن وعدهها بهظاهر خلاف واقع باشند. در پایان، شاعر از معشوق میخواهد که زبانش را شیرین کند تا نام او همیشه بر زبانش جاری باشد.
هوش مصنوعی: کسی را پیدا کن که بتوانم داستان تو را برایش بگویم و با او در یک گوشه درد و دل کنم.
هوش مصنوعی: به صدای دل گوش میدهم و با یک راز درونم را از قفل بیرون میآورم و آن را در دست جانم میگذارم.
هوش مصنوعی: لطفاً اجازه بده تا از بندگی رها شوم، تا بتوانم محنتی که از گفتگو با او به دست آوردهام را به دیگران منتقل کنم.
هوش مصنوعی: دل من را خوش کن، حتی اگر به وعدهات عمل نکنی، تا من سالها در انتظار تو بمانم.
هوش مصنوعی: من دلم میخواهد که تو با زبان خوش با من سخن بگویی، تا من هم بتوانم با لطف و محبت، نام تو را بر زبان بیاورم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خوش کن بوعده ای دل من، گوخلاف باش
تا چشم انتظار بعمری برآن نهم
دست خوش توام، بزبان خوشم بدار
تا من بعمد نام تو بر هر زبان نهم
هر شب بدل حکایت خود در میان نهم
دل را ز سوز عشق تو داغ نهان نهم
روزم چو راه نیست در آن کوی، هر شبی
آیم رخ نیاز بر آن آستان نهم
نه قوتی که آیم از این ورطه بر کنار
[...]
هر شب به پاسبان تو جان در میان نهم
آنگه رخ نیاز بر آن آستان نهم
گفتی رخم ببین و به جان منتم بکش
فرمان برم به دیده و منت به جهان نهم
پای مرا به قید وفا استوار کن
[...]
خواهم که با تو قصه خود در میان نهم
چون بینمت ز شوق گره بر زبان نهم
بر لوح جان نماند گمان و خیال و وهم
از بس که داغ درد تو بر لوح جان نهم
دارم هوای آنکه شوم خاک پای تو
[...]
کاری مکن که رو به در آسمان نهم
هر تیر ناله ای که بود در کمان نهم
کاری مکن که پا کشم از آستان تو
داغ صبوریی که ندارم به جان نهم
کاری مکن که بدعت وارستگی ز عشق
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.