زهی عنصر جوهر آفرینش
توئی روح در پیکر آفرینش
ز تو دور پذرفت چرخ بزرگی
به توسعد شد اختر آفرینش
جمال مه منظر خوبرویان
بدین نیلگون منظر آفرینش
نه آن کرم ران است قدرت که هرگز
رسد در غبارش خر آفرینش
بیک خرج انعام تو بر نیاید
بن کیسه ی لاغر آفرینش
نیارند زو، بی نگین تو حلقه
قضا و قدر بر در آفرینش
سنانت چو عکس افکند نام یابد
کواکب نشان محور آفرینش
جناب تو خلد است اگر خلد باقی
بود زین سوی محشر آفرینش
دو دست تو را هیچ دانی چه خواند
فلک قلزم و اخضر آفرینش
چو در نطق کوشی گهروار بیند
خرد صفحه خنجر آفرینش
سوی مجلس و ساغرت می نویسد
جهان جنت و کوثر آفرینش
نخستین ثنای تو خواندند بر وی
چو نه پایه شد منبر آفرینش
به اول دعای تو گفتند در وی
چو انبوه شد محضر آفرینش
چنان زد فروغ آفتاب جلالت
که شد سوخته جوهر آفرینش
پس این صحن و این سقف خود نیست چیزی
بلی دود و خاکستر آفرینش
چو تو نازینی نه پرورد هرگز
فلک در کنار و بر آفرینش
توئی با مدیح تو و الله و اعلم
نخستین خط از دفتر آفرینش
نخستین که از مشرق مسند تو
کله گوشه بر زد خور آفرینش
خرد گفت الله اکبر نزیبد
سری را جز این افسر آفرینش
فلک چشم حیرت بمالید و گفتا
کدام است است این نوبر آفرینش
بدنباله چشم بنموده ماهش
که اینک سر و سرور آفرینش
قزل ارسلان کشور آرای مغرب
که شاه است بر کشور آفرینش
قضا گفت زیباست، پایندا بادا
چنین سایهای بر سر آفرینش
جهان داورا، شهریارا، خلافت
خلافی است با داور آفرینش
سر از چنبر تو، که تا بد که زورت
همی بگسلد چنبر آفرینش
عروسی است ملکت که با زیور او
نیاورد سنگی زر آفرینش
چنان پاک دُردانهای را چه حاجت
به خلخالی از زیور آفرینش
چنان دان که بیرون شد آن بوم بی بر
ز اقطار بوم و بر آفرینش
چو خشک و تر آفرینش گرفتی
ز بد گیر تا بهتر آفرینش
چه باشد که یک خشک صحرا نباشد
ز مجموع خشک و تر آفرینش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به مدح و ستایش خالق و جوهر آفرینش میپردازد. شاعر با بیان ویژگیهای خداوند و تأثیر او در هستی، به عظمت و زیبایی خلقت اشاره میکند. او به زیباییهای طبیعت و موجودات زنده اشاره کرده و میگوید که همه چیز تحت تأثیر قدرت و وجود خداوند است. همچنین، شاعر به ارتباط ارگانیک بین خدا و آفرینش و نقش او در نظم و قضا و قدر جهانی اشاره میکند. در نهایت، شعر به زیبایی و عدم نیاز آفرینش به زینتهای ظاهری تأکید دارد و نشان میدهد که خداوند خود زینت و زیبایی اصلی است.
هوش مصنوعی: عناصر و جوهر وجود تو، باعث ایجاد و شکلگیری آفرینش شده است. تو، روح حیات در بدنه آفرینش هستی.
هوش مصنوعی: چرخ بزرگ زندگی از تو دوری را پذیرفت و ستارههای آفرینش را برای تو در نظر گرفت.
هوش مصنوعی: جمال ماه در زیبایی چهرههای خوب به رنگ آبی آسمان آفرینش، ستایش برانگیز است.
هوش مصنوعی: قدرت آن کرم ران نیست که بتواند به گرد و غبارش برسد، حتی اگر بخواهد در خلق و آفرینش چیزی کند.
هوش مصنوعی: به خاطر کمبودهای مالی، نمیتوانم به تو چیزی از خودم بدهستم، زیرا داراییام بسیار ناچیز و ضعیف است.
هوش مصنوعی: بدون نگین تو، روزگار و سرنوشت چیزی در آفرینش ندارند.
هوش مصنوعی: اگر نیزهات به زمین بیفتد، تصویری از تو بر جای میگذارد که نشانگر درخشش و اهمیت تو در کائنات است.
هوش مصنوعی: شما مانند بهشتی هستید که اگر بهشت واقعی وجود داشت، از این طرف روز قیامت و آغاز خلقت میگفت.
هوش مصنوعی: دو دست تو را میدانی که چه چیزی برای عالم هستی به ارمغان آورده است؛ همانند دریا و رنگ سبز آفرینش.
هوش مصنوعی: وقتی در سخن گفتن تلاش میکنی، خرد و هوش تو، مانند یک صفحه کوچک، زیباییهای آفرینش را مشاهده میکند.
هوش مصنوعی: جهان با زیباییهایش و نعمتهایی که دارد، به سمت مجلس و میکدۀ تو کشیده میشود و این نشانهای از بهشت و فراوانی خیزش آفرینش است.
هوش مصنوعی: اولین ستایش تو را زمانی خواندند که پایههای آفرینش شکل گرفت.
هوش مصنوعی: در ابتدا، وقتی دعایت بر زبان آورده شد، جمعیت زیادی گرد آمدند و شاهد آغاز خلقت شدند.
هوش مصنوعی: نور و درخشش آفتاب مقام و عظمت تو چنان شدید و پرقدرت بود که جوهر و ذات آفرینش، به دلیل شدت آن، به حالت سوختگی درآمد.
هوش مصنوعی: این مکان و این ساختمان چیزی از خود ندارند؛ واقعیت این است که آنچه ما میبینیم حاصل دود و خاکستر زندگی و آفرینش است.
هوش مصنوعی: اگر تو اینگونه زیبا و نازکدل هستی، هرگز آسمان در کنار و در آفرینش تو پرورش نیافته است.
هوش مصنوعی: تو از ابتدا در ستایش خود هستی و تنها خداوند از این مطلب آگاه است. تو اولین نشانه در آغاز خلقت هستی.
هوش مصنوعی: نخستین چیزی که از مشرق به نشانهی وجود تو سر بلند کرد، نور خالقیت است.
هوش مصنوعی: خرد اعلام میکند که هیچ چیزی جز این تاج و تخت آفرینش، لایق سر نیست.
هوش مصنوعی: آسمان با تعجب چشمهایش را مالید و گفت: این چه خلاقیتی است که به وجود آمده است؟
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی چشمانش مانند ماه، به او نگاه میکنم، چرا که او اکنون برترین و محبوبترین موجود در این جهان است.
هوش مصنوعی: قزل ارسلان، فرمانروای سرزمینهای غربی، مانند یک پادشاه بر روی جهان و آفرینش سلطنت میکند.
هوش مصنوعی: سرنوشت گفت که این زیبایی بسیار است، امیدوارم که چنین سایهای همواره بر سر آفرینش باقی بماند.
هوش مصنوعی: این دنیا، ای دادرس! مانند یک شهر است که به نظارت و رهبری خداوند نیاز دارد و حکومت در آن، چیزی جز یک سایه از حاکمیت واقعی نیست که تنها در دست خالق هستی قرار دارد.
هوش مصنوعی: سر از محدودیتهای تو بیرون میآید، وقتی که قدرت تو هم توان گسستن این محدودیتها را پیدا کند.
هوش مصنوعی: اینجا به زیبایی و شکوه یک سرزمین اشاره شده است که مانند یک عروسی به نظر میرسد. این سرزمین با زیورآلات و زیباییهای خود، هیچ سنگ و مالی از خالقیت نمیطلبد. در واقع، اشاره به این است که زیبایی و جلال این ملک به حدی است که نیازی به افزودن چیز دیگری ندارد.
هوش مصنوعی: چنان فرد بینظیری چه نیازی به زیورآلات دارد؟
هوش مصنوعی: بدان که زمانی که آن سرزمین بیثمر از قلمرو و طبیعت خود خارج شد، خلقت نیز دچار تغییراتی میشود.
هوش مصنوعی: وقتی که خلقت را به خوبی و بدی دریافت کردی، از چیزهای ناپسند دوری کن تا آفرینش بهتری داشته باشی.
هوش مصنوعی: شاید یک بیابان خشک وجود نداشته باشد که از مجموع طبیعت و موجودات خشک و تر تشکیل نشده باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.