دلی که بسته این پیرزال جادو نیست
همیشه خسته زخم جهان بدخو نیست
سرای داد ندانم کدام سوست و لیک
ز هفت پاره ی شهر حدوث زین سو نیست
نه موضع سر پنجه است دست کوته دار
که آسمان ز حریفان زور بازو نیست
بطره و رخ شام و سحر مباش گرو
که هست ماشطه جادو، عروس نیکو نیست
دم اجل چه روی، بردم امل هیهات
شکار گاه اسد جای صید آهو نیست
در این نشیمن از آن هم نشین نیابی تو
که پر باز بساط گذار تیهو نیست
مخواه لوزنه زین دود خورده مطبخ پیر
که گوشتش همه گرده است و هیچ پهلو نیست
مجوی نفست سلامت، که راست خواهی، من
جز این نمی طلبم در همه جهان کاو نیست
دراز دستی شیر بلا بسی دیدم
چو شعله سر شمشیر گرد بازو نیست
ز حسرت شرف الدین زمانه بر شرف است
که صد هزارش درداست و هیچ دارو نیست
سواد دیده بسوز و سیاه کن جامه
در این عزا، اگرت وجه زاک مازو نیست
ز چشم ساز زمان در میان بیش و کمی
عیار صدق تو آخر کم از ترازو نیست
زهی هنر، بکدام آبروی می بینی
در این ممالک، چون خاک درگه، او نیست
نماند دیگر چشم مساعدت بکسی
کنون که ساعد اقبال او به نیرو نیست
عروس ملک ز رویش گرفته گیسوی قهر
کنون به تعزیتش جز بریده گیسو نیست
هزار ترکی در طبع فتنه میگردد
چو دست آن حبشی در حسام هندو نیست
جهان به حادثه، ابرو همی زند که بیا
که سهم آن گره ی روی و چین و ابرو نیست
به قید عقلش بدعت عقال داشت ز شرع
کنون به جنبد ترسم که بسته زانو نیست
الهی، این نفس او را در آنمقام مخوف
برون ز رحمت و فضل تو هیچ مرجو نیست
چو درگذشت به جان زین جهان مینا رنک
قرارگاهش جز گلستان مینو نیست
اگر دو عالمش از لطف در کنار نهی
عجب نباشد. بی مستحق هر دو نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف دل و اندیشه انسانها و مشکلات زندگی میپردازد. شاعر بیان میکند که دل انسان به دلایل مختلف گرفتار و خسته است و در جستجوی حقیقت و عدالت، سردرگم است. او از سختیها و زخمهای زندگی و ناکامیها صحبت میکند و به عواطف و آرزوها اشاره دارد.
شاعر به ناپایدار بودن دنیا و فریبندگی زیباییها اشاره میکند و تأکید میکند که زندگی واقعی، پر از درد و رنج است. او به کمبود محبت و حمایت در زندگی میپردازد و از حسرت و ناراحتیهای پیشآمده در زمانه میگوید. در نهایت، شاعر به نیاز به رحمت و فضل الهی و درک عمیق از زندگی اشاره میکند و میگوید که بدون لطف الهی، هیچ چیزی در این دنیا اصالت ندارد.
هوش مصنوعی: دلهایی که تحت تأثیر جادوگری این زن سالخورده قرار میگیرد، همیشه از زخمهای دنیای سخت و بدیها خسته و ناتوان نیستند.
هوش مصنوعی: من نمیدانم خانهی داد و انصاف کجاست، اما میدانم که از این طرف شهر، که هفت قسمت دارد، خبری از آن نمیبینم.
هوش مصنوعی: این بیت به معنای این است که نباید در کارهای بزرگ و چالشهای دشوار به تواناییهای محدود خود تکیه کرد، زیرا در میدان رقابت و نبرد برتری به افرادی تعلق دارد که قدرت و توان بیشتری دارند. به عبارتی، در مقابل چالشهای بزرگ باید از ظرفیتها و امکانات بیشتری بهره برد.
هوش مصنوعی: اینجا اشاره شده که زیبایی ظاهری و جلوههای فریبنده نمیتواند جایگزین عشق و صفای واقعی شود. ممکن است در اوایل زندگی احساس کنیم که زیبایی و جذابیت مهمترین چیزها هستند، اما در واقعیت، عشق و رابطههای عمیق و صادقانه ارزش واقعی را دارند. به عبارت دیگر، زیبایی ظاهری موقتی است و نمیتواند شادی و آرامش واقعی را به دست آورد.
هوش مصنوعی: زمان مرگ نزدیک است، و من امید دارم، اما مکان شکار شیر جایی برای صید آهو نیست.
هوش مصنوعی: در این مکان، همنشینی پیدا نخواهی کرد که مانند آن، با آزادگی و راحتی زندگی کند و پرواز کند؛ زیرا اینجا پرندهای نیست که بتواند با آزادی پرواز کند.
هوش مصنوعی: نخواه که از این آشپزخانه قدیمی که بوی دود میدهد، چیزی بگیری، چون گوشتش تمام چربی و بدون لحظههای خوشمزه است.
هوش مصنوعی: به دنبال سلامت نفس خود نباش، زیرا در واقع نمیخواهی. من در کل جهان چیزی جز این نمیخواهم که هیچکس وجود ندارد.
هوش مصنوعی: من بارها مشاهده کردهام که قدرت و شجاعت مبارزان مانند شعلهای سوزان است، اما وقتی به میدان جنگ میآیند، هیچ نشانهای از ضعف و بیپناهی در آنها وجود ندارد.
هوش مصنوعی: حسرت بر مقام شرفالدین باعث شده است که زمانه به شدت دردمند باشد، به طوری که این درد به اندازه صد هزار نفر است و هیچ درمانی برای آن وجود ندارد.
هوش مصنوعی: اگر چشمانت به شدت به گریه درآید و سیاهی در لباستان بخاطر این سوگواری بوجود آید، این کار را انجام بده، مگر اینکه زیبایی و جاذبهای از معشوق ما در تو نیست.
هوش مصنوعی: زمان مانند یک ساز میماند که در میان جنبههای متفاوت زندگی، صداقت تو را با دقت سنجیده و میسنجد. هر چند ممکن است در موقعیتهای مختلف تغییراتی به وجود بیاید، اما ارزش واقعی صداقت تو هیچگاه از میزان خودش کم نمیشود.
هوش مصنوعی: عجب هنری! در این کشورها، چه آبرویی را میتونی ببینی؟ مثل خاک درگاه کسی، این آبرو وجود ندارد.
هوش مصنوعی: دیگر امیدی به کمک و یاری از کسی نیست، زیرا که شانس و اقبال او دیگر به او یاری نمیرساند.
هوش مصنوعی: عروس ملک با زیبایی و چهرهاش، موهایش را در موقعیت ناراحتی به حالت قهر درآورده است و به جز موهای بریده شده و افسوس، چیزی نیست که برای تسلیت او آورده شود.
هوش مصنوعی: هزاران نیرنگ و فتنه در طبیعت پرآشوب وجود دارد، مانند این که دست یک سیاهپوست به شمشیر هندی نمیرسد.
هوش مصنوعی: دنیا به خاطر اتفاقاتش، به ما نگاه میکند و میگوید که بیا، سهم ما تنها در زیبایی و جذابیت ظاهری نیست.
هوش مصنوعی: شخصی که عقلش او را محدود کرده، از دین و شرع فاصله گرفته و میترسم که نتواند خود را از این قید آزاد کند.
هوش مصنوعی: خدایا، تنها به امید رحمت و لطف تو، هیچ گونه ترسی از این مقام هولناک برای او وجود ندارد.
هوش مصنوعی: زمانی که انسان از این دنیا میرود، آرامش و محل استقرار او جز در بهشت نیست و این دنیا بهتنهایی نمیتواند آن آسایش را برایش فراهم کند.
هوش مصنوعی: اگر دو دنیا را با مهربانی در کنار هم قرار دهی، باید تعجب نکنی. زیرا هیچ یک از آنها بدون لیاقت به ما داده نشده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به خوبی خم ابروی تو مه نو نیست
چو شمع روی تو ماه آفتاب پرتو نیست
هزار زخم کهن بر دلم ز تیغ تو هست
بیا که مرهم آن جز جراحت نو نیست
قلم به نسخ خط مهوشان بکش کامروز
[...]
شکستن دل ما کار زور بازو نیست
هلاک اهل وفا جر به نوشدارو نیست
به عیب جویی مجنون بدم ولی گویم
خوشا دلی که تسلی به چشم آهو نیست
چنین گلی نه از این لاله زار دهر برست
[...]
دمی بشمع کرامت، چو تندی خو نیست
خطی بحرف سعادت چو چین ابرو نیست
بهای گوهر مردم بود بآب حیا
بفرق خاک کسی را که آب دررو نیست
زمغز پوچ بود پیش مرد آزاده
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.