گنجور

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
صائب تبریزی

شمع ما را عاقبت اشک دمادم می خورد

حاصل این بوستان را چشم شبنم می خورد

می خورم خون از سفال و لب به دندان می گزم

وای بر آن کس که می از ساغر جم می خورد

باده لعلی نهان در سنگ اگر گردد رواست

[...]

سیدای نسفی

چشم او خون دل عاشق دمادم می خورد

پاسبان کعبه آب از چاه زمزم می خورد

زلف آن بالا بلند از جوش دلها شد دو تا

شاخ چون بسیار بار آور شود خم می خورد

از رفیقان جهان یاری طمع کردن خطاست

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه