از تیر تو در خاک طپد مرغ هوا باز
از خاک مگر می طلبد تیر ترا باز
از من چه رمیدی چکنم بهر تو یارب
مرغی که شد از دست نیاید به دعا باز
در خشم روی بی سبب و مهر نمایی
ما دیگرت آریم بصد مهر و وفا باز
هرگز نرود از دلم آن مهر نخستین
هرچند که دیدم همه عمر از تو جفا باز
دور از درت آندل که کدورت زده گردید
بالله که صدش کعبه نیارد بصفا باز
اندیشه وصلش نبود کار من و تو
اهلی مگر این کار گذاری بخدا باز



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از تیر عشق و غم جدایی میگوید و به احساساتش نسبت به معشوق میپردازد. او با حسرت و اضطراب از دوری معشوق و تاثیری که بر دلش گذاشته سخن میگوید و حتی از خیانتها و جفاهای او دست نمیکشد. با وجود همه دردها و کدورتها، عشق نخستین و دارایی عاطفیاش را فراموش نمیکند و همچنان آرزوی وصال را در دل دارد. شاعر به طرز عجیبی احساس میکند که این عشق برای او مقدستر از هر چیز دیگری است.
هوش مصنوعی: از تیر تو، که به خاک نشسته، پرندهای نمیتواند بلند شود. آیا از خاک، دوباره تیر تو را طلب میکند؟
هوش مصنوعی: از من چه فرار کردی؟ چه کنم برای تو ای خدا؟ مرغی که از دست رفته، با دعا نمیتوان دوباره به دست آورد.
هوش مصنوعی: اگر بدون دلیل عصبانی هستی و نشان محبت نمیدهی، ما همچنان با صداقت و محبت به تو محبت خواهیم کرد.
هوش مصنوعی: هرگز محبت اولیهات از دلم پاک نخواهد شد، حتی با وجود اینکه در طول عمرم از تو بدیها و بیمهریها را تجربه کردهام.
هوش مصنوعی: اگر کسی در دوری از تو غمگین و دلشکسته شود، به خدا قسم که هیچ چیز نمیتواند پاکی و زیبایی کعبه را به دست آورد.
هوش مصنوعی: این فکر که به وصالش برسم، نه کار من است و نه کار تو، برای این کار فقط خداوند میتواند کمک کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.