جز در حرم کوی تو دل خانه نگیرد
مرغ دل ما انس به بیگانه نگیرد
من عاشقم از می زدنم عیب نشاید
صاحب خرد این نکته بدیوانه نگیرد
از دانه اشکی که فشانم بسوی صید
کس مرغ بهشتی بچنین دانه نگیرد
در عشق بتان شرح بلا غایت خامی است
دل سوخته هنگامه بر افسانه نگیرد
هر کی که چشد چاشنی درد محبت
درمان نبود تاره میخانه نگیرد
از پرتو خورشید فلک بیش برد فیض
درویش اگر رخنه ویرانه نگیرد
اهلی اگر آن شمع بپروانه زد آتش
باشد که در او آتش پروانه نگیرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و تنهایی سخن میگوید. شاعر به اهمیت عشق و وابستگی به معشوق اشاره میکند و بیان میکند که هیچ چیز جز حضور معشوق نمیتواند دل او را شاد کند. او اعتراف میکند که عشق ناشی از درد و رنج است و افرادی که در این عشق طعم درد را چشیدهاند، دیگر به راحتی نمیتوانند از آن رهایی یابند. همچنین شاعر تأکید میکند که حتی در سختیها و مشکلات نیز عشق ارزشمند است و از آن میتواند نور و فیض بگیرد. در نهایت، او به پیوند میان شمع و پروانه اشاره میکند و نشان میدهد که عشق میتواند هم تخریبکننده و هم زیبا باشد.
هوش مصنوعی: قلب ما تنها در حریم تو آرام میگیرد و هیچ جایی جز آنجا نمیتواند برای ما محبت و الفت به ارمغان بیاورد.
هوش مصنوعی: من عاشق هستم و از نوشیدن شراب عیب و نقصی نمیبینم. درک این موضوع برای افراد عاقل و خردمند مناسب نیست که به دیوانگی من توجه کنند.
هوش مصنوعی: اگر از دانهای اشک که میریزم به سمت کسی، مرغ بهشتی هم نمیتواند از این دانه بهرهای ببرد.
هوش مصنوعی: عشق به معشوقان، داستانی بیپایان از درد و رنج است و دل سوخته نمیتواند در این ماجرا به افسانهها و خیالپردازیها پناه ببرد.
هوش مصنوعی: هر کسی که طعم درد عشق را چشید، درمانی برای آن پیدا نکرد و از آن به بعد بهسوی میخانه نمیرود.
هوش مصنوعی: اگر نور خورشید به آسمان تابش کند، برکت درویش نیز افزایش مییابد، مشروط بر اینکه هیچگونه آسیبی به این ویرانه نرسد.
هوش مصنوعی: اگر شمعی بتواند پروانه را به سمت خود بکشاند، به این معنی است که در درون خود آتش و جذابیتی دارد که حتی پروانه هم نمیتواند از آن دور بماند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دل خانه در این عالم ویرانه نگیرد
قاصد به دیاری که رود، خانه نگیرد
دل خوش کن مردان خرابات بود عشق
از شعر که در کعبه و بتخانه نگیرد
معنی به دلم باز شد، اما به زبانم
[...]
گل مرتبه عارض جانانه نگیرد
جای لب ساقی لب پیمانه نگیرد
سیلاب بود کاسه همسایه این قوم
کافر به سرکوی بتان خانه نگیرد
در سینه عشاق نماند گهر راز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.