آتش آهم نهال وادی ایمن شده
باز این آتش نگه کن کز کجا روشن شده
من چنین مدهوش وصل و غافلم از بیخودی
اشک حسرت آمده از دیده تا دامن شده
نیست جز آیینه چشم دل او را جلوه گاه
زانکه در دل دیدمش هرگه ز چشم من شده
گر دهان بر آه بندم از شکاف سینه ام
آتشی بینم بلند از چاک پیراهن شده
اهلی شوریده چون خود را نگه دارد که دوش
در سماع افتاده با او دست در گردن شده


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از آتش عشق و دلهره ناشی از وصال سخن میگوید. او در حال غرق شدن در احساسات و هیجانات خود است و از درد و حسرتی که در دلش به وجود آمده، سخن میگوید. این آتش نه تنها نشانهای از عشق اوست، بلکه تصویر روشنی از معشوقش در دل اوست. او به شدت تحت تأثیر احوالات خود قرار دارد و در حالتی از شور و سماع به سر میبرد که این احساسات عمیق او را به تلاطم انداخته است.
هوش مصنوعی: آتش سیاهی که از دلم برمیخیزد، مانند نهالی در سرزمین امنی رشد کرده است. حالا این آتش را نگاه کن که از چه جایی شعلهور شده است.
هوش مصنوعی: من به شدت مسحور وصل تو هستم و از حالتی که فکر نمیکنم کاملاً غافل شدهام. اشکهای حسرت از چشمانم ریخته و تا دامنم رسیده است.
هوش مصنوعی: جز چشمان دل او که همچون آینه است، جایی برای نمایاندن وجودش نیست. زیرا من او را در دل خود دیدهام و هر بار که به او نگاه میکنم، از چشمانم تصویرش را میبینم.
هوش مصنوعی: اگر دهانم را بر روی آه و ناله ببندم، از درز سینهام آتشی بلند و شعلهور به چشم میخورد که از چاک پیراهنم بیرون میزند.
هوش مصنوعی: شخصی که دچار شور و شوق است، چگونه میتواند خودش را کنترل کند در حالی که دیشب در حال رقص و شادی بوده و با کسی که در آن لحظه نزدیکش بوده، دست به گردن انداخته است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.