خوش آنکه بودمه من زباده مست شده
فکنده دست ز دوش من و ز دست شده
چو کام از آن لب میگون دلم مست یافت
چنان خوشست بمستی که می پرست شده
اگر چه دین و دلم شد شراب و شاهد و ساقی
چرا ملول نشینم چو هر چه هست شده
مگر غبار مرا سر بلند سازد باد
چنین که در ره یارم چو خاک پست شده
خمیده شد چو کمان قد اهلی از غم یار
کشاکش اجلس در پی شکست شده


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از حال و هوای خود پس از نوشیدن شراب و خوشیهای آن سخن میگوید. او احساس مستی و شادی ناشی از عشق و زیبایی معشوقش را وصف میکند و میگوید که در دلش شوق و خوشی وجود دارد. با اینکه دین و دلش تحت تاثیر شراب و معشوق قرار گرفته است، اما از این وضعیت ملول نیست. شاعر در نهایت به غم ناشی از جدایی و دلتنگی خود اشاره میکند و از کاهش عزت نفسش در این عشق میگوید.
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که از شراب مست شده و بار زندگی را از دوش خود برداشته و از سختیهای آن رها شده است.
هوش مصنوعی: وقتی از لبان زیبا و دلانگیز عشق خود کام دل را به دست آوردم، احساس میکنم که این شادی و سرخوشی به اندازهای است که به مانند حالتی از مستی در من جاری است.
هوش مصنوعی: اگرچه ایمان و دل من تبدیل به شراب و معشوق و پیشخدمتی شده، چرا باید غمگین باشم وقتی که همه چیز در حال تغییر و زیبا شدن است؟
هوش مصنوعی: آیا باد میتواند مرا از غبار و فروتنیام بیرون بیاورد، به گونهای که مانند خاکی که در راه محبوب است، به سمت او بلند شوم؟
هوش مصنوعی: به خاطر غم یار، قامت مانند کمان خم شده است و در پی شکست، درگیر کشمکش و تلاش است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.