گنجور

 
افضل‌الدین کرمانی

هر ساعت است عالم جانم خراب‌تر

هر دم دلم بر آتش محنت کباب‌تر

ای مرگ ناوکی که ز دستت خطا بشد

کاری نرفت بر تو از این ناصواب‌تر

بس زود بستدی ز من آن نازنین من

هرگز نبوده‌ای تو از این باشتاب‌تر

ای خاک هان و هان مفشان گرد بر رخش

کز وی ندیده‌ای تو جهانی به آب‌تر

 
 
ادیب صابر

ای از بنفشه زلف تو پر پیچ و تاب تر

چشمت ز چشم نرگس تر نیم خواب تر

خوش ده جواب دوست که از جمع دلبران

دلبرتر آن بود که بود خوش جواب تر

خرم شده ست سبزه و مشکین شده است باد

[...]

واعظ قزوینی

در چشم عقل هرکه بود سر حساب تر

ناکام تر کسی است که شد کامیاب تر

از خانه حباب که موج است پایه اش

باشد بنای عمر تو پا در رکاب تر

تخم أمل مکار بامید زندگی

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه