دشت را خوش مفرش سیمابگون بخشد سراب
گرم گردد طبع گیتی از فروغ آفتاب
طبع گیتی را ز گرمی مایهای حاصل شود
چون کشد بر چرخ رایتهای سیمابی سراب
آب دارد طبع آتش راست گویی در تموز
فعل آتش خاصیت پیدا کند در طبع آب
چون دل پرتاب عاشق گرم شد جرم زمین
چون دهان مرد تشنه خشک شد چشم سحاب
بر زمین از قوت تف گام نگذارد غزال
در هوا از بیم گرما بال نگشاید عقاب
گر به هنگام زوال از دشت هامون بگذری
بر سر هر سنگ بینی جانور گشته کباب
لعل گرداند به وقت گرمگه سوز سموم
سنگ را اندر جبال و خاک را اندر شعاب
عاملان جویند اکنون مجلس خالی و می
ذاکران خواهند اکنون سایه بید و شراب


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر توصیفاتی دارد دربارهٔ طبیعت و حال و هوای آن در گرما. شاعر از دشت و سراب سخن میگوید و تأثیر آفتاب بر زمین و موجودات را به تصویر میکشد. در این فضای گرم و سوزان، طبیعت موجودات را تحت تأثیر قرار میدهد، به طوری که غزالها و عقابها از حرارت فرار میکنند. همچنین، اشارهای به دگرگونی موجودات در اثر گرما و خشکسالی میشود و در نهایت، به جستجوی انسانها برای آرامش و لذت در میان طبیعت و میپردازد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.