چنین گفت بانوی شیرین زبان
که ای جمله با من چو جان مهربان
مرا نیست دیگر توانای زیست
برین زندگی زار باید گریست
شما را پس از من بسی ناز باد
ز شادی به گوش اندر آواز باد
چو آید عدو سوی خرگاه من
بگوئید از من به بدخواه من
که رفتیم ما این تو این خانمان
بزن آتش اینک در این خاندان
مرا بگذرد رنج ایام سخت
ترا این سیاهی بماند برخت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: بانوی شیرین زبان بیان میکند که دیگر نمیتواند در این زندگی زار ادامه دهد و از این وضعیت نگران است. او از دوستانش میخواهد که پس از او شاد باشند و برای او ناز کنند. همچنین، به آنها توصیه میکند که اگر دشمنی به سراغش بیاید، بگویند که او و خانوادهاش رفتهاند و در آخر، از رنجهایش سخن میگوید و به آنها یادآوری میکند که سیاهی و سختیها برای آنها باقی خواهد ماند.
هوش مصنوعی: زن شیرینزبان چنین گفت: ای همه شما، مانند جانم برای من عزیز هستید.
هوش مصنوعی: دیگر نمیتوانم در این زندگی سخت و پرمشکل ادامه دهم و باید به حال خودم بگریم.
هوش مصنوعی: پس از من، امیدوارم که با شادی و خوشحالی به شما ناز و محبت کنند و صدای خوش باد به گوش شما برسد.
هوش مصنوعی: وقتی دشمن به سمت خیمهگاه من میآید، بگویید که از من به بدخواهام خبر بدهید.
هوش مصنوعی: ما به خانهات آمدیم و حالا که اینجا هستیم، در این خانواده آتش بیانداز.
هوش مصنوعی: به من گذراندن سختیها و ناراحتیهای روزگار را آسان میکند، اما این سیاهی و مشکلات همیشه بر تو باقی خواهد ماند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.