گنجور

 
ادیب الممالک

دوش گفتم بدوستی که بود

حفظ این آب و خاک بر همه دین

راز حب الوطن من الایمان

هست دستور سید ثقلین

وز برای رواج این بازار

به غزا رفت شاه بدر و حنین

پی این کار شد علی مقتول

بهر این امر کشته گشت حسین

گفت آری ولیک گفته جحی

کش ابوالغصن کنیه نام دجین

نجس العین گشته دولت ما

تا بساقین و ساعدین و یدین

گر نسازی ازاله عینش را

نرود این نجاست از ما بین

لیک امیدوارم آنکه شود

پاک و طاهر پس از ازاله عین

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
عنصری

بهمه شهر بود ازو آذین

در بریشم چو کرم پیله زمین

فرخی سیستانی

باغبان! زیر سرو بن منشین

نه کجا سرو نیست نیست زمین

نه همه سایه زیر سرو بود

زیر شاخ سمن شو و بنشین

باغ تو پر درخت سایه ورست

[...]

قطران تبریزی

مجلس است این مگر بهشت برین

که بنای بهشت است بر این

پیکر بومش از بدایع روم

نقش دیوارش از صنایع چین

این ز دلها همی زداید زنگ

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از قطران تبریزی
مسعود سعد سلمان

قدحی نوش کرد شاه زمین

شاه محمود سیف دولت و دین

تا که نفس چو آب او شد پاک

شد متین شخص او چو کوه متین

نز پی علتی و رنجی خورد

[...]

مشاهدهٔ ۶ مورد هم آهنگ دیگر از مسعود سعد سلمان
ابوالفرج رونی

ای جمال ترا کمال قرین

طوق طوع تو بر شهور و سنین

از یمین تو ملک برده یسار

به یسار تو دهر خورده یمین

هر کجا حزم تو فرود آید

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از ابوالفرج رونی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه