همیشه شمس به قصد تو گشته یار زحل
هماره ماه برغم تو خفته در عقرب
حکیم با هنر از طعن آن حریف ظریف
غریق بحر الم شد حریق نار غضب
بگفت اینهمه دانم ولیک بختم نیست
چو بخت نیست فزونی ز معرفت مطلب
که گر ز اطلس گردون قصب کند بدبخت
ز ماهتاب در افتد شراره اش به قصب
چه پرسی از حسب بختیار وز نسبش
که آسمان حسبش گشت و آفتاب نسب
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به ناکامی در دستیابی به کامیابی و شانس اشاره دارد. شاعر به وجود موانع و نفرینهای سرنوشت پرداخته و به این نکته اشاره میکند که با وجود دانش و هنرش، برایش بخت مناسب وجود ندارد. او به مثالی از زحل و ماه اشاره میکند و میگوید حتی اگر از یک آسمان آبی هم برآمده باشد، باز هم شانس نمیتواند او را یاری کند. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که افتخار و نسب به تنهایی کافی نیست و سرنوشت نقش مهمی در زندگی دارد.
هوش مصنوعی: شمس همیشه به خاطر تو، در کنار زحل قرار دارد و ماه همواره با وجود تو در حال استراحت در دایره عقرب است.
هوش مصنوعی: حکیم با هنرش از انتقادات آن رقیب نازکدل به عمق دریا فرو رفت و آتش خشمش خاموش شد.
هوش مصنوعی: میگوید: میدانم همه اینها را، اما بخت و اقبال به من یاری نمیکند. وقتی شانس نیست، حتی دانش و آگاهی هم نمیتواند به من کمکی کند.
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد از امکانات و نعمتهای آسمان بهرهمند شود، ولی بخت بدی داشته باشد، ممکن است از چیزهای زیبا و درخشان، نظیر نور ماه، هم به خطر بیفتد و دچار مشکل شود. به عبارتی، زیباییها میتوانند به جای خوشبختی، برای او دردسرساز شوند.
هوش مصنوعی: از چه چیزی دربارهی وضعیت و اصل و نسب شگوندارش میپرسی، در حالی که آسمان به خاطر اصل و نسب او به او اهمیت میدهد و خورشید نیز به خاطر نسب او روشنایی میدهد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سپیده دم که هوا بر درید پرده شب
بر آمد از سر که روز با ردای قصب
سپید روز سپه روی داده بود به چین
شب سیاه سپه روی داده سوی حلب
چنان سیاه وشی اندکی سپید بروی
[...]
تقشّعَ غَیْمُ الهَجْرِ عَنْ قَمرِ الحُبِّ
وأسْفَرَ نُورُ الصُّبْحِ عَنْ ظلمةِ العَنْبِ
اگرچه من نکنم عاشقی بطبع طلب
کند طلب دل من عاشقی ز مهر . . . ب
گهی ز دیده خروشم کز اوست دل بعذاب
گهی ز دل کنم افغان کز اوست جان به تعب
ز دیده جیحون باران ز دل جحیم نشان
[...]
همی شکنجد باد و همی شکافد خاک
به جنبش اندر دود و بخار آتش و آب
سپهر ملک عجم ، آفتاب دین عرب
بلند نام و نشان و بزرگ اصل و نصب
کمال دین هدی ، قطب ملک و دین محمود
که هست چرخ شرف را جمال او کوکب
جمال دودهٔ خوارزمشاه ، آنکه ربود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.