گنجور

 
ادیب الممالک

ما می و کو کنار را کرده فدای یک نظر

بی کمک پیاده ای یا مددسواره ای

گر نظر علی بمن درفکند نظاره ای

از پس مرگ بخشدم زندگی دوباره ای

پیرو دلیل عاشقان آنکه ز نور معرفت

پیر خرد بحضرتش کودک شیرخواره ای

از سخنی چو انگبین کرده ز موم نرمتر

خاطر منکری که شد سخت چو سنگ خاره ای

ما همه کودکان او کارگردکان او

در طلب مکان او خسته ز هر کناره ای

ما پی دفع خواب خوش خواسته از مقام خود

او ز برای خواب ما ساخته گاهواره ای

جز نظر علی در این بستر آفت و مرض

پیکر دردمند را نیست علاج و چاره ای

ای نظر علی دلم در ره انتظار تو

هست پی فدا شدن منتظر اشاره ای

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
حکیم نزاری

ساقیِ مجلسِ صفا چارهٔ ما به چاره‌ای

چاره و بس که حالتی نیست جز این و چاره‌ای

میر خمار هر چه شد تیره ز من زمان زمان

می‌کشد از سپاهِ غم بر سرِ من هزاره‌ای

فایض میکده به ما دیر به دیر می‌رسد

[...]

قاآنی

اگر فتد ز قهر او به نه فلک شراره‌ای

به یک سپهر ننگری نسوخته ستاره‌ای

ز روی خشم اگر کند به لشکری نظاره‌ای

گمان مبر که جان برد پیاده‌ای سواره‌ای

ادیب الممالک

گر نظر علی بمن درفکند نظاره ای

از پس مرگ بخشدم زندگی دوباره ای

پیرو دلیل عاشقان آنکه ز نور معرفت

پیر خرد بحضرتش کودک شیرخواره ای

از سخنی چو انگبین کرده ز موم نرمتر

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه