ابتدا هست یار و آخر نیز
حکم خاوندگار حی عزیز
آنچه بنوشته اندرین ورق است
شرط و اصل شدن باهل حق است
اهل حق را درین دوازده ماه
ده و دو خدمت است بی اکراه
هر که در راه حق نیاز برد
رو بدرگاه کارساز برد
تاج دولت بسر نهد او را
صد برابر عوض دهد او را
تو برو فیض دست خویش بپاش
کار با دین کس نداشته باش
که همه بندگان او باشند
گر بزرگند یا که او باشند
هر که داخل درین طریقت شد
قرض او روزه حقیقت شد
هست در روزه اولین آداب
شست و شوی تن و لباس در آب
گرچه تطهیر باطن است نخست
هم بظاهر در آب باید شست
پس زمال و طعام و کسوت خویش
کرد باید نیاز بر درویش
وانگهی غسل روزه باید کرد
دل چو می تن چو کوزه باید کرد
روزه تو بود سه روزه تمام
ده بیاران درین سه روزه طعام
از اناث و ذکور و خرد و کبیر
فرض باشد بهر تنی ده سیر
کز برنج لطیف ساز دهند
بر سر خوان دوستان بنهند
لیک بر هر نرینه واجب دان
که خروس همیکند قربان
بایدت این سه روزه برد بسر
شادمان چون بشاخ لاله تر
ز آنکه حق جو همیشه دلشاد است
خانه چون جای حق شد آباد است
چار شب خدمت چهار ملک
فرض باشد ترا درین مسلک
ز آنکه آنان عناصر فلکند
حامی حق و ناصر ملکند
بادبان سفینه عشقند
چار رکن مدینه عشقند
ملکوت خدای را شامل
عرش حق را همی شده حامل
قبض و بسط امور در یدشان
خارج از تخت و فوق مسندشان
آنچه کاری بعشقشان در باغ
روید از خاک جای لاله چراغ
اندرین چار شب زفکرت وهش
گوسفند ار نشد خروس بکش
مرد باید بقدر قوه خویش
فیض بخشد همیشه بر درویش
هر چه افزون دهد عطا و نیاز
حق مر او را زیاده بخشد باز
هشتمین خدمت ای ستوده سیر
هست از بهر میر اسکندر
که نر و ماده هر یکی ده سیر
پخته سازد برنج بهر فقیر
خانه یک خروس در این خبر
فرض باشد وان تزد لاضیر
نهمین دان کلوچه رزبار
آنکه رانده است و هم را ازبار
مایه این کلوچه آرد بود
مرغ و بره بزیر کارد بود
هر چه این خوان نکوتر و بهتر
گوسفند و خروس فربه تر
جای آن بهتری و نیکوئی
سبز گردد دگر چه میجوئی
دهمین خدمت تو قربان است
دادن جان براه جانان است
اهل حق را سزد که در همه سال
وقت محصول خود زمال حلال
بره تندرست و فربه و نر
در ره حق همی ببرد سر
بفقیران از آن نواله دهد
می کشان را در آن پیاله دهد
بر تن جانور دریدن دلق
هست بهر رفوی جامه خلق
جانور را همی کشد بنده
کادمی را از آن کند زنده
ورنه آنکس که جان نتاند داد
گر شود جانستان بود بیداد
خدمت یازده که لازم شد
خاص اسفندیار خادم شد
ده و دو خدمت ای نکو هنجار
هست زآن قلی، مصاحب یار
واجب است این دوازده خدمت
زین فزون خیر گشته نی سنت
خیر چون بیشتر اثر بیش است
چون درختت فزون ثمر بیش است
هر که در راه حق نیاز دهد
حق مر او را علاوه باز دهد
طالبا پیرزاده را بشناس
کار او را زکس مگیر قیاس
بپرستش که پیرزاده تست
بسوی حق در گشاده تست
خضر راه تو اوست در ظلمات
وز کف او بنوش آب حیات
هادی تست بر حقیقت عشق
پدر تست در طریقت عشق
چون پدر شد بدان که هیچ پسر
زن نگیرد زخاندان پدر
نیز باید که پیر زاده تو
نبرد زن زخانواده تو
بجز این هر کش اختیار بود
در خور عار و نار و دار بود
نکند طالب آنچه زشت و بدست
نخورد آنچه آفت خرد است
نشود جز زیاد مولا مست
جز بدامان حق نیازد دست
از ربا و دروغ پرهیزد
قول خود با قسم نیامیزد
نام حق را برایگان نبرد
پرده ننگ و نام کس ندرد
حسد و بغض و عجب و کبر و غرور
همگی راز خویش سازد دور
دور باشد زدزدی و تهمت
راست با هر گروه و هر ملت
نکند با کمند و تیر شکار
ترساند بجانور آزار
نشود بیوفا و حق نشناس
عصمت خلق را بدارد پاس
نظر بد بعرض کس نکند
بلواط و زنا هوس نکند
ور بناموس اهل حق بیند
مرگ را بر حیات بگزیند
قتل او واجب است بر باران
که بود در صف تبه کاران
یار بیگانه باش همچون خویش
منگر در نژاد و مذهب و کیش
که همه بندگان یار حقند
کلمات حقند و در ورقند
بهر حق جمله را ستایش کن
ذات حق را بدل نیایش کن
پاک می کن زبان و دیده و دل
دست و تن ظرف و جامه و منزل
همه را شست و شو ده از اخلاص
تا درائی درون خلوت خاص
پاک شو تا رهی زبند نجس
همچو زر وارهی از آهن و مس
نجس آن قی که شد زلب بدرون
هست آن کز دهان شود بیرون
هر چه شد در دهان رسید بدل
هرچه در دل بدوست شد واصل
پس بدل هرچه شد رسید بحق
پاک دان هر چه شد بحق ملحق
نجس آن که شد که از دهان ریزد
با دروغ و دغل در آمیزد
آنچه بیرون شد از دهان مردار
هست کز دوست نیست برخوردار
میوه باغ خلق را مربای
که نکردی تو آن درخت بپای
رایگان خوردن تو باشد زشت
از درختی که آن نه بهر تو کشت
لیک تسکین نفس را ز آن شاخ
اندکی خور ولی مبر در کاخ
از ستوران خود بکشت کسان
ضرر و آفت و زیان مرسان
تنگ بر اهلبیت خویش مگیر
که عیالت گرسنه باد و تو سیر
حق نباشد از آن کسی خرسند
که از او شاد نی زن و فرزند
هیچ زن را طلاق نتوان داد
مگر آن زن که عرض داده بباد
یا رود بی اجازه شوهر
از سرا آن پلید بدگوهر
یا خیانت بمال و نام کند
که حلال ترا حرام کند
آنزمان از وصال او بگریز
همچو خاشاک خشک از آتش تیز
دیده بربند از وصال عروس
چون کند ماکیان صدای خروس
زاده چو عاق بر پدر باشد
یا بمادر دمش هدر باشد
بایدش پند داد اگر از پند
به نشد کشت باید آن فرزند
با زن اجنبی بیک خانه
منشین ای ز داد بیگانه
ویژه چون خانه شد تهی از غیر
شر در آنجا مسلط است بخیر
هست شیطان بر آدمی دشمن
نار بجهد چو سنگ دید آهن
بشنو از من ز روی فکر سخن
بر زن اجنبی نگاه مکن
خور و خفتن مجو فسانه مگوی
خاصه آن بانوی که دارد شوی
همچنین واجب است بر هر زن
نرود رو گشاده در برزن
تن خود را ز چشم نامحرم
باز پوشد کند چو آهو رم
نزد صاحبدلان با گوهر
نیست محرم بزن مگر شوهر
بار سنگین منه به پشت ستور
که ز انصاف و عدل باشد دور
از علیق و علوفه شان تو مکاه
سیرشان کن در آخور از جو وکاه
زان حذر کن که او از بحق نالد
حق دو گوشت زقهر خود مالد
کم فروشی خلاف فرمان است
که ترازوی حق بمیزان است
آنکه با سنگ کم متاع فروخت
آتش از سنگ جست و ریشش سوخت
آب در شیر گاو کرد آن کرد
آمد آن آب و ماده گاو ببرد
میهمان چون درآید از درگاه
باش در پیش او چو خاک براه
با جبین گشاده اش بپذیر
یا گل و نقل و باده اش بپذیر
در برویش مبند و عذر مجوی
تا نبندد خدا درت بر روی
شرم ناداری از میان بردار
هرچه داری بیار و باک مدار
خانه گر از فلان و از بهمان
خانه صاحب حق است و ما مهمان
میهمان را چگونه می شاید
که در حق بدوست نگشاید
ذکر حق کن همیشه بر لب ورد
یاد استاد خود کن ای شاگرد
غم روزی مدار ای کودک
آنکه جان داد نان دهد بیشک
تا نبودی تو گردگار قدیر
کرد پستان مادرت پر شیر
آنکه در کودکیت را نگذاشت
هم پیری نگاه خواهد داشت
سخن مغز را بپوست مگوی
راز بیگانه را بدوست مگوی
همچو خم راز دار و سنگین باش
نه چو گلبن که راز گل زو فاش
دست در کاردار و دیده براه
مفکن جز بروی دوست نگاه
نظرت سوی راه حق باشد
تا تنت در پناه حق باشد
سیدی را که گوسفند و خروس
کرد قربان بده بدستش بوس
وآنگهی پنجشاهی از زر خویش
کن براهش نثار ای درویش
لیک سید چو خارج از ره شد
دستش از وصل دوست کوته شد
نه بر او نذر می رسد نه نیاز
بگل از وی بدیگری پرداز
چون نشینی درون صحبت جمع
همچو پروانه باش ناظر شمع
حرف دنیا مزن در آن محفل
کار تنها مکن بخلوت دل
لب فروبند و گوش هوش گشای
کینه ز آیینه درون بزدای
نظرت را بروی پیر افکن
شاخ انکار را ز ریشه بکن
باش یکباره پای تا سر گوش
دل پر از داستان و لب خاموش
با حریفان یکدل یکرنگ
شاد زی رخ گشاده نی دلتنگ
اهل انکار را بخلوت خاص
مبر ایجان که نیستش اخلاص
یار ما از میانه اغیار
دوست گیرد ولی نگیرد یار
ای پسر دستگیر یاران باش
ساقی بزم میگساران باش
زندگانی را عزیز دار و نکو
در بر زنده سوگ مرده مگو
صبر کن در عزای خویشاوند
شو شکیبا بماتم فرزند
شادمان باش از آنکه بتواند
آنچه بخشیده از تو بستاند
هم ببخشد ترا پس از ستدن
عبث است از تو دست و پای زدن
باش دایم ز قهر حق بهراس
هیچکس را بغیر حق مشناس
کابتدا یار و انتها یار است
حکم خاوندگار در کار است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به بیان اصول و آداب زندگی در طریقت حق و خدمت به بندگان خدا میپردازد. ابتدا تاکید میشود که هرچه در زندگی انجام میشود باید مطابق با خواستههای خداوند باشد و بندگان باید در دوازده ماه سال به انجام خدماتی بپردازند. در این متن به جزئیات این خدمات، از جمله روزه و قربانی کردن برای فقرا اشاره شده و اهمیت خدمت به دیگران در راستای عشق به خداوند مورد تأکید قرار گرفته است.
همچنین، نویسنده بر موضوعاتی مانند صداقت، انصاف در تجارت، و رفتار شایسته با مهمانان و خانواده تأکید دارد. به عقیده او، انسان باید از دروغ، حسد و دیگر صفات زشت دوری کند و همیشه خداوند را در نظر داشته باشد. همچنین، باید تلاش کند تا به دیگران کمک کند و در زندگی روزمره عدالت و لطف را به کار گیرد. در نهایت، بر اهمیت پیروی از معلم و آموزگاران دینی و تأکید بر دوستی و محبت میان انسانها اشاره میشود.
هوش مصنوعی: در ابتدا دوستی وجود دارد و در نهایت، تنها اراده و قدرت خداوند خوب و عزیز حکمفرماست.
هوش مصنوعی: هر آنچه که در این صفحه نوشته شده، برای تحقق و واقعی شدن به شرط و شروطی با خداوند وابسته است.
هوش مصنوعی: در این دوازده ماه، اهل حق پنج خدمت خاص دارند که به صورت داوطلبانه انجام میدهند، بدون هیچ گونه اجبار.
هوش مصنوعی: هرکس که در مسیر حقیقت و انصاف نیازمند باشد، باید به درگاه خداوند و کسی که مشکلات را حل میکند، روی بیاورد.
هوش مصنوعی: او تاج و تخت سلطنت را بر سر او میگذارد و در عوض، صد برابر برای او پاداش خواهد داد.
هوش مصنوعی: تو برو و نعمتهای خود را پخش کن و نگران اعتقادات دیگران نباش.
هوش مصنوعی: همه افراد، چه بزرگ و چه کوچک، باید بندگان خداوند باشند و او را بپرستند.
هوش مصنوعی: هر کسی که وارد این مسیر espiritual شود، برای او بدهیاش به روزهای حقیقت تبدیل میشود.
هوش مصنوعی: در روزه اولین کارهایی که باید انجام دهیم، شستوشوی بدن و لباس با آب است.
هوش مصنوعی: برای پاک کردن درون، ابتدا باید ظاهر را هم با آب شست.
هوش مصنوعی: انسان باید همواره از مال و خوراک و پوشاک خود به نیازمندان کمک کند.
هوش مصنوعی: علاوه بر روزه گرفتن، باید دل را نیز پاکسازی کرد؛ مانند کوزهای که باید از درون تمیز شود تا برای نگهداری شراب مناسب باشد.
هوش مصنوعی: روزهات سه روز طول کشید و در این مدت، از دوستانت برای غذا دعوت کردی.
هوش مصنوعی: برای هر انسانی، چه زن و چه مرد، بزرگ و کوچک، لازم است که به اندازه ده سیر از غذا برخوردار باشد.
هوش مصنوعی: از برنج نرم و خوشبو برای پذیرایی از دوستان بر سر سفره استفاده میکنند.
هوش مصنوعی: اما هر مردی باید بداند که خروس همواره قربانی میشود.
هوش مصنوعی: باید در این سه روز شادی را در سر داشته باشی، مانند شکوفهی لاله که سر به سمت آسمان دارد.
هوش مصنوعی: کسی که همیشه در جستجوی حق و حقیقت است، همواره خوشحال و سرزنده است؛ زیرا وقتی که خانه و زندگی بر اساس حق و درستی باشد، به طبع آباد و خوشحال کننده خواهد بود.
هوش مصنوعی: در این مسیر، هر چهار شب باید به خدمت چهار ملک (فرشتگان) بپردازی و این برای تو ضروری است.
هوش مصنوعی: چون آنها از عناصر و مواد طبیعی هستند، از حق حمایت میکنند و حامی ملک و حکومتاند.
هوش مصنوعی: بادبانهای کشتی عشق، همان چهار رکن اصلی شهر عشق هستند.
هوش مصنوعی: جهان آسمانی و ملکوت خداوند، توانسته عرش و فرش الهی را در بر بگیرد و به دوش بکشد.
هوش مصنوعی: امور تحت کنترل آنهاست و خارج از موقعیت و مقامشان قرار دارد.
هوش مصنوعی: هر چیزی که از عشق آنها در باغ به عمل میآید، مانند گلی است که از خاک برمیخیزد و نور و روشنی به همراه دارد.
هوش مصنوعی: اگر در این چهار شب به فکر گوسفندها نباشی، صبح بیدار شدن خروس هم فایدهای ندارد.
هوش مصنوعی: مرد باید به اندازه تواناییاش، همیشه به نیازمندان کمک کند.
هوش مصنوعی: هرچه خداوند به انسان ببخشد یا او را در نیازهایش یاری کند، باز هم بر او افزوده میشود و او را بیشتر میدهد.
هوش مصنوعی: هشتمین وظیفهای که تو به خاطر میخواهی از اسکندر انجام دهی، ستودن و تحسین کردن اوست.
هوش مصنوعی: هر یک از نر و ماده، ده سیر برنج پخته میکنند تا برای فقرا فراهم کنند.
هوش مصنوعی: در اینجا به نظر میرسد اشاره به مکانی است که از نظر اهمیت یا وضعیت به آن پرداخته میشود. در واقع، خانه یک خروس نمادی از مکانی است که شاید ظاهری ساده و بیاهمیت داشته باشد، اما در واقع میتواند نشاندهنده چیزهای بیشتری باشد. به این ترتیب، به خودی خود میتواند جایی مهم یا با داستانی پنهان باشد.
هوش مصنوعی: یکی از معانی این بیت در اشاره به شخصی است که از دیگران جدا شده و طرد شده است. او تا حدی به بخت و سرنوشتش پی برده که به زحمت به سرنوشت خود ادامه میدهد و به نظر میرسد دیگران او را نمیپذیرند. این وضعیت نشان دهنده تنهایی و غم اوست.
هوش مصنوعی: این کلوچه با آرد درست شده و مواد اصلی آن مرغ و بره هستند که زیر تیغه چاقو قرار گرفتهاند.
هوش مصنوعی: هر چه این سفره زیباتر و با شکوهتر باشد، نماد آن است که گوسفند و خروس نیز در اینجا بهتر و فربهتر هستند.
هوش مصنوعی: بهتر است که در جستجوی چیزی بهتر و زیباتر باشید، زیرا چیزی که در انتظار شماست، از آنچه اکنون دارید، شایستهتر و ارزشمندتر خواهد بود.
هوش مصنوعی: دهمین خدمت تو قربانی کردن جان برای محبوب است.
هوش مصنوعی: اهل حق شایسته است که در تمام سال، محصول خود را از راه حلال به دست بیاورند.
هوش مصنوعی: برهای سالم و چاق و نر در مسیر راست و صحیح، سر خود را به جلو میبرد.
هوش مصنوعی: فقیران را از آن غذایی که به دیگران میدهد، سیراب میکند و در آن ظرف برای آنان میریزد.
هوش مصنوعی: بر اندام جانور، پارگی لباس وجود دارد تا به بهبود و دوختن لباس مردم کمک کند.
هوش مصنوعی: انسان به وسیله تسلط و خدمت به برخی از جانوران، آنها را زنده نگه میدارد؛ به این معنا که برای برخی از حیوانات، حفاظت و سرپرستی وجود دارد که به زندگی آنها کمک میکند.
هوش مصنوعی: اگر کسی نتواند جان خود را فدای هدفی کند، در حقیقت او نمیتواند به عنوان یک انسان واقعی شناخته شود و این نادرست است.
هوش مصنوعی: وقتی که نیاز شد، یازده نفر به خدمت آمدند و اسفندیار به عنوان خادم معرفی شد.
هوش مصنوعی: خدمات و حسن سلوک تو بسیار خوب است، به همین خاطر من را به دوستی و همراهی با خودت دعوت میکنی.
هوش مصنوعی: این دوازده خدمت ضروری است و از این بیشتر، کار خیر به حساب نمیآید و نیازی به آن نیست.
هوش مصنوعی: خیر و نیکی هر چه بیشتر باشد، تاثیرات آن نیز بیشتر میشود. مثل اینکه هرچه درخت بزرگتر و شادابتر باشد، میوههای بیشتری نیز میآورد.
هوش مصنوعی: هر کسی که در مسیر حقیقت و درستی قدم بردارد و نیازمند باشد، خداوند به او کمک میکند و بیشتر از آنچه که میخواهد، به او میدهد.
هوش مصنوعی: دانشجویان باید شناخت عمیقی از پیرزاده داشته باشند و نباید کار او را با دیگران مقایسه کنند.
هوش مصنوعی: به پرستش و عبادت بپرداز، چون او کهنسالی است که به سوی حقیقت و واقعیت باز است و راه را برای تو هموار کرده است.
هوش مصنوعی: خضر، راهنمای تو در تاریکیهاست و از دستان او میتوانی از آب زندگی بنوشی.
هوش مصنوعی: تو راهنمایی در حقیقت عشق و در راه این عشق همچون پدر هستی.
هوش مصنوعی: وقتی کسی به مقام پدری میرسد، بداند که هیچ پسری نمیتواند از خانوادهاش همسری انتخاب کند.
هوش مصنوعی: همچنین باید توجه داشته باشی که شخص بزرگتری از خانوادهات نباید همسر را از خانوادهات دور کند.
هوش مصنوعی: به جز این، هر کسی که اختیار داشته باشد، در معرض عیب و ننگ و عذاب قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: آیا شاید کسی به دنبال چیزهایی باشد که ناپسند و نامناسباند و از آنچه عقل را به خطر میاندازد، دوری نکند؟
هوش مصنوعی: جز عشق و ارادت به خدا، کسی نمیتواند به مقام بزرگ مولا برسد و جز در سایهی رحمت او، دست نیازمان را به کسی نمیتوانیم دراز کنیم.
هوش مصنوعی: از ربا و دروغ دوری میکند و قولش را با قسم همراه نمیسازد.
هوش مصنوعی: نام خداوند را بیدلیل و بهانه بهکار نبر، زیرا ننگ و عیب این کار بر دوش کسی نخواهد بود.
هوش مصنوعی: حسادت، کینه، خودپسندی و تکبر همگی از ویژگیهایی هستند که باید از آنها دوری کرد.
هوش مصنوعی: دور بودن از دزدی و تهمت در بین هر گروه و ملت ضروری است.
هوش مصنوعی: شاید با ترفندها و وسایل شکار، به جانور آسیب برساند و آن را بترساند.
هوش مصنوعی: هرگز نباید انسان غیر وفادار و حق نشناس، مقام پاکی و عزت انسانیت را نادیده بگیرد و از آن پاسداری نکند.
هوش مصنوعی: نگاه بد به کسی آسیب نمیزند و اشتیاق به رفتارهای ناپسند مانند زنا و فساد هم ایجاد نمیشود.
هوش مصنوعی: اگر کسی به حقایق دینی و اخلاقی اعتقاد داشته باشد، در برابر مرگ نیز باید انتخاب زندگی را ترجیح دهد.
هوش مصنوعی: قتل او بر باران واجب است، زیرا او در صف نابودکنندگان قرار دارد.
هوش مصنوعی: دوست بیگانه را مانند خودت نپندار و به نژاد، مذهب و اعتقادات او توجه نکن.
هوش مصنوعی: همه موجودات، خدمتگزاران خداوند هستند و کلمات حق، بیانگر حقیقت هستند که در نوشتهها و کتابها موجود است.
هوش مصنوعی: برای خاطر حق، همه را ستایش کن و برای ذات حق نیایش انجام بده.
هوش مصنوعی: آدمی باید زبان، چشم، دل، دست، بدن، ظرف، لباس و خانهاش را از آلودگیها پاک کند.
هوش مصنوعی: همه چیز را با پاکی و صداقت بشویید تا درون خلوت و رازهای خاص خودتان، نورانیت و جلا پیدا کند.
هوش مصنوعی: خودت را پاک کن تا از قید و بندهای ناپاک رها شوی، مثل اینکه طلا از آهن و مس آزاد میشود.
هوش مصنوعی: آنچه از دهان خارج میشود، ناپاک و نجس است اگر که از دل بیرون بیاید.
هوش مصنوعی: هر چیزی که به زبان میآید، نشاندهنده آن چیزی است که در دل وجود دارد. اگر احساسی در دل داشته باشی، به زودی آن را بیان خواهی کرد.
هوش مصنوعی: هر چیزی که به حقیقت و واقعیت تبدیل شد، باید بدانیم که آنچه به حقیقت پیوسته، به پاکی و طهارت نیز مربوط است.
هوش مصنوعی: نجس کسی است که با دروغ و نیرنگ حرف میزند و این کلمات از دهانش خارج میشود.
هوش مصنوعی: هر چیزی که از دهان خارج میشود و به نوعی بیارزش و بیفایده است، اگر از دوست نیاید، به هیچ دردی نمیخورد.
هوش مصنوعی: میوهی باغ آدمی را تو به مربا تبدیل نکردی، پس آن درخت را ناز کن و مراقبش باش.
هوش مصنوعی: غیرمنصفانه است که از درختی که برای شما نکاری شده، بهصورت رایگان بهره ببرید.
هوش مصنوعی: اما برای آرامش نفس، از آن شاخ مقدار کمی بخور، ولی در قصر نیا.
هوش مصنوعی: مراقب باشید که از زندگی و فوت خود به دیگران آسیب نرسانید و باعث ضرر و زیان نشوید.
هوش مصنوعی: نزدیک خانوادهات سخت نگیر و سختی نپسند، زیرا ممکن است زندگیتان پر از دشواری شده و آنان در فقر و گرسنگی باقی بمانند در حالی که تو راحتم هستی.
هوش مصنوعی: هیچ کس مستحق خوشحالی نیست اگر زن و فرزند او از او راضی و شاد نیستند.
هوش مصنوعی: هیچ زنی را نمیتوان طلاق داد مگر زنی که خود خواسته باشد و درخواست کرده باشد.
هوش مصنوعی: ای زن، مانند جویبار از خانه شوهر خود بدون اجازه خارج نشو، زیرا چنین زنی، ناپاک و بدخُلق است.
هوش مصنوعی: یا اینکه به مال و نام دیگران آسیب برسانی، که این میتواند حلالهای تو را به حرام تبدیل کند.
هوش مصنوعی: در آن زمان که به نزدیکی و ارتباط با او میرسی، همچون برگهای خشک که از شعلهی آتش فرار میکنند، از او دوری کن.
هوش مصنوعی: اگر چشمانت را ببندی و از دیدن زیبایی عروس لذت ببری، مانند مرغها که با صدای خروس بیدار میشوند، دیگر نگران چیزی نخواهی بود.
هوش مصنوعی: اگر فرزندی نافرمان و شورشی نسبت به پدر یا مادرش باشد، زندگیاش بیثمر و بیفایده خواهد بود.
هوش مصنوعی: اگر کسی نصیحت نشود، باید او را از بین برد.
هوش مصنوعی: بدون دلیل در خانهای با زن بیگانه ننشین، ای کسی که از عدالت دوری.
هوش مصنوعی: زمانی که دل از چیزهای غیر الهی خالی شود، در آنجا خیر و برکت حاکم میشود.
هوش مصنوعی: شیطان همواره دشمن انسان است و در لحظهای که روح و نفس او را ضعیف میبیند، به شدت به او حمله میکند، مانند اینکه سنگی به آهن پرتاب شود.
هوش مصنوعی: به حرفهای من گوش کن و با دقت فکر کن؛ به بیگانه نگاه نکن.
هوش مصنوعی: به غذا خوردن و خوابیدن مشغول نباش و از داستان ها سخن مگو، به ویژه درباره آن خانمی که همسر دارد.
هوش مصنوعی: هر زن باید با احتیاط و متانت در فضاهای عمومی و خیابانها ظاهر شود.
هوش مصنوعی: وقتی که آهو احساس خطر کند، بدنش را از چشمهای نامحرم میپوشاند و پنهان میشود.
هوش مصنوعی: در محافل اهل Wisdom و خرد، ارزش واقعی به صورت درونی و اخلاقی است و نه به ظاهر و داراییها. تنها کسانی که از نظر درونی به کمال رسیدهاند میتوانند به این محافل راه یابند.
هوش مصنوعی: بار سنگینی که بر دوش من است مانند بار سنگینی است که بر دوش اژدهایی است، زیرا این بار از مسیر انصاف و عدالت دور است.
هوش مصنوعی: علف و خوراکشان را نده، بلکه آنها را با جو و کاه سیر کن.
هوش مصنوعی: از آنچه که باعث ناراحتی دیگران میشود، دوری کن؛ زیرا که او از بیعدالتی شکایت خواهد کرد و حق خود را به طور جدی طلب خواهد کرد.
هوش مصنوعی: کاهش دادن مقدار کالا در فروش، برخلاف دستور است؛ چرا که میزان حقیقت و انصاف با ترازوی درست سنجیده میشود.
هوش مصنوعی: شخصی که با سنگهای بیارزش سعی در فروش آتش دارد، در نهایت با جستوخیز آتش، خودش دچار آسیب میشود و مویش میسوزد.
هوش مصنوعی: آب در شیر گاو وجود دارد و وقتی که این شیر به دنیا میآید، آب و ماده گاو هم در آن وجود دارد.
هوش مصنوعی: وقتی مهمان به خانهات میآید، باید با احترام و فروتنی از او استقبال کنی و خود را در برابرش humild و متواضع نشان بدهی.
هوش مصنوعی: با نگاه باز و مهربان او از تو پذیرایی میکند، یا میتوانی با گل، شیرینی و نوشیدنی به او جواب بدهی.
هوش مصنوعی: در برابر او بستهی در نشو و بهانهای نیاور، تا خدا نیز در را بر روی تو نبندد.
هوش مصنوعی: شرم و حیا از نداشتن را کنار بگذار و هر آنچه که داری به نمایش بگذار و نگران نباش.
هوش مصنوعی: خانه اگر متعلق به هر کسی باشد، ما تنها مهمان آنجا هستیم و حق اصلی با صاحب خانه است.
هوش مصنوعی: میهمان چگونه میتواند کاری کند که به دوستش ظلم شود؟
هوش مصنوعی: همیشه نام خدا را بر زبان خود داشته باش و همواره یاد استاد خود را بکن، ای شاگرد.
هوش مصنوعی: غم روز را به دل راه نده؛ ای کودک، کسی که جانش را فدای تو کرد، حتماً نان هم برایت فراهم خواهد کرد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو به دنیا نیامدی، خداوند زمین را خوب تدبیر کرد و شیر مادر تو پر از شیر بود.
هوش مصنوعی: کسی که در کودکی با مشکلات و سختیها مواجه نشده، در بزرگسالی نیز دچار چالشها و کمبودها نخواهد شد.
هوش مصنوعی: به پیامهای عمیق و پنهان نپرداز و اسرار دیگران را به زبان نیاور.
هوش مصنوعی: همچون یک ظرف پر از راز و سنگین باش، نه مانند گلابی که رازهایش را فاش میکند.
هوش مصنوعی: دستت را مشغول فعالیتهای خودت کن و چشمت را از راه دیگران بردار، به جز اینکه فقط به دوستت نگاه کنی.
هوش مصنوعی: اگر نگاهت به مسیر درست و حقیقت معطوف باشد، در این صورت از حمایت و حفاظت حقیقت برخوردار خواهی شد.
هوش مصنوعی: به کسی که مانند گوسفند و خروس رفتار میکند، با احترام و محبت نزدیک شو و او را مورد تقدیر قرار بده.
هوش مصنوعی: سپس باید پنج درهم از طلای خود را برای او صرف کنی، ای درویش.
هوش مصنوعی: اما وقتی که آن آقا از راه اصلی منحرف شد، دستش از وصل و ارتباط با دوست کوتاه شد.
هوش مصنوعی: هیچ نذری به او نمیرسد و نیازی به او نیست، چون گل از او به دیگری میپردازد.
هوش مصنوعی: وقتی که در جمع نشستی، مانند پروانهای باش که به شعله شمع نگاه میکند.
هوش مصنوعی: در آن محفل درباره دنیا صحبت نکن و بهتنهایی در دل خود کار کن.
هوش مصنوعی: دهن را ببند و با دقت گوش کن، حسادت و کینه را از دل خود پاک کن.
هوش مصنوعی: به دیگران بیاموز که بیتوجهی و انکار را کنار بگذارند و با دقت به نظرات و تجربیات افراد باتجربه گوش بسپارند.
هوش مصنوعی: یکجا بایست و تمام وجودت را شنونده داستانها کن، در حالی که زبانت خاموش باشد.
هوش مصنوعی: با دوستانی که همدل و صمیمی هستند شاد و خرم زندگی کن و غم و دلگیری را کنار بگذار.
هوش مصنوعی: مردم انکارکننده را به جایگاه ویژهای راه نده، زیرا آنها صداقت ندارند.
هوش مصنوعی: دوست ما از میان دیگران محبت میگیرد، ولی هیچگاه کسی را به عنوان دوست نمیگیرد.
هوش مصنوعی: ای پسر، یاری رسان دوستان باش و در میخانه، ساقی مینوشان باش.
هوش مصنوعی: زندگی را ارزش و احترام بگذار و در کنار افراد زنده به خوبی رفتار کن، از مردگان صحبت نکن.
هوش مصنوعی: صبر داشته باش و در سوگ خویشاوندانت ثابت قدم باش، در mourning فرزند نیز تحمل کن.
هوش مصنوعی: خوشحال باش از اینکه کسی توانایی دارد آنچه را که به او دادهای، دوباره از تو بگیرد.
هوش مصنوعی: وقتی خداوند از روی رحمت تو را میبخشد، بیهوده است که تو هنوز در تلاش برای جلب رضایت او باشی.
هوش مصنوعی: همیشه از خشم خدا بترس و جز خدا کسی را نشناس.
هوش مصنوعی: شروع و پایان هر چیز به دست یاری است که همه کارها تحت ولایت و ادارهاش انجام میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.