دل همان غمناک و شد در عشق چشم من سفید
خانه تاریک است و از مهر رخش روزن سفید
بس که هردم مینهم بر چشم گریان نامه ات
نامه ات ترسم شود آخر چو چشم من سفید
گرچه گل گردد سفید از آفتاب اما ز شرم
گر ترا بیند بخواهد کشت در گلشن سفید
نامد از بخت سیه کاری تو کردی تیغ ناز
سرخ از خونم که بادا رویت ای دشمن سفید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از غم و حزن ناشی از عشق صحبت میکند. دلش غمناک است و چشمانش به خاطر این عشق سفید و بینور شده است. خانه او تاریک است و امیدش به روشنایی از چهره محبوبش میآید. او هر روز نامهای برای محبوبش مینویسد، اما نگران است که این نامه به اندازه اشکهایش سفیدی پیدا کند. همچنین، شاعر اشاره میکند که حتی اگر گلها از نور خورشید سفید شوند، باز هم شرم در چهره محبوبش باعث میشود که او را بخواهد. شاعر به دشواریهایی که از سوی بخت بد به او میزند اشاره میکند و از مشکلاتی که از عشق و ناز محبوبش به وجود آمده، رنج میبرد.
هوش مصنوعی: دل همچنان غمگین و بیتاب است و عشق چشم من، مانند نور در یک خانه تاریک به نظر میرسد. زیبایی چهرهاش همچون یک روزن سفید در این تاریکی میدرخشد.
هوش مصنوعی: هر بار که نامهات را به چشمان گریانم میسپارم، میترسم که در نهایت، مانند چشمانم، نامهام هم سفید و بیمعنا شود.
هوش مصنوعی: اگرچه گل به خاطر تابش آفتاب سفید میشود، اما اگر تو را ببیند از شرم میخواهد در باغ سفید از بین برود.
هوش مصنوعی: از شانس بد من، این کار را کردی، مانند تیغ نازکی که از خون من رنگین شده است. امیدوارم روزی رویت، ای دشمن، سپید و روشن شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.