پیر طریقت گوید: خدایا از بیم تو توانم بود که به جان رسیدم هیچ ندانم که با چنین نفس با چنین کار چون افتادم؟ هیچ عبرت نگرفتم و خلقی بعبرت خود ندیدم هر چند کوشیدم که یک نفس خود را شایسته تو بینم ندیدم، دانی که نه بی تو خود را این روز گزیدم خداوندا مران کسی را که خود خواندی ظاهر مکن جرمی را که خود پوشیدی کریما میان من و تو داور توئی آن کن که سزاوار آنی نه آن چنان که سزای ماست
بنده را وقتی بیاید که از تن زبان ماند و بس و از دل نشان ماند و بس و از جان عیان ماند و بس دل برود نموده ماند و بس جان برود ربوده ماند و بس
گناه اهل سنت به عفو نزدیکتر است از طاعت اهل بدعت
الهی اگر این آه از ما دعوی است تو سزای آنی، اگر لاف است بجای آنی، اگر صدق است وفای آنی، خدایا اگر دعوی است سخن راست است اگر لاف است ناز راست است اگر صدق است کار راست است الهی تو دانی که کدام است؟
اگر دعوی بر کرم عرض کنی ناز مرا ضرور است خدایا از سه چیز که دارم در یکی نگاه کن اول سجودی که جز تو را از دل نخواست دوم تصدیقی که هرچه گفتی گفتم راست سوم چون با ذکرم خواست دل و جان جز تو را نخواست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به بیان احساسات عمیق یک عارف پرداخته که در پیشگاه خداوند از عدم کفایت خود و ناچیزی اعمالش سخن میگوید. او از بیم خداوند به حال معصیت خود و عدم عبرتپذیری از آن شکایت دارد و در دعا میطلبد که خداوند او را به حال خود وا نگذارد. شاعر از درون خود میگذرد و به حقیقت عواطف و نیتهایش مینگرد، در حالی که در طلب عفو و رحمت الهی است. در این بین، او به رابطهی خود با خداوند اشاره میکند و بر تقدس سجود و انتخاب راستگویی و یاد خدا تأکید میکند. در نهایت، او از خدا میخواهد تا بر اساس احوال واقعیاش قضاوت کند و به او رحم نماید.
هوش مصنوعی: پیر طریقت میگوید: ای خدا، من به خاطر ترس از تو به این حال رسیدهام و نمیدانم با این نفس و این کار چه باید بکنم. هیچ عبرتی از خود نگرفتهام و هیچ یک از خلق را که عبرتی گرفته باشد ندیدم. هر چه تلاش کردم که یک نفس خود را شایسته تو ببینم، نتوانستم. تو میدانی که این روز را بدون تو سپری کردهام. خدایا، کسی را که خود خواندهای، دور مکن و گناهی را که خود پنهان کردهای، برملا نکن. ای کریم، تو میان من و خود داور هستی؛ پس آنچه را که سزاوارم، به من عطا کن و نه آنچه که سزاوار ماست.
هوش مصنوعی: من از تو خواهم که زمانی بیایی که جز زبان چیزی برای گفتن باقی نمانده باشد و تنها نشانی از دل مانده باشد، و همچنین تنها نشانی از جان بر جای مانده باشد. در این حالت، دل و جان از من جدا شدهاند، اما فقط آثاری از آنها باقی مانده است.
هوش مصنوعی: گناه کسانی که از اهل سنت هستند، به بخشش نزدیکتر است تا اطاعت کسانی که اهل بدعت هستند.
هوش مصنوعی: خداوندا، اگر این آه که از دل ما برمیخیزد واقعی است، تو سزاوار آنی. اگر فقط ادعاست، تو جایگاهی برای آنی. اگر راست است، وفای تو در کار است. خدایا، تو میدانی که کدام یک از اینها حقیقت دارد؟
هوش مصنوعی: اگر بخواهی از کرم و بزرگواریام درخواست کنی، حتماً ناز و محبت تو مورد توجه من است. خدایا، از سه چیز که دارم به یکی نگاه کن: اول، سجدهای که جز تو را از دل نمیخواستهام؛ دوم، تصدیق کردن هر چیزی که تو گفتی و من آن را راست دانستهام؛ سوم، وقتی که با یاد تو دلم و جانم فقط تو را خواستهاند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.