پیر طریقت گوید: خداوندا موجود نفسهای جوانمردانی حاضر دلهای ذاکرانی از نزدیک نشانت میدهند و برتر از آنی و از دورت می پندارند نزدیکتر از جانی
الهی جمال من در بندگیست ورنه زبان من بیاد تو کی است؟ دولت من آنست که بیاد توام ورنه ذکر من مرا ارزش چیست؟
الهی همه از حیرت به فریادند و من به حیرت شادم به یک لبیک درب همه ناکامی بر خود نگشادم دریغا روزگاری که نمی دانستم تا لطف تو را دریازم، الهی در آتش حیرت آویختم چون پروانه در چراغ نه جان رنج تپش دیده نه دل الم داغ الهی در سرآب دارم در دل آتش در باطن ناز دارم و در ظاهر خواهش در دریائی نشستم که آنرا کران نیست بجان من دردی است که آنرا درمان نه دیده من بر چیزی آمد که وصف آن به زبان نه!
خصمان گویند کاین سخن زیبانیست
خورشید نه مجرم ار کسی بینا نیست
قومی را نور امید در دل میتابد و قومی را نور عیان در جان آنان در میان نعمت گردان، از این جوانمردان عبارت نتوان پیر طریقت گوید: الهی چون از یافت تو سخن گویند من از علم خویش بگریزم و بر زهره خود بترسم، در غفلت آویزم، نه در شک باشم اما خود را در غلطی افکنم تا دمی برنزنم
خدایا، آنرا که نخواستی چون آید و آنرا که نخواندی کی آید؟ ناخوانده را جواب چیست؟ و ناکشته را از آب چیست؟ تلخ را چه سود اگرش آب شیرین در جوار است و خار را چه حاصل از اینکه بوی گلش در کنار است آری نسب نسب تقوی است و خویشی خویشی دین سلمان هیچ خویشی نداشت از شمار اهل بیت شد بولهب عموی پیغمبر بود بیگانه گشت!
خدایا اگر کسی تو را به جستن یافت من تو را به گریختن یافتم، اگر کسی تو را به ذکر کردن یافت من تو را به خود فراموش کردن یافتم، اگر کسی تو را به طلب یافت من خود طلب از تو یافتم خدایا وسیلت بتوهم توئی اول تو بودی و آخر هم توئی و بس و باقی هوس
خدایا آنروز کجا بازیابم که تو مرا بودی و من نبودم تا باز به آنروز نرسم میان آتش و دودم اگر به دو گیتی آنروز یابم من بر سودم و اگر بود تو خود را دریابم به نبود خود خشنودم
خدایا نه شناخت تو را توان نه ثنای تو را زبان نه دریای جلال و کبریای تو را کران پس تو را مدح و ثنا چون توان؟ آری در تورات رهنمونی هست اما برای ره بردن و روشنایی هست اما برای بینندگان بار خواهان را بار است و راه خواهان را راه است خوانندگان تورات بسیار بودند اما روشنائی آن بردل اندکی از آنها تافت و آنان کسانی بودند که خدمت بر منت و معرفت بر مشاهدت و ثنای در حقیقت داشتند و بر سر آنها سایه عنایت ازلیت بود و دیگران را که این نبود جز گمراهیشان نیفزود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، پیر طریقت به ستایش خداوند و بیان تجارب معنوی خود میپردازد. او از حالتی عمیق از عشق و شگفتی در نزدیکی به خدا سخن میگوید و اعتراف میکند که جمال و خوشبختی او در بندگی و یاد خدا نهفته است. او میگوید در حیرت و شگفتی زندگی میکند و آتش عشق الهی او را به سوی قرب پروردگار میکشاند.
پیر طریقت همچنین به تفاوت افراد در توانایی شناخت خدا اشاره میکند، برخی به نور امید و معرفت دست پیدا میکنند و برخی دیگر همچنان در غفلت باقی میمانند. او تأکید میکند که رسیدن به خداوند از طریق خود را فراموش کردن و تسلیم شدن در برابر عشق الهی میسر است. در ادامه، او به قدرت و بزرگی خدا اشاره میکند و میگوید انسانها نمیتوانند به طور کامل او را بشناسند یا وصف کنند.
در نهایت، او به اهمیت خدمت، معرفت، و مراقبت در پی طلب حقیقت اشاره میکند و خطرات گمراهی و عدم شناخت الهی را یادآور میشود. این متن، داستانی از جستجوی روحانی و طلب حقیقت را به تصویر میکشد که سرشار از عشق و شگفتی است.
هوش مصنوعی: پیر طریقت میگوید: ای خدا! موجودات و نفسهای جوانمردان که دلهای ذاکر دارند، از نزدیک در حضورت قرار دارند و تو از آنچه که بالاتر هستی و آنها تو را از دور میدانند، اما از جانشان هم به تو نزدیکتر هستند.
هوش مصنوعی: جمال الهی من در خدمت و بندگی توست، چرا که اگر نداشته باشم، زبانم چگونه میتواند در یاد تو باشد؟ خوشبختی من در این است که در یاد تو هستم، وگرنه ذکر من چه ارزشی دارد؟
هوش مصنوعی: خداوندا، همه به فریاد آمدهاند و من در حیرت خود شادمانم. با یک لبیک، درهای ناکامی را بر خود نبستم. افسوس به دوران گذشته که نمیدانستم چگونه میتوانم از لطف تو بهرهمند شوم. خداوندا، من در آتش حیرت مانند پروانهای در چراغ رنج میبرم. نه جانم به تپش دیدهام آرام میگیرد و نه دلم از داغی که حس میکنم رهایی مییابد. در دل آتش سوزانم و در باطن نرم و لطیف هستم. در ظاهر خواستههایی دارم، اما در دریایی نشستهام که انتهایی ندارد. دردی که بر جانم سنگینی میکند درمانی ندارد و چشمان من نتوانستهاند وصف چیزی را به زبان بیاورند.
هوش مصنوعی: دشمنان میگویند که این سخن زیباست؛ اما خورشید گناهی ندارد اگر کسی توانایی دیدن آن را نداشته باشد.
هوش مصنوعی: در دل برخی، نور امید میتابد و برخی دیگر در میان نعمتها، نور واضحی را در جان خود احساس میکنند. از این جوانمردان نمیتوان گفت که پیر طریقت چه نظری دارد: «ای خدا! وقتی که از یافتن تو سخن میگویند، من از دانش خود فرار میکنم و از شجاعت خود میترسم. در غفلت خود غرق میشوم و نه در شک مذاکرات میکنم، اما خود را در اشتباهی میاندازم که تا لحظهای سکوت کنم.»
هوش مصنوعی: خداوندا، آن کسی را که نمیخواهی چگونه به سوی تو میآید و آن کس را که نمیخوانی، چه زمانی خواهد آمد؟ پاسخ کسی که بدون دعوت است چیست؟ و چه فایدهای دارد برای کسی که کشته نشده، اگر در آب باشد؟ از جانب تلخی چه سودی میبرد اگر در کنار او آب شیرین باشد و چه فایدهای دارد برای خار اگر در همسایگیاش گل خوشبو باشد؟ آری، نسب و نَسب به تقوی مربوط میشود و پیوند به دین است. سلمان، که هیچ نسبتی نداشت، از اهل بیت شد و بولهب، عموی پیامبر، بیگانه گردید.
هوش مصنوعی: خدایا، اگر کسی در جستجوی تو موفق شده، من در فرار از خودم تو را یافتم. اگر کسی با یاد تو به تو رسید، من با فراموشکردن خودم به تو رسیدم. اگر کسی تو را در طلب یافت، من خود طلب را از تو گرفتم. خدایا، تو آغاز و پایان همه چیز هستی و همه چیز دیگر تنها هوس است.
هوش مصنوعی: خدایا، آن روزی را که تو در کنارم بودی و من از تو غافل بودم، چگونه میتوانم پیدا کنم؟ اکنون در بین آتش و دود به سر میبرم. اگر بتوانم آن روز را دوباره در این دنیا تجربه کنم، برندهام و اگر بتوانم خودت را دریابم، از نبود خودم راضی و خوشنود خواهم بود.
هوش مصنوعی: خداوند، نه توانایی درک و فهم تو را دارم نه زبانی برای ستایش و تمجید تو. جلال و عظمت تو به قدری وسیع است که هیچ کرانی ندارد. پس چگونه میتوانم تو را مدح و ستایش کنم؟ درست است که در تورات راهنماییهایی وجود دارد، اما این راهنما برای کسانی است که به دنبال هدایت و روشنایی هستند. بسیاری از مردم تورات را خواندهاند، اما تنها تعداد کمی از آنها به حقیقت روشنایی آن دست یافتهاند. این افراد کسانی بودند که خدمت به خداوند و شناخت عمیق را در کنار تجربه مستقیم از عبادت و ستایش خداوند داشتهاند و بر سر آنها سایه لطف و رحمت ازلی قرار دارد. دیگرانی که چنین حالتی ندارند، جز بر گمراهی خود نمیافزایند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.