بلبل اندر ناله و، گُل خندهٔ خوش میزند
چون نسوزد دل که دلبر در وِی آتش میزند؟
زاهدا، از تیرِ مژگانش حذر کردن چه سود؟
زخمِ پنهانم به ابروی کَمانکش میزند
ناخوشیها دیدهام از زاهدِ پشمینهپوش
من غلامِ مطربم کابریشمِ خوش میزند
محتسب، با ساغرِ رندان شکستن، روز و شب
بادهٔ سرخ از صراحیّ منقّش میزند
حافظ عاشق، به رَغمِ زاهدِ دنیاپرست
بادهٔ نوشین به روی یارِ مهوش میزند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به تضاد میان عشق و زهد میپردازد. بلبل به گل میخواند و عشق را جشن میگیرد، در حالی که زاهد از زیباییهای دنیا فاصله میگیرد و به زخمهای پنهانی اشاره میکند که عشق به او میزند. حافظ خود را غلام مطرب میداند و از لذتهای باده و شور و شوق زندگی لذت میبرد. او دنیاپرستی زاهد را ناپسند میشمارد و به جای آن، زیبایی و خوشی عشق و باده را ستایش میکند.
هوش مصنوعی: پرندهای در حال ناله است و گل با شادی میخندد. چطور ممکن است دل به آتش عشق معشوق نسوزد در حالی که این همه شور و حال در اطرافش جاری است؟
هوش مصنوعی: ای زاهد، چه فایدهای دارد که از تیر نگاهش دوری کنی؟ درد پنهان من به زیبایی ابروی کمانکش اشاره میکند.
هوش مصنوعی: من مشکلات زیادی را از عابدی که لباس پشمین میپوشد، دیدهام، اما من نوکر نوازندهای هستم که با ساز خوش مینوازد.
هوش مصنوعی: محافظ، هر لحظه با دوستانش از جامها مینوشد و به طور مداوم شراب سرخ را از ظرفهای زیبا و زینتی میریزد.
هوش مصنوعی: حافظ، با وجود اینکه زاهدان دنیاپرست او را سرزنش میکنند، همچنان به عشق و شادمانی میپردازد و به محبوب زیبایش شراب نوشین میدهد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
آتشی در جان من عقل مشوش میزند
بادهٔ صافی که او آبی بر آتش میزند
همت من پای بر تاج سلاطین مینهد
خاطر من خاک بر تخت منقش میزند
من ز غیرت میخورم خون دل ساغر که او
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.