ای کاشکی ز مادر گیتی نزادمی
یا پس چو زاده بودم جان را بدادمی
چون زادم و ندادم جان آن گزیدمی
کاندر دهان خلق به نیکی فتادمی
نیکو چو نیست یافتمی باری از جهان
آخر کسی که رازی با او گشادمی
امروز بس زدی پس و بسیار بدترم
فردا مباد گر بود او من مبادمی
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
ای کاشکی ز مادر گیتی نزادمی
یا پس چو زاده بودم جان را بدادمی
چون زادم و ندادم جان آن گزیدمی
کاندر دهان خلق به نیکی فتادمی
نیکو چو نیست یافتمی باری از جهان
آخر کسی که رازی با او گشادمی
امروز بس زدی پس و بسیار بدترم
فردا مباد گر بود او من مبادمی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر آرزو میکند که ای کاش اصلاً در این دنیا به دنیا نمیآمد یا اگر هم به دنیا آمده، جانش را میداد و از زندگی کنارهگیری میکرد. او میگوید که وقتی به دنیا آمده، نتوانسته جانش را فدای چیزی کند که در دهان مردم به خوبی و نیکی شناخته شود. او میبیند که در زندگی چیز خوبی نیافته و تنها راز دلش را با کسی در میان گذاشته است. امروز بسیاری از مشکلات و دردسرها او را آزرده خاطر کرده و امیدوار است که فردا بدتر نشود.
هوش مصنوعی: ای کاش که هرگز به دنیا نمیآمدم، یا اگر به دنیا آمده بودم، جانم را در همان ابتدا فدای زندگی میکردم.
هوش مصنوعی: وقتی به دنیا آمدم و جانم را ندادم، آنچه باعث شد در نظر مردم به خوبی دیده شوم، را انتخاب کردم.
هوش مصنوعی: وقتی در این دنیا دیگر کسی را نیافتم که بتوانم با او راز دلم را در میان بگذارم، احساس خوبی ندارم.
هوش مصنوعی: امروز مشکلات زیادی به سراغم آمده و فردا هم اوضاع حتی بدتر خواهد بود. امیدوارم که فردا شرایط به این منوال نباشد و من گرفتار آن نشوم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گر جان و دل به دست غم تو ندادمی
پای نشاط بر سر گردون نهادمی
گر بیم زلف پر خم تو نیستی مرا
این کارهای بستهٔ خود برگشادمی
ور بر سرم نبشته نبودی قضای تو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.