بخش ۲ - مرگ اردشیر، جنگ شاپور با روم، گرفتن باژ و ساختن پل شوشتر
وزان پس پراگنده شد آگهی
که بیکار شد تخت شاهنشهی
بمرد اردشیر آن خردمند شاه
به شاپور بسپرد گنج و سپاه
خروشی برآمد ز هر مرز و بوم
ز قیدافه برداشتند باژ روم
چو آگاهی آمد به شاپور شاه
بیاراست کوس و درفش و سپاه
همی راند تا پیش التوینه
سپاهی سبک بینیاز از بنه
سپاهی ز قیدافه آمد برون
که از گرد خورشید شد تیرهگون
ز التوینه همچنین لشکری
بیامد سپهدارشان مهتری
برانوش بد نام آن پهلوان
سواری سرافراز و روشنروان
کجا بود بر قیصران ارجمند
کمند افگنی نامداری بلند
چو برخاست آواز کوس از دو روی
ز قلب اندر آمد گو نامجوی
وزین سو بشد نامداری دلیر
کجا نام او بود گرزسپ شیر
برآمد ز هر دو سپه کوس و غو
بجنبید در قلبگه شاه نو
ز بس نالهٔ بوق و هندی درای
همی چرخ و ماهاندر آمد ز جای
تبیره ببستند بر پشت پیل
همیبر شد آوازشان بر دو میل
زمین جنب جنبان شد و پر ز گرد
چو آتش درخشان سنان نبرد
روانی کجا با خرد بود جفت
ستاره همی بارد از چرخ گفت
برانوش جنگی به قلب اندرون
گرفتار شد با دلی پر ز خون
وزان رومیان کشته شد سه هزار
بالتوینه در صف کارزار
هزار و دو سیصد گرفتار شد
دل جنگیان پر ز تیمار شد
فرستاد قیصر یکی یادگیر
به نزدیک شاپور شاه اردشیر
که چندین تو از بهر دینار خون
بریزی تو با داور رهنمون
چه گویی چو پرسند روز شمار
چه پوزش کنی پیش پروردگار
فرستیم باژی چنان هم که بود
برین نیز دردی نباید فزود
همان نیز با باژ فرمان کنیم
ز خویشان فراوان گروگان کنیم
ز التوینه بازگردی رواست
فرستیم با باژ هرچت هواست
همی بود شاپور تا باژ و ساو
فرستاد قیصر ده انبان گاو
غلام و پرستار رومی هزار
گرانمایه دیبا نه اندر شمار
بالتوینه در ببد روز هفت
ز روم اندر آمد به اهواز رفت
یکی شارستان نام شاپور گرد
برآورد و پرداخت در روز ارد
همی برد سالار زان شهر رنج
بپردخت بسیار با رنج گنج
یکی شارستان بود آباد بوم
بپردخت بهر اسیران روم
در خوزیان دارد این بوم و بر
که دارند هرکس بروبر گذر
به پارس اندرون شارستان بلند
برآورد پاکیزه و سودمند
یکی شارستان کرد در سیستان
در آنجای بسیار خرماستان
که یک نیم او کرده بود اردشیر
دگر نیم شاپور گرد و دلیر
کهن دژ به شهر نشاپور کرد
که گویند با داد شاپور کرد
همی برد هر سو برانوش را
بدو داشتی در سخن گوش را
یکی رود بد پهن در شوشتر
که ماهی نکردی بروبر گذر
برانوش را گفت گر هندسی
پلی ساز آنجا چنانچون رسی
که ما بازگردیم و آن پل به جای
بماند به دانایی رهنمای
به رش کرده بالای این پل هزار
بخواهی ز گنج آنچ آید به کار
تو از دانشی فیلسوفان روم
فراز آر چندی بران مرز و بوم
چو این پل برآید سوی خان خویش
برو تازیان باش مهمان خویش
ابا شادمانی و با ایمنی
ز بد دور وز دست اهریمنی
به تدبیر آن پل باستاد مرد
فراز آوریدش بران کارکرد
بپردخت شاپور گنجی بران
که زان باشد آسانی مردمان
چو شد شه برانوش کرد آن تمام
پلی کرد بالا هزارانش گام
چو شد پل تمام او ز ششتر برفت
سوی خان خود روی بنهاد تفت


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
اردشیر شاپور برانوش گرزسپ قیصر قیدافه
هوش مصنوعی: آگهی مرگ اردشیر، پادشاه خردمند، موجب پراکندگی خبر در سرزمینها شد و شاپور، پسر او، مسئولیت گنج و سپاه را بر عهده گرفت. او سپاهی بزرگ گرد آورد و به سوی روم حرکت کرد. در نبردی با رومیان، او و سپاهش پیروز شدند و تلفات زیادی به دشمن وارد کردند. قیصر روم از شاپور درخواست باج کرد و با فرستادن هدایای گرانبها به او پیشنهاد صلح داد. شاپور همچنین برای بهبود زندگی مردم، شهرهایی بنا نهاد و پلی در شوشتر ساخت که امنیت و آسایش را برای مردمان به ارمغان آورد.
هوش مصنوعی: پس از مرگ اردشیر، خبر پراکنده شد که پادشاهی و تخت سلطنت خالی و بدون فرمانده شده است.
هوش مصنوعی: اردشیر، شاه خردمند، درگذشت و گنج و سپاه را به شاپور سپرد.
هوش مصنوعی: از هر نقطه و سرزمینی صدایی بلند شد و دیگر روم را تحت سلطه خود نداشتند و مالیاتی که به آن تعلق داشت، از بند رها کردند.
هوش مصنوعی: وقتی خبر رسید به شاپور، پادشاه، او دستور داد تا طبل و پرچم و ارتش را آماده کنند.
هوش مصنوعی: شاپور به پیش التوینه، که منطقهای است، میرفت و سپاهی را میراند که از تجهیزات و لوازم سنگین بینیاز بودند و سبکبار بودند.
هوش مصنوعی: سپاهی از دیار قیدافه بیرون آمد که در نتیجه گرد و غبار ناشی از حرکت آنها، رنگ و رویشان به تیرهگی گرایید.
هوش مصنوعی: لشکری از قبایل مختلف (التوینه) نیز به میدان آمد که فرماندهشان یک مرد بزرگ و با نفوذ بود.
هوش مصنوعی: برانوش، آن پهلوان نامدار، سوار دلیر و روشنرو آن چنان شهرتی داشت که نامش به بدی و ناپسندی شناخته میشد.
هوش مصنوعی: به کجا رفت نامدار و بزرگمردی که قادر به افکندن کمند برای قیصران (امپراتوران روم) است؟
هوش مصنوعی: وقتی صدای طبل جنگ از دو طرف بلند شد، صدای نامجو (شجاع و جویای نام) از دل درون آمد.
هوش مصنوعی: از این طرف، مرد شجاع و معروفی به نام گرزسپ شیر به میدان آمد.
هوش مصنوعی: از هر دو سپاه برای آغاز جنگ، طبل و صدا و غوغایی بلند شد و در حیاط یا محل نشیمن پادشاه، یعنی قلبگاه او، جنب و جوش آغاز گردید.
هوش مصنوعی: از شدت صدای بوق و نالهٔ جنگجویان، در آسمان گردش ماه نیز به هم ریخت و از جای خود حرکت کرد.
هوش مصنوعی: نرم و لطیف پوششهایی را که به پشت فیل بسته بودند، بستند و به دنبال آن، صدایشان بر اثر حرکت فیل به دو طرف میرفت.
هوش مصنوعی: زمین به شدت لرزید و غبار زیادی برخاست، مانند آتش که درخشان است و نیزههای جنگ در میدان نبرد درخشش دارند.
هوش مصنوعی: سخن از حرکت و جریان است، و پرسش این است که آرامش و عقل در کجا همنشین هستند. به گونهای بیان میشود که ستارهها از آسمان میبارند و بر زمین تأثیر میگذارند.
هوش مصنوعی: برانوش در جنگ با دشمن در میدان نبرد گرفتار شد و با دلی سرشار از غم و اندوه به مبارزه ادامه داد.
هوش مصنوعی: سه هزار نفر از رومیان در میدان جنگ به دست ایرانیان کشته شدند.
هوش مصنوعی: هزار و دویست و سی نفر از جنگجویان در میدان نبرد کشته شدند و دل آنها از درد و غم پر شده است.
هوش مصنوعی: قیصر روم (امپراتور روم) یکی از افراد خود را به نزد شاپور، شاه ایرانی که پسر اردشیر است، فرستاد تا پیامی را برساند.
هوش مصنوعی: چقدر برای پول و ثروت، خون مردم را به زمین میریزی؟ تو که به داور (خداوند) راهنمایی میکنی، باید به فکر عواقب کارهایت باشی.
هوش مصنوعی: اگر از تو بپرسند که در مدت زمان زندگیت چه کردی و چگونگی رفتار تو با خداوند چگونه بوده است، باید چه پاسخی بدهی؟
هوش مصنوعی: ما باج را همان گونه که پیش از این میفرستادیم ارسال خواهیم کرد و نیازی به افزودن درد و زحمت بیشتر نیست.
هوش مصنوعی: باید با باج آنچه فرمان دادیم، همان کار را انجام دهیم و از خویشان خود، گروگانهای زیادی بگیریم.
هوش مصنوعی: اگر از عذرخواهی بازگردی، اشکالی ندارد. برای اینکه با فرستادن باج دیگران را راضی نگه داریم، هر چیزی که بخواهی ارسال میکنیم.
هوش مصنوعی: شاپور همچنان در حال آمادهسازی است تا باج و انعام را به قیصر (امپراتور روم) بفرستد، و این کار شامل ده انبان پر از گوشت گاو میشود.
هوش مصنوعی: شاپور برای قیصر (امپراتور روم) هزار غلام و پرستار با ارزش و گرانبها فرستاد که همه آنها لباسهای دیبایی بر تن داشتند، یعنی لباسهای زیبا و گرانقیمت.
هوش مصنوعی: در روز هفت (یعنی روز هفتم) به اهواز، رومیان بسیاری به نام بالتوینه به آنجا آمدند.
هوش مصنوعی: شاپور، یک شهر به نام «شارستان» تأسیس کرد و در زمان سلطنت خود، به آبادانی و هزینهکرد در آن پرداخت.
هوش مصنوعی: سالار (سرکرده) از آن شهر (شارستان) با زحمت و مشقت زیادی، گنج (خزانه) را میبرد و برای این کار، درعمل، رنجهای فراوانی را تحمل میکند.
هوش مصنوعی: در اینجا به نام «شارستان» مکانی آباد در سرزمین بوم اشاره شده است که برای اسیران رومی مالیات یا هزینهای پرداخت میشود. در واقع، این مکان به خاطر درآمد و ثروتی که دارد، به سلامت و آبادانی خود ادامه میدهد.
هوش مصنوعی: این سرزمین (خوزی) که اشاره شده، به علت داشتن موقعیت جغرافیایی و گرمای هوا، به گونهای است که هر کسی میتواند از آن عبور کند و در آنجا ساکن شود.
هوش مصنوعی: در سرزمین پارس، شهری بزرگ و ممتاز بنا کردند که بسیار پاک و سودمند است.
هوش مصنوعی: شاپور در سیستان شهری بنا کرد که در آنجا خرماهای زیادی میروید.
هوش مصنوعی: اردشیر نیمی از سرزمین را برای شاپور، پسرش، آماده کرده و نیمه دیگر را برای خود نگه داشته است. بدین ترتیب، شاپور با دلیر و شجاع است و سرزمینش را گسترش میدهد.
هوش مصنوعی: شهر نشاپور را که به عنوان دژ قدیمی شناخته میشود، شاپور با عدالت و انصاف بنا کرده است.
هوش مصنوعی: شاپور در هر کجا که میرفت، صدای ناله و گریهٔ مردم را میشنید و تو توجه او به سخنان آنها بود.
هوش مصنوعی: در شوشتر، یک رود عریض و وسیع وجود دارد که باید از آن عبور کرد، اما برای عبور از آن، ماهی نمیتوانی پیدا کنی.
هوش مصنوعی: برانوش به شاپور میگوید که اگر طرز ساخت پل را از مهندس معروفی بپرسی، پل را آنگونه بساز که به هدف بتوانی برسی.
هوش مصنوعی: ما باید به خانه برگردیم و آن پل در جای خود باقی بماند، با کمک دانش و هوش رهنما.
هوش مصنوعی: اگر بخواهی به اندازه هزاران گنج در کار و ساخت پل بهرهمند شوی، این پل به دقت و دانش ساخته شده است.
هوش مصنوعی: از دانش فیلسوفان روم، تو (شاپور) بهرهمند شو و چندی بر مرز و سرزمین خود تسلط یاب.
هوش مصنوعی: زمانی که این پل ساخته شود و به سوی خانهی خود برود، عربها (تازیان) به عنوان مهمان خواهند بود.
هوش مصنوعی: با خوشحالی و احساس امنیت از شر بدیها و از دست موجودات اهریمنی دور میشویم.
هوش مصنوعی: شاپور با تدبیر و فکر خود پل بزرگ و مهمی ساخت که بر روی آن مردان از آن عبور کنند و بتوانند کارهای خود را انجام دهند.
هوش مصنوعی: شاپور برای ساختن پل، گنجی پرداخت که به خاطر آن، زندگی مردم آسانتر شود.
هوش مصنوعی: وقتی که شاپور پل را بهکلی ساخت و تمام کرد، مانند کسی که بر روی آن بال میزند، بهطرف شهر شوشتر رفت و هزاران نفر را بر روی پل به راه انداخت.
هوش مصنوعی: زمانی که پل تمام شد، شاپور از شوشتر به سمت خانه خود روانه شد و در آنجا دراز کشید و استراحت کرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.