گنجور

غزل ۳۹۱

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

من اگر نظر حرام است بسی گناه دارم

چه کنم نمی‌توانم که نظر نگاه دارم

ستم از کسیست بر من که ضرورت است بردن

نه قرار زخم خوردن نه مجال آه دارم

نه فراغت نشستن نه شکیب رخت بستن

نه مقام ایستادن نه گریزگاه دارم

نه اگر همی‌نشینم نظری کند به رحمت

نه اگر همی‌گریزم دگری پناه دارم

بسم از قبول عامی و صلاح نیکنامی

چو به ترک سر بگفتم چه غم از کلاه دارم

تن من فدای جانت سر بنده وآستانت

چه مرا به از گدایی چو تو پادشاه دارم

چو تو را بدین شگرفی قدم صلاح باشد

نه مروت است اگر من نظر تباه دارم

چه شب است یا رب امشب که ستاره‌ای برآمد

که دگر نه عشق خورشید و نه مهر ماه دارم

مکنید دردمندان گله از شب جدایی

که من این صباح روشن ز شب سیاه دارم

که نه روی خوب دیدن گنه است پیش سعدی

تو گمان نیک بردی که من این گناه دارم

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

سالار عقیلی » بادۀ نوشین » آواز مویه

سالار عقیلی » عاشقی » آواز سه گاه

اصغر شاه زیدی » سعدی خوانی (وشتن) » عاشقانه ی اول (رابعه)

یک شاخه گل » شمارهٔ ۲۷۰ » (ماهور) (۱۹:۲۶ - ۲۲:۳۱) نوازندگان: عبدالوهاب شهیدی (‎بربط عود) خواننده آواز: عبدالوهاب شهیدی سراینده شعر آواز: سعدی شیرازی (غزل) مطلع شعر آواز: من اگر نظر حرام است بسی گناه دارم

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

صائب نوشته:

در عبارت “سر بنده و آستانت” فکر می کنم “و” اضافی است . اگر و را حذف کنیم وزن درست می شود.

پاسخ: وآستانت را گویا باید سر هم بخوانیم «واستانت» در این حالت وزن درست است و جمله هم نقص ندارد.

عباس مشرف رضوی نوشته:

مکنید دردمندان گله از شب جدایی
به
مکنید دردمندان گله از سیاهی شب

عباس مشرف رضوی نوشته:

ترکیب “شب جدایی” اینجا نامناسب و نامانوس است و ظاهرا مصحح آنرا از فصای دیگری وام گرفته است.

دکتر ترابی نوشته:

بیت نخست بدین گونه نیز دیده شده است:
به تو ام نظر حرامست و بسی گناه دارم….
وعهده……

فاضل نوشته:

بیت ۸ مصرع دوم:
درست» که دگر نه شوق خورشید و نه مهر ماه دارم

7 نوشته:

چه شبست یا رب امشب که ستاره‌ای برآمد
که دگر نه عشق خورشید و نه مهر ماه دارم
خدایا امشب چه شبی هست که ستاره ای را دربر دارم که دیگر دوست ندارم ماه باشد و خورشید سرک بکشد(کاش صبح نشود)

بیژن ا نوشته:

در مصرع اول بیت ششم اینگونه آمده است
تن من فدای جانت سر بنده *و *آستانت…که سربنده آستانت صحیح است وحرف واو به غلط نگاشته شده است .

حمیدرضا محمدی نوشته:

«به ترک گفتن» که در بیت ۵ به کار رفته در کلام گذشتگان متداول بوده و همان معنی «ترک گفتن» امروزی را می‌دهد. نمونه از حافظ:
«فغان که آن مه نامهربان مهرگسل
به ترک صحبت یاران خود چه آسان گفت»

رسته نوشته:

چو به ترک سر بگفتم

حمید رضاى عزیز در زبان فارسى امروزى ” ترک… گفتن” به کار نمى رود،
“ترک … کردن” به کار مى رود، حروف اضافه و کار بردهاى آن ها هم در بسیارى جاها متفاوت است

کانال رسمی گنجور در تلگرام