گنجور

غزل شمارهٔ ۲۷۰۷

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

کجایید ای شهیدان خدایی

بلاجویان دشت کربلایی

کجایید ای سبک روحان عاشق

پرنده‌تر ز مرغان هوایی

کجایید ای شهان آسمانی

بدانسته فلک را درگشایی

کجایید ای ز جان و جا رهیده

کسی مر عقل را گوید کجایی

کجایید ای در زندان شکسته

بداده وام داران را رهایی

کجایید ای در مخزن گشاده

کجایید ای نوای بی‌نوایی

در آن بحرید کاین عالم کف او است

زمانی بیش دارید آشنایی

کف دریاست صورت‌های عالم

ز کف بگذر اگر اهل صفایی

دلم کف کرد کاین نقش سخن شد

بهل نقش و به دل رو گر ز مایی

برآ ای شمس تبریزی ز مشرق

که اصل اصل اصل هر ضیایی

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعلین فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مصطفی علیزاده -ف نوشته:

می گویند اهل سنت عشق حسین ندارند

این شعر مدرک عشق است

خمش نوشته:

دوست عزیز آقای علیزاده، چگونه اشاره ی مولانا به شهیدان را شما به حسین بن علی و یارانش در کربلا مرتبط ساختید! بنده نمی خواهم بگویم هدف مولانا این چنین بوده یا نه که نمی دانم! اما اگر به سبک شما باشد بنده هم می گویم که مولانا عشق شهیدان یونانیان در جنگ اسپارتا را نیز داشته!! یا عشق شهیدان جنگ قبایل شمالی و جنوبی آفریقا را تیز داشته!!

بنده شهید را از دیدگاه مولانا و با توجه به اندیشه ی وی در سایر آثارش هما طوطی وارسته از قفسی می دانم که هستی را نابود ساخته و به اصطلاح بر این هستی که من و شما درگیر آن هستم مرده و شهید شده و حال در آسمان آزادی و نیستی به پرواز برآمده!!

مردانی چون نوری زاد چنین آدمیانی هستند که دیگر بند و قیدی قوای حصر آنان را نخواهد داشت

ف-ش نوشته:

.
بیت اول صریحا نشان میدهد که شهیدان کربلا در نظر بوده واینقدر میتوان گفت که مثالی از همه شهدا و تمام ازبند رستگان حها نیز هست چه تنها شهدای کربلا شهید نبوده اند همه جا وهمه وقت بوده وهست ومیشود گفت نطر دهندگان عزیز هردو به حقیقتی اشاره کرده اند

ویرایش جدید ساغر