گنجور

حاشیه‌ها

مجتبی احمدی زاده در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۵۵ در پاسخ به شب پر شورش دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۱:

چه تسلسلی واقعا ....

مجتبی احمدی زاده در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۴۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۹:

آفرین باد بر خیام حکیم با این جهان بینی ظریف و لطیف ....مرحبا یا حکیم

دکتر صحافیان در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲:

از احوالت گزارشی برایم نفرستادی و روزگاری طولانی سپری شد، در حالی که رازداری هم نمی‌یابم، تا پیامی به حضورت رسانم.
۲- به سرمنزل یار نمی‌توان دست یافت مگر با کشش و لطف معشوق(دو سویه بودن عشق در عرفان به لطف حق برای راه‌یابی اشاره دارد)
۳- آنگاه که شراب صافی از خم به سبو ریخته و گل شکوفا شد، از لحظه شادی محافظت کن و چند جام بنوش!
۴- دیگر دل عاشق ما با شربت گلاب و قند درمان نمی‌شود، بوسه شیرین بده از آن لبان هر چند همراه ناسزا باشد.
۵-ای زاهد! امیدوارم از کوچه رندان به سلامت عبور کنی و هم نشینی چند رسوای عاشق بدنامت(ایهام:دگرگونت)نکند.
۶- بدی‌های شراب را برشمردی، از خوبی‌هایش نیز بگو!(اشاره به آیه ۲۱۹ بقره که شراب منافعی دارد- مصراع ضرب المثل شده است)برای خوش‌آمد چند عامی، نفی حکمت نکن( شراب حال خوش را انکار نکن)
۷- ای بیچارگان میکده عشق، خداوند یار و همراهتان است، طمع یاری( مادی و معنوی) از بی‌بهرگان عشق که چون چارپایان هستند، نداشته باشید.
۸- پیر میخانه به آشنای دیرینش چه زیبا گفت: از سوز دلت با خام‌دلان سخن نگو!( تضاد سوخته و خام)
۹- معشوق کامروایم! حافظ در شوق عشق چهره‌ات سوخت، نگاهی به این ناکامان بکن!
غزل بر رازداری تاکید دارد به ویژه ابیات ۱، ۶ و ۸
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح

پیوند به وبگاه بیرونی 

محمدحسین کشاورزیان در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۱۵ در پاسخ به سیدعلی ساقی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۱:

درود بر شما چند روزی بود که متوجه بیت شور شراب عشق تو .... نمیشدم 

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۰۴ در پاسخ به hamo دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴:

مکن به چشمِ حقارت نگاه در منِ مست

که آبرویِ شریعت بدین قَدَر نرود

با دیده تحقیر به من که مست هستم نگاه نکن چون آبروی دین و شریعت با مستی من از بین نمی رود.

به نوعی می خواهد بگوید شما این قدر دین را محدود و کوچک کرده اید که تصور می کنید با یک گناهِ من، آبروی دین می رود. خیر چنین نیست! 

یوسف شریفی در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۰ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۲۴ دربارهٔ غزالی » کیمیای سعادت » دیباچه و فهرست » بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین:

امام محمد غزالی برای همگان الگوست.

کنعان متین در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۰ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۰۷ در پاسخ به بهار مینا دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰:

۱- ای بگرفته از وفا ، گوشه کران ، چرا چرا ؟ 

۲- ای بگرفته، ازوفاگوشه ، کران ، چراچرا؟

۳- ای بگرفته از وفا ، گوش کران ، چرا چرا؟ 

علائم سجاوندی را هر جا قرار بدهیم باز معنایی پیدا نمیکنیم. عجیبه‌!!!! 

kadirdemir در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۰ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۰۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

به نظر من بیت‌الغزل این غزل همان جایی است که می‌گوید

''قاصد رود از پارس به کشتی به خراسان

گر چشم من اندر عقبش سیل براند''

حمزه حکمی ثابت در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۰ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۲۰:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷:

«ماجرا کم کن و باز آ که مرا مردم چشم

خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت»

 

مرحوم دکتر عبدالحسین زرین‌کوب در کتاب «از کوچه رندان» در شرح بیت مزبور بیان کرده‌اند که: خواجه در این بیت به رسم خرقه سوزانی متصوفه اشاره داشته است. توضیح آنکه صوفیان هر گاه پس از سالها مجاهدت و ریاضت و طی مراحل عرفانی، حضور حق تعالی را در قلب خود احساس می‌کردند، اعلام می‌کردند که به وصال و اتحاد کامل با حق نایل شده‌اند لذا خود را بی نیاز از خرقه می‌دانستند. به همین روی «به شکرانه» ی اینکه به وصال رسیده‌اند خرقه را از سر به درمی‌آورده و در آتش می‌سوزاندند. این شیوه را رسم خرقه سوزانی می‌نامند. 

به تعبیر دکتر زرین‌کوب حافظ در این بیت خطاب به معشوق گفته است که من خرقه انتظار را از تن به درآورده ام و به شکرانه وصال با تو در آتش سوزانده ام؛ حال آنکه هنوز معشوق نیامده و ماجرای فراق را کوتاه نکرده است اما حافظ آنقدر به وصال با او مطمئن است و آنچنان مشتاق دیدار اوست که پیش از آمدن او خرقه را به رسم صوفیان در آتش انداخته است

کایسا در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۰ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۵۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۸:

محرم فنا بیدل! زیر بار کسوت نیست.

هم می‌توان مَحرم خواند به معنی راز و هم می‌توان مُحرِم خواند به معنی حرام‌شده! که در آن صورت با کسوت هم در تناسب است. 

محرم فنا بیدل! زیر بار کسوت نیست.

شعله جامه‌ای دارد از برهنه‌دوشی‌ها

 

خیلی زیباست! شعله جامه‌ای از عریانی دارد. اخوان ثالث هم در شعر پاییز از این تعبیر زیبا سود جسته است: «جامه‌اش شولای عریانیست...»

 

در سرمه خوابیدن کنایه از خاموشی صدا است.

ناله تا نفس دزدید من به سرمه خوابیدم

نفس دزدیدن هم به معنای حبس کردن نفس است.

 

 

کایسا در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۰ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۱۵ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۷۳:

بیت اول مصرع دوم ایراد تایپی دارد.

«چه سنگین بود یارب سایه‌ی دیوار مژگانت»

Mh Gh در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۰ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » سی‌ام:

این دو نفر کلی زور زدن که بگن عاشق شید .عشق بی منظور . آن موقع ندای خدا را همیشه در سینه هاتون خواهید داشت . خدا خود عشق است . بخاطر اینکه هیچ وقت منطق خدا تو کت خیلی ها نمیره . تنها فرق آدمها با بقیه موجودات تجربه عشق هست . هر کسی خودش یک دنیاست و نیاز به کسی ندارد

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۰ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۲۹ در پاسخ به هادی هنرمند دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴:

دوست عزیز کمی با آرامش و دقت بیشتر بنویسید.

شما درست می فرمایید بسیار بوده اند که صدایی بهتر از شجریان داشته اند اما اگر اهل موسیقی باشید می دانید که صدا، تمامِ موسیقی نیست. همان طور که حسن و جمال، تماما به صورت زیبا نیست.

حضرت حافظ می فرماید:

این که می‌گویند آن خوشتر ز حسن
یار ما این دارد و «آن» نیز هم

«آن» یک حسن و ملاحت خاص است فراتر از زیبایی ظاهر.

باید به این نکته برسید. 

قبل از همین حافظ جان، شعرای بزرگی بوده اند چه بسا بزرگ تر از حافظ. اما چرا فقط حافظ است که مهمان همه خانه ها و بلکه مهمان همه لحظه های پارسی زبانان است. چون حافظ «آن» دارد.

بیشتر بحث را ادامه نمی دهم

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۰ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴:

سیاه نامه‌تر از خود کسی نمی‌بینم

چگونه چون قلمم دودِ دل به سر نرود

به نظر می رسد در این بیت، «سیاه دانه» بهتر از «سیاه نامه» باشد. چون دانه و هسته، اساس وجود یک گیاه هستند؛ گیاه وجودش کاملا به ذات دانه وابسته است. شاید حافظ می خواهد بگوید بخت و اقبالم از ازل سیاه و تار است و وقتی وجود من و سرشت من سیاه است این سیاهی مانند دوده ای است که در درون قلم قرار گرفته و هر آنچه از دلم برمی خیزد دودناک و سیاه است.

سیاهی از نامه به قلم اثر نمی کند که  سیاهی نامه باعث شود اثرش به قلم برسد. 

نمی دانیم حافظ دقیقا کدام را به کار برده است اما با توجه به مفهوم، این نظر محتمل است.

PersoLatin در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۰ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۱۷ در پاسخ به ب.پرسان دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۲ - ستایشِ خرد:

بسیار سپاسگزارم. پوزش می‌خوام اگر دارم از موضوع اصلی دور می‌شم، جالبه چون "یار" بن مضارع "یارستن" میشه که کاربرد روزمره "یار" که رفیق/کمک باشه،  رو کمی عوض میکنه مگر اینکه معنی نخستینِ یار "توان‌" بوده.

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۰ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۵۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۹:

در بیت

غایت کام و دولت است آن که به خدمتت رسید

بنده میان بندگان بسته میان به چاکری

در پایان مصرع اول فعل رسید از نظر آهنگ مشکل داره . به نظر می رسد باید فعل «رَسَد» باشد. در یکی از تصاویری که گذاشته اید نیز از فعل رسد استفاده شده است.

از نظر معنا فعل رسید، ماضی است و تمام شده است اما فعل رسد مضارع التزامی است و در طول زمان جاری است

فرهنگ معظمی در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۰ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۵۱ در پاسخ به رضا ساقی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۱:

درود بر شما. بسیار عالی.

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۰ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۴۹ در پاسخ به افسانه چراغی دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۴۶:

هر دو شکل درست است

زیر نگین بودن به معنی تملک و فرمانروایی داشتن

زین نگین به معنی زینت و زیبایی نگین

ولی با توجه به مصرع اول که تملک و فرمانروایی را آورده است نیازی نیست دوباره همان را بیاورد. بنابراین زین نگین ارجح است

غبار .. در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۰ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۲۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۰:

سعدیا در قفای دوست مرو چه کنم می‌برد به اکراهم

سعدی چو جورش می‌بری نزدیک او دیگر مرو

ای بی‌بصر من می‌روم(؟) او می‌کشد قلاب را..

علیرضا طالبی در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۰ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۹۷:

ممنون میشم اگه یکی لطف کنه بصورت خلاصه بیت دوم رو توضیح بده

۱
۹۵۶
۹۵۷
۹۵۸
۹۵۹
۹۶۰
۵۷۰۳