موحد در ۲ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۹ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۱۵ دربارهٔ حافظ » مثنوی (الا ای آهوی وحشی):
سلامی چو بوی خوش آشنایی به همه دوستداران ادب فارسی
امید سان در ۲ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۹ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۰۴:۴۶ در پاسخ به مجتبی دربارهٔ سعدی » مواعظ » قطعات » شمارهٔ ۸۴:
جبر نیست .فرض کن عاشق زیبارو و زیبا صیرتی در نهایت جمال و جلال و متانت و وقار شده ای و همه وجود تورا ربوده اگر معشوقه ات تو را وادار به کاری کند که اورا خوشحال کرده و قلب اورا سرشار از عشق می کند ،بکند و تو هم مایل به انجامش نباشی یا دوست نداشته باشی آیا این کار را بخاطر قلبش میکنی؟اگر انجام دادی با اینکه او مجبورت کرده اسمش را میگزاری جبر؟ من فکر میکنم اکثر دوستان اسمش را میگزارند عششششق...
رضا از کرمان در ۲ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۹ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۱۶ در پاسخ به مصطفی ا دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۸۹:
سلام قربان شما بگردم
واقعا من هم در معنی مصرع دوم موندم ومتاسفانه کسی هم پیام نگذاشت گفتم شاید اشتباه شده در هر صورت در فرهنگ لغت یک معنی غیر مانوس از کلمه خاتم دیدم که شاید به نوعی جالب باشه:
در اصطلاح صوفیه عبارت است از کسی که قطع کرده باشد مقامات را و رسیده باشد به نهایت کمال (از لطایف الغات)دهخدا ذیل معنی خاتم الانبیا
شاد باشید
سما سمایی در ۲ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۹ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱۹:
آرتروز انگشت شست گرفتم تا ببینم که آیا دور از جون ، زبونم لال کسی معنی ابیات دیگه رو گفته یا خیر!! ولی متاسفانه همه اندر خم یه کوچه مونده بودن! خیلی بد بود! یه کلمه رو یه انسان جایزالخطا به کار برده (دیگه مولانا پرست ها در انسان بودن مولانا که شک ندارید!) بعد، چند سال اساتید علم و ادب بحث میکنن که سخی درست بوده یا سخن!! اصلا درست اونه که تو میگی. تو چه کم از مولانا داری؟ اهمیتش در چیه؟ چقدر تو زندگی ماها تاثیر داره؟ اگه دغدغه ی سخی و سخن امونتون داد یه سر به باقی ابیات هم بزنید!
حبیب شاکر در ۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۰۷ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۷:
قاف عاشق کسره میگیره
آلالا در ۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۵۳ دربارهٔ امیرعلیشیر نوایی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۲:
شعر عالی است ادم رو به خلاء میبره
فرهود در ۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۴۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۰۵ - نالیدن ستون حنانه چون برای پیغامبر صلی الله علیه و سلم منبر ساختند کی جماعت انبوه شد گفتند «ما روی مبارک ترا به هنگام وعظ نمیبینیم» و شنیدن رسول و صحابه آن ناله را و سؤال و جواب مصطفی صلی الله علیه و سلم با ستون صریح:
تسلُّس یعنی سالوسی و مکر
حبیب شاکر در ۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۴۵ دربارهٔ ابوالفرج رونی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۳۰:
بی نظیر
حبیب شاکر در ۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۴۱ دربارهٔ عنصری » رباعیات » شمارهٔ ۲۸:
واقعا عالیه.یکی از یکی زیباتر
خسرو ترقی در ۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۲۰:۵۸ دربارهٔ رودکی » مثنویها » ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب » پاره ۲۱:
خدیش : خاتون. بانوی خانه
حامد آذربایجانی در ۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۴۰ در پاسخ به محمد رضا دربارهٔ ملکالشعرا بهار » غزلیات » شمارهٔ ۷۸:
درود. در بخش ویرایش متن شعر میتوانید این غلط ها را تصحیح کنید. به هر حال حجم کار را باید در نظر گرفت.
حامد آذربایجانی در ۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۲۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱۴:
در بیت نوزدهم اگر سهراب سنان را به قول ویرایشگر محترم "سیخ" کرده پس چرا با نیزه میخ های خیمه را کنده؟!. مگر با نیزه اصلا میسر است که میخ های خیمه را کند؟!. ویرایش هم که کردم فرمودند "مربوط به نسخه دیگری است" و واقعا من متحیرم چطور متوجه این خطا نشدهاند حضرات. سپاس
سُلگی قاسم در ۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۴۷ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب پنجم در رضا » بخش ۹ - حکایت:
معنی مصرع میندای گلگون به روی زشت...
میندای فعل امر است مثل میندیش یا میندای.
میندای از انداختن می آید که همان شکل دیگر مینداز است که مخفف شده و میندای درآمده
گلگون همان غازه یا سرخاب، رنگ و روغنی است که زنان به صورت میمالند
در واقع سعدی میخواهد بگوید اگر خدا صورت زشتی به تو داده تو با غازه و سرخاب صورت که ظاهر است سعی نکن زیبا کنی به باطن توجه کن و چند شاهد مثال هم میآورد: مثل این که یک سیاه پوست زنگی با حمام رفتن سفید نخواهد شد یا یه زور گل از شاخ بید نمیروید طبع و سرشت گل است گل می دهد صورت ظاهر نا زیبا هم ضمیر و باطن زیبا هموار کن. با تشکر قاسم سُلگی
مصطفی ا در ۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۴۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۸۹:
آقای رضای عزیز خیلی ممنون از وقتی که گذاشتید و توضیح دادید. با سپاس
خانم الف در ۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۳۷ دربارهٔ عمعق بخاری » دیوان اشعار » مقطعات و اشعار پراکنده » شمارهٔ ۲۷:
حالا فهمیدم این شعر زیبای هوشنگ ابتهاج از کجا وام گرفته شده:
چه مبارک است این غم که تو در دلم نهادی... به غمت که هرگز این غم ندهم به هیچ شادی
یوسف شیردلپور در ۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۴۹ دربارهٔ هلالی جغتایی » غزلیات » شمارهٔ ۸۶:
فوق العاده است این غزل
چه عاشقانه امروز زیر رخت بلوط درمزرع بلوط پیش گوسفندان این شعر راجستم مرور ولذت بردم درحالی که برگ ریزان پاییزی را مشاهده و نوای سه تار استاد پرویز مشکاتیان صدای بلند ملکوتی استاد شجریان را باجان ودل گوش میکردم تا این متن بماند یادگاری ✋✋💐💐
پریسا تاج میری در ۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۱۲ دربارهٔ فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۲ - گفتار اندر ستایش محمد مصطفى علیه السلام:
به نظرم این که یک داستان باستانی و وابسته به دین زرتشتی رو با حضرت محمد و دین اسلام اغاز کرده یک ناهماهنگی ایجاد کرده و تناسبی ندارند.
یوسف شیردلپور در ۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۰۶:۴۸ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶:
درود برشما عزیزان گنجوری
واقعاکه غزل های حضرت سعدی چقدر روان وزیبا وچقدر هم عاشقانه
این شعر وغزل را استادان پرویز مشکاتیان موسوی و شجریان دربزم خصوص شور عاشقی فوق العاده دلنشین وزیبا اجرا کرده اند براستی که باید مفتخر بود وسپاس گذار خدا که چنین شاعران موسیقی دانان بنام وخوانندگان شهیر داریم دست مریزاد 💐💐👍👍💛💛💚💚💛🙏
حمید رضا۴ در ۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۱۵ در پاسخ به Sina H دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۵:
سلام سینای عزیز،
با اطلاعاتی که از خودت دادی، گمان میکنم هم سن و سال فرزندم باشی، و باز بر اساس همون اطلاعات باید به تو یقین بدم که دانش و سوادِ من در زمینه ادبیات فارسی شاید به چهار یا پنج درصد آنچه تو میدونی نباشه.
همه حاشیه هایی که حدود سه سال پیش نوشته بودی منطقی و از روی دانش و آگاهی بودند.
از اونجا که من علاقه ویژه ای به خیام و رباعیاتش دارم، پرسشی رو مطرح کردم، شاید کمی تحریک آمیز، با این امید که تو برداشتِ چهار سال پیشِ من رو نقد کنی و با هم گفتگویی داشته باشیم.
از حدود ده سال پیش که با سایت گنجور آشنا شدم، به سخنوران و سروده های اونها علاقمند شدم و کم کم شروع به نوشتن در بخش حاشیه ها کردم.
برخی نوشته هام رو تحسین میکردند که موجب خوشنودیم میشد. برخی از دوستان اشتباهاتِ من رو تصحیح میکردن که باز خوشحال میشدم و از اونها سپاسگزاری میکردم. عده ای هم من رو مورد توهین و حقارت و تمسخر قرار می دادند که من با احترام و بدور از خشم اعتراض میکردم، اما اجازه نمیدادم هرگز احساس بد و سرخوردگی به من راه پیدا کنه.
اینها رو نوشتم که از جوونهایی مثل تو درخواست و خواهش کنم که همیشه، در هر زمینه ای، با هر درجه از دانشی، با شهامت، هر آنچه در اندیشه دارید رو بگید و بنویسید و اگر اشتباه کردید، اجازه ندید هیچکس با هر اندازه دانشی به شما احساس بد بده. جوون های هر جامعه ای باید شکوفا بشن، وگر نه کل جامعه پژمرده میشه.
امیدوارم در صورت داشتن علاقه و وقت، حاشیه های بیشتری از شما ببینم و از اونها بهره ببرم.
در این فضای عمومی درست نمیبینم آنچه عمیقا درباره تو جوان کشورم احساس میکنم رو بیان کنم و این خودداری بسیار دشوار بوده.
تندرست و شاد و پیروز باشی، عزیزم
نادر.. در ۲ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۹ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۰۵ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳: