گنجور

حاشیه‌ها

سین کاف در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۵:

یار مهروی مرا نیز به من بازرسان

آمین

محمد کوردی در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۴۴ در پاسخ به مریم بکوک دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۰ - یاد کردن بعضی از گذشتگان خویش:

ببخشید با استناد به چه مدرکی میفرمایید که نظامی به احتمال قوی ترک بوده است؟؟!!

جاوید مدرس اول رافض در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۴۴ در پاسخ به امین کیخا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴:

تضمین غزل شماره ۱۴ حافظ
...............
با شراب و خرقه سوزی رند را آئین غریب
عشق شوی عقل آمد ،دل در آن کابین، غریب
چهره و خط تو بر صورتگران چین غریب
...............
گفتم ای سلطانِ خوبان رحم کن بر این غریب
گفت در دنبالِ دل، رَه گُم کُنَد مسکین غریب
************
خواب و راحت را طمع در این جهان ایدل مدار
بهر ما از خاکدان غم بدل بس شد غبار
گفت دولت آن بود بیخون دل آید کنار
...............
گفتمش مَگذر زمانی، گفت معذورم بدار
خانه پروردی، چه تاب آرد غم چندین غریب
************
ناچشیده زان لبان اینجا بمیرم؟ ای صنم
عیب کردم بی دلان را، بی دلم من لاجرم
دل مقیم آنجا به شیدائی ،سقیم اینجا تنم
...........
خفته بر سنجابِ شاهی نازنینی را چه غم؟
گر ز خار و خاره سازد بستر و بالین غریب
************
چشم چپ بستم نبیند دیده درتو جز براست
هر کجا باشی تفرج نیز آنجا شد بجاست
شرط عشق از احتمال اما محبت از وفاست
................
ای که در زنجیرِ زلفت جایِ چندین آشناست
خوش فتاد آن خالِ مشکین بر رخِ رنگین غریب
************
بس کمانداران  ناوک دور  چشم دلکشت
دام ره لعل می صاف لبان بی غشت
نشکفد لبها مگر با نکهت خُلق خوشت
..............
می‌نماید عکسِ مِی، در رنگِ رویِ مَه وَشَت
همچو برگِ ارغوان بر صفحهٔ نسرین، غریب
************

گرچه میبالم بخوداز فر واز فرهنگ تو

دل نیازارد مرا ای نازنین از جنگ تو
چون ربابم گوش مالی، نالم اندر چنگ تو
..................
جان دل شامِ غریبان طُرِّهٔ شبرنگِ تو
در سحرگاهان حذر کن، چون بنالد این غریب
************

عاقلان را نیست ،گر دیوانگان با جراتند
جمله درویشان و پاکان صاحبان همتند
دوستان در دور، رویت شاکران نعمتند
................
گفت حافظ آشنایان در مقامِ حیرتند
دور نَبوَد گر نشیند خسته و مسکین غریب
************

جاوید مدرس رافض

 

جاوید مدرس اول رافض در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴:

تضمین غزل شماره ۱۴ حافظ
...............
با شراب و خرقه سوزی رند را آئین غریب
عشق شوی عقل آمد ،دل در آن کابین، غریب
چهره و خط تو بر صورتگران چین غریب
...............
گفتم ای سلطانِ خوبان رحم کن بر این غریب
گفت در دنبالِ دل، رَه گُم کُنَد مسکین غریب
************
خواب و راحت را طمع در این جهان ایدل مدار
بهر ما از خاکدان غم بدل بس شد غبار
گفت دولت آن بود بیخون دل آید کنار
...............
گفتمش مَگذر زمانی، گفت معذورم بدار
خانه پروردی، چه تاب آرد غم چندین غریب
************
ناچشیده زان لبان اینجا بمیرم؟ ای صنم
عیب کردم بی دلان را، بی دلم من لاجرم
دل مقیم آنجا به شیدائی ،سقیم اینجا تنم
...........
خفته بر سنجابِ شاهی نازنینی را چه غم؟
گر ز خار و خاره سازد بستر و بالین غریب
************
چشم چپ بستم نبیند دیده درتو جز براست
هر کجا باشی تفرج نیز آنجا شد بجاست
شرط عشق از احتمال اما محبت از وفاست
................
ای که در زنجیرِ زلفت جایِ چندین آشناست
خوش فتاد آن خالِ مشکین بر رخِ رنگین غریب
************
بس کمانداران  ناوک دور  چشم دلکشت
دام ره لعل می صاف لبان بی غشت
نشکفد لبها مگر با نکهت خُلق خوشت
..............
می‌نماید عکسِ مِی، در رنگِ رویِ مَه وَشَت
همچو برگِ ارغوان بر صفحهٔ نسرین، غریب
************

گرچه میبالم بخوداز فر واز فرهنگ تو

دل نیازارد مرا ای نازنین از جنگ تو
چون ربابم گوش مالی، نالم اندر چنگ تو
..................
جان دل شامِ غریبان طُرِّهٔ شبرنگِ تو
در سحرگاهان حذر کن، چون بنالد این غریب
************

عاقلان را نیست ،گر دیوانگان با جراتند
جمله درویشان و پاکان صاحبان همتند
دوستان در دور، رویت شاکران نعمتند
................
گفت حافظ آشنایان در مقامِ حیرتند
دور نَبوَد گر نشیند خسته و مسکین غریب
************

جاوید مدرس رافض

 

مسعود خان محمد در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۲۰ در پاسخ به محمد ضیایی دربارهٔ رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین » روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین » بخش ۱۴۴ - مجذوب تبریزی:

من هم این موضوع به ذهنم رسید. جالب بود که این نظر شما رو دیدم.

احسان در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۲۳ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲۷۶:

بنظر من جواب معنا داری نتونسته به شبهه ی خیام بده

خیام به سابقه علم،علم خدا،اشاره داره اگر خدا میداند که ما گناه میکنیم چرا مارا باز خواست بکند یا اینکه شریعت چرا امر ونهی میکند 

نعمت الله عبقری در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۲۱ در پاسخ به حسین مطهری دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن » شمارهٔ ۲۵:

سلام دوست عزیز متاسفانه مصرعی که شما گفتید اشتباه و شعر اصلا در نداره و اگرم بزاری شعر رو خراب میکنه بالا درست شعر رو نوشتم

نعمت الله عبقری در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۱۸ در پاسخ به فاضل دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن » شمارهٔ ۲۵:

بله دوست عزیزم  این شعر به این صورت هست

 

گر مرد رهی درون خون باید رفت

از پای فتاده سرنگون باید رفت

تو پای به ره نهِ و هیچ مپرس

خود ره گویدت چون باید رفت

خسرو ترقی در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۲۰:۳۸ دربارهٔ رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب » پاره ۱۵:

یاد این بیت فردوسی افتادم

بزرگان به شادی بیاراستند

می و رود و رامشگران خواستند

majid kejani در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۵۵ دربارهٔ نیر تبریزی » لآلی منظومه » بخش ۱۷ - ایضا:

خداوند  رحمان رحمتش را از این مرد بزرگ دریغ نفرماید .انشاالله تعالی

رضا از کرمان در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۴۰ در پاسخ به ملیکا رضایی دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۶۰ - وصف ضعیف دلی و سستی صوفی سایه پرورد مجاهده ناکرده درد و داغ عشق ناچشیده به سجده و دست‌بوس عام و به حرمت نظر کردن و بانگشت نمودن ایشان کی امروز در زمانه صوفی اوست غره شده و بوهم بیمار شده هم‌چون آن معلم کی کودکان گفتند کی رنجوری و با این وهم کی من مجاهدم مرا درین ره پهلوان می‌دانند با غازیان به غزا رفته کی به ظاهر نیز هنر بنمایم در جهاد اکبر مستثناام جهاد اصغر خود پیش من چه محل دارد خیال شیر دیده و دلیریها کرده و مست این دلیری شده و روی به بیشه نهاده به قصد شیر و شیر به زبان حال گفته کی کلا سوف تعلمون ثم کلا سوف تعلمون:

سلام 

  درپاسخ به شما وکوروش عزیز باید به داستان رجوع کرد صوفی از کشتن اسیر عاجز مانده حالا به صوفی داره میگه : ای که تو از عبور از یک تل هنوز عاجزی بدان که در این راه کوه های بلند زیادی در راه خواهی داشت 

 تل کنایه از کشتن اسیر دست بسته وکوه  مثلا میدان جنگ وغزا  است. طبق باور گروهی از مسلمانان کشتن کافران از واجبات است  ای کسی که حتی نمیتوانی به اعتقادت عمل کنی  واز یک خرپشته عبور کنی چگونه از کوههای روبرو عبور خواهی کرد ولی در کل مقصود مولانا ضبط نفس اماره است

  شاد باشی 

سعید الوان در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۳۱ در پاسخ به . . دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۲:

درسته هرکسی آزاده هر جور فکر کنه اما ارتباط دادنهای بیخود و بی ربط آزار دهنده ست مخصوصا که این اشعار میراث یک ملته. یه شاعر کوچه بازاری چیزی نگفته که هرچی دلمون بخواد در موردش بگیم و توی سایتی که هدفش انتقال فرهنگ گذشتگان ماست درج کنیم. حالا من اینجا بنویسم اینو در وصف تیمور مغول گفته که به ایران حمله کرد. آخه امام حسین مژگان دراز و ...

هدهد میرزا در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۲۹ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۷۷:

از بیت 9 ببعد باید در ابتدای قصیده آورده شود.

فاطمه یاراحمدی در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۲۸ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۸:

باز هم از توضیحات عالی شما بهره بردیم.

محسن حسینی پور در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۴۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۶۰ - وصف ضعیف دلی و سستی صوفی سایه پرورد مجاهده ناکرده درد و داغ عشق ناچشیده به سجده و دست‌بوس عام و به حرمت نظر کردن و بانگشت نمودن ایشان کی امروز در زمانه صوفی اوست غره شده و بوهم بیمار شده هم‌چون آن معلم کی کودکان گفتند کی رنجوری و با این وهم کی من مجاهدم مرا درین ره پهلوان می‌دانند با غازیان به غزا رفته کی به ظاهر نیز هنر بنمایم در جهاد اکبر مستثناام جهاد اصغر خود پیش من چه محل دارد خیال شیر دیده و دلیریها کرده و مست این دلیری شده و روی به بیشه نهاده به قصد شیر و شیر به زبان حال گفته کی کلا سوف تعلمون ثم کلا سوف تعلمون:

 با سلام و احترام

اتفاقاً باید از حضرت مولانا سپاسگزار باشیم که به صورت مستند وقایعی در زمانهایی نزیدکتر به زمان حیات جنابشان را روایت کرده اند تا اینگونه برداشت نشود در آن زمانه همه چیز گل و بلبل بوده است و هیچگونه خون و خونریزی وجود نداشته است . مهم این است که الان چگونه بیاندیشیم و رفتار کنیم و اگر قرار است با خواندن یک داستان مستند گونه چشم و گوش بسته پیروی کنیم که نشاید که ناممان را نهند آدمی ...!

محمد در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۳۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۸:

با درود به دست اندر کاران گنجور؛ جسارتا عرض می‌کنم که وزن رباعی«مفعولْ مفاعیلْ مفاعیلٌ فَعْ» است یا همان «لاحول و لا قوّة الّا بالله». تندرست باشید.

کوروش در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۰۶:۲۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۲۴ - حسد کردن حشم بر غلام خاص:

جالب بود

امیررضا رجبی در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۰۵:۳۰ در پاسخ به جاوید مدرس اول رافض دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱:

چقدر زیبا هزار آفرین 👌♥️

 

عباس دهقانی در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۴۳ در پاسخ به عرفان دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۷:

پیر پیمانه کش منظور مولا علی است و انجا که میگه دور خورشید چرخ زنان منطور از خورشید امام حسین هست که نور خورشید تللوش در ماه ظاهر میشود که او هم قمر منیر بنی هاشم است .

عباس دهقانی در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۳۷ در پاسخ به سلطانى دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۷:

احسنت به برداشت شما شمس حقیقت و خونین کفنان خودش رمز و راز و قفل گشا کل شعر هست.

۱
۸۸۱
۸۸۲
۸۸۳
۸۸۴
۸۸۵
۵۶۹۸