*Nasha در ۲ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۲۰ در پاسخ به بیژن غ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹:
[جوش در رفتن: در جوش رفتن. جوشیدن و غَلَیان پیدا کردن] مانند شیر مادر جوشش و حرکت داشته باش
*Nasha در ۲ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۲۰ در پاسخ به مریم دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹:
[ماده اینجا به معنی بی جان] اگر جان داری به قوه ی آن شاه به رقص در بیا،
اگر جماد نیستی، با نیروی پروردگارت به رقص دربیا و حرکتی کن
[جوش در رفتن: در جوش رفتن. جوشیدن و غَلَیان پیدا کردن] مانند شیر مادر جوشش و حرکت داشته باش
Shurideh در ۲ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۱۲ دربارهٔ رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین » روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین » بخش ۶۵ - رضی آرتیمانی قُدِّسَ سِرُّه:
چرا ساقی نامه این قدر ناقصه !؟
محمدرضا parshid۱۳۹۶@gmail.com در ۲ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۴:
امروز نیمه شعبان ، پنجم اسفند ماه ۱۴۰۲در ارتفاعات ایران عکس هایی از هما پرنده ی جوانبخت ثبت شد.
جهت ثبت در تاریخ نوشتم .
همایون در ۲ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲۵:
ماه و دل در دریای دانش جلال دیّن دو واژه کلیدی هستند واژه های دیگر هم که به این دو واژه وابسته اند نیز همینطور مانند شب و غم و آتش و دیگرها
غم را به آرزومندی باید معنی کرد، و خواستن و عشق
مثنوی او را میتوان ماهنامه نامید و
دیوان شمس را دل نامه
رابطه ای که میان ماه و دل هست نه به نور و نه بو و نه واسطه دیگری نیاز دارد گویی هر دو خانه هم را میدانند و صد گونه جنبش و راز و رمز میان آن دو هست، و ما نیازی به فهمیدن آن نداریم گویی با چیزی روشن و آشکار روبروییم و این بی نیازی به فهمیدن بالا ترین بی نیازی است و گنج بزرگی است که باید توانست از آن برخوردار شد
مهدی اسدی در ۲ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۰۰ در پاسخ به سعید دربارهٔ سعدی » گلستان » دیباچه:
لالی جمع لولو است
مهدی اسدی در ۲ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۵۹ در پاسخ به ساسان کمالی دربارهٔ سعدی » گلستان » دیباچه:
لالی
جمع لولو مروارید ها
منظور قطره شبنمی است که مانند مروارید روی گل است
محمد شریف صادقی در ۲ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۴۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۱ - سیهچشمان شیرازی:
من مدت ها پیش غزلی به استقبال از این غزل شهریار سروده بودم که در دو بیت اول از او تضمین کرده بودم:
دل و جانی که در بردم من از صد دامِ دلبازی
به شوخی می برند از من سیهچشمانِ شیرازی
من آن «رندم» که شیران را به بازی برنمیگیرم
تو آهووَش چونان شوخی که با من می کنی بازی
ز شورم غرق آرامش! تو گویی شورشی دلکِش
خوش آن شورش که بنشانیّ و خوش شوری که اندازی
لب آن جانفزا، اَعجب! بگیرد جان چو گیرد لب
بده صد جان و سر یا رب که سر بازم به جانبازی
(یا...که سربازم به جانبازی)
در این بازار بیارزان، تو گر داری سَری آن سان
که پرده بردَرَد جانان، بباید جان بپردازی
شهید شاهد عشقم به کشتار هزاران جان
شهادت پیش شه باشد نشانی بر سرافرازی
چو زر زردم ز زاری... لیک نه زار، از زندگی راضی
رضا شاید که بگشاید ز رمز زندگی رازی
طلایی لیک ناخالص، بباید چکش و آتش
دمی تا بر دَمانی دل به رنجِ جان و بُگْدازی
جدل را بس کن ای درویش، بگرد از جمع ظاهر کیش
چه وقتی بیش زین بر یاوهپردازان بپردازی؟
شریفت را دلِ صادق دقایق جمله آمد دق
تو را کی می شود لایق که یکدل با دلش سازی
محمد شریف صادقی
همایون در ۲ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۴۷:
از غزل های دلانه که جلال دّین دل شناس به زیبایی با دل می گوید و از دل می گوید و به دل می گوید
ما دارنده دل هستیم اما دل را نمی شناسیم
سال ها دل طلب جام جم از ما میکرد
آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد
این غزل به زیبایی از دل با ما میگوید، گویی کسی دارای باغی است اما خودش نمیداند
و بسیار بیشتر، دارای یک رهایی و بزرگی و آسایش و آرامشی است ولی آن را گم کرده است
آتشی در دریایی که نه مرز و خاموشی دارد و نه خطر آتش سوزی و ویرانی، چه خوب است که ما در هر حالی هستیم از وجود دل بی خبر نباشیم
شهرام . در ۲ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۲۰:۰۶ در پاسخ به شایق دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸:
خیلی ممنونم بابت توضیحاتتون
خاموش در ۲ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۴۴:
بسیار زیبا
کشاکشهاست در جانم کشنده کیست می دانم
احمد نیکو در ۲ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۳۸ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » از ازل نوشته [۳۴-۲۶] » رباعی ۲۹:
ما همه خوش خوریم و خوش خسبیم
تو در آن گور تک و تنهایی
نه چنان خفته ای که برخیزی
نه چنان رفته ای که باز آیی
(رباعی از رودکی)
سید علی رحمتی در ۲ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۴۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۹:
گویند نجم رازی افکار عمر خیام را فلسفی خواند و خیام در این رابطه این شعر را سروده هست
آسمان در ۲ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۳۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۱:
در ترکیب رخت و پَخت ، پخت کلمه بی معنی و برای تنظیم وزن شعر بکار رفنه است نمونه آن را هم دوستان نوشته اند در غزلیات مولانا هم داریم : چون کشتی بی لنگر کَژ میشد و مژَ می شد وزحسرت او مرده صد عاقل و فرزانه اینجا نیز کلمه مژَ بی معنی است.
روز و روزگار بر شما خوش باد
بابک بامداد مهر در ۲ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸۹:
طبق لغتنامه دهخدا "جه" معمولا به معنی جهنده است مثل "برق جه" اما درمواردی معنی روسپی هم می دهد یعنی کسی که یک جای ثابت ندارد و ازاین جا به آن جا می رود و"هرجایی" است
بابک بامداد مهر در ۲ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸۹:
با اینکه غزل پر تصویر و معناست اما بعضی ابیات و عبارات درحال بیخودی سروده شده و به ظاهر سست واژه هستند.
ای ریشخند رخنه جه یعنی منم سالار ده
تاکی جهی گردن بنه ورنه کشندت چون کمان
باتوجه به ابیات قبلی نکوهش کننده مخاطبی است که شکاک است و ادعای ریش سفیدی وسالاری ده رادارد و از رخنه ها می جهد ومسخره ی جهش های مکرراست و به اوتوصیه می کند اینقدر جهش وپراکندگی نداشته باش وتسلیم شو وگردن بگذار چراکه درغیراینصورت از شکاف کمان پرتاب خواهی شد وبه (ناکجا) می روی
همیرضا در ۲ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۷:۳۱ در پاسخ به احمد احمدی دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۸:
در صورتی که ظن شما نقل اشتباه متن در گنجور است این گمان صحیح نیست. تصویر متن چاپی و یک نسخه خطی زیر شعر قابل مشاهده است و متن این مصرع در هر دو همین است. از این جهت پیشنهاد جنابعالی به نظر غیرمستند و بر اساس ذوق شخصی میرسد.
نمونه مشابه همین مورد در آثار دیگران دیده میشود و نشان میدهد که غیرمعمول نیست. نمونه از جامی:
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۸۵۰ » پری و آدمی قاصرند از جمالش ...
احمد احمدی در ۲ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۴:۵۵ در پاسخ به همیرضا دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۸:
ممنونم. ولی واو در مثالی که شما آوردهاید دو تفاوت قابل توجه با واو «و آدمی» در این مصراع دارد. اول این که در ابتدای مصراع قرار گرفته و بنابراین کاملاً موجه و قابل انتظار است که به واژه بعدی متصل خوانده شود (در واقع، اگر به واژه آدمی متصل نشود باید با فتحه خوانده شود که در شعر شاعران قدیمی ظاهراً به هیچ وجه معمول نیست). دوم این که در اینجا واوهای قبلی به واژه ماقبل خود متصل میشوند و این که واو آخری به شکل متفاوتی نسبت به واوهای قبلی خوانده شود برای شاعری مانند سعدی شیوه برازندهای نیست، مگر آن که به لحاظ معنایی توجیهی برای این کار وجود داشته باشد. در حالی که اگر به جای واژه خورشید واژه مهر قرار بگیرد، بدون هیچ لطمهای از لحاظ معنایی یا از حیث زیبایی، شعر به شکل روانتر و یکدستتری خوانده میشود.
ضمناً پری به لحاظ معنایی به آدمی نزدیکتر است تا به ماه و خورشید و این که با آن دو در یک گروه قرار بگیرد و آدمی با نحوه قرائت واو از بقیه متمایز باشد به لحاظ معنایی توجیهی ندارد و از سبک و سیاق شاعری مانند سعدی به دور مینماید.
مجید افتخاری در ۲ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۵۶ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۱:
من دوست دارم اینو برداشت کنم
ای نقاش ازل ( معلومه قبول داره نقاش اون رو خوب و زیبا خلق کرده ) در طرب خانه خاک باید فقط با مستی خیالت به این فکر کنم که آیا رخصت وصال بهم میدهی یا ناکام نابود میشوم.
با احترام به روح صادق هدایت و عرض پوزش از همه صاحب نظران.
*Nasha در ۲ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۲۳ در پاسخ به محمد اردستانی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹: