گنجور

حاشیه‌ها

John Wick در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۵۰ در پاسخ به فرهاد دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸۶:

👍

John Wick در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۴۸ در پاسخ به Allah Mohammad Ayarzada دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸۶:

عالی فزمودید

کوروش در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۴۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۲۰ - آگاه شدن پیغامبر علیه السلام از طعن ایشان بر شماتت او:

ای بنازیده به ملک و خاندان

 

نزد عاقل اشتری بر ناودان

 

نقش تن را تا فتاد از بام طشت

 

پیش چشمم کل آت آت گشت

 

یعنی چه ؟

 

کوروش در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۳۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۲۰ - آگاه شدن پیغامبر علیه السلام از طعن ایشان بر شماتت او:

نجم ثاقب گشته حارس دیوران

 

که بهل دزدی ز احمد سر ستان

 

یعنی چه ؟

 

کوروش در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۱۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۱۴ - منجذب شدن جان نیز به عالم ارواح و تقاضای او و میل او به مقر خود و منقطع شدن از اجزای اجسام کی هم کندهٔ پای باز روح‌اند:

چون شکست او بال آن رای نخست

 

چون نشد هستی بال‌اشکن درست

 

چون قضایش حبل تدبیرت سکست

 

چون نشد بر تو قضای آن درست

 

 یعنی چه ؟

 

کوروش در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۴:۵۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۱۳ - جذب هر عنصری جنس خود را کی در ترکیب آدمی محتبس شده است به غیر جنس:

چونک هر جزوی بجوید ارتفاق

 

چون بود جان غریب اندر فراق

 

یعنی چه

 

 

دوستدار در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۸۵:

جناب عباسی فسا، هرگز خویش با کس یا کسان مقایسه نکرده ام، تنها همانندگی من و استاد یاد شده در روستایی بودنمان است همین   "  وگرنه.      میان کمترین با پیر کدکن.       تفاوت از فسا تا تاشکند است

تندرست و شادکام بوید

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۴۰ دربارهٔ نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۴۴:

آن سیَه دل ، که گذارَش به سرِ دار افتاد

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۳۸ دربارهٔ نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۴۴:

بت ستائید ز دعویِّ انا الحق ، نیّر،

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۳۶ دربارهٔ نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۴۴:

در میان بحث در این مسئله ، بسیار افتاد

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۳۵ دربارهٔ نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۴۴:

نعره ای بر زد و دیوار به یکبار افتاد

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۳۴ دربارهٔ نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۴۴:

دل چُو فانوسِ خیال ، از اثرِ شعله ی شمع،

Elahe Rad در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۲۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲:

همه قبیله من عالمان  دین بودند....

ابن غوغا میکند...

سجاد رنجبر در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۵۹ در پاسخ به سعید فاضلی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۹:

من کُرد ایرانم هنوز هم بزگتر ها و پدربزرگ ها به دختر خطاب میکنند کُرِم(پسرم) و این براشون احترام گذاشتن و عزیز شمردن اون دختر هست که ریشه در فرهنگ مرد سالار ایران قدیم دارد

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۳۳ دربارهٔ نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۶۰:

نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۶۰
                             
مهِل آن روی ، که از پرده پدیدار آید،
ترسم از چشمِ بدِ خلق ، به آزار آید

دام بر چین ، که دگر نیست دلی در همه شهر،
که نه بر حلقۀ زلفِ تو گرفتار آید

ز بَرِ خویش نران ام ، که مگس از سرِ قند،
نروَد ، ور برود ، نیز دگر بار آید

قامت ات کرد قیامیّ و قیامت برخاست،
چه شود آه ندانم ، که به رفتار آید

عقد بر جبهه میفکَن ، که طبیب ات نکند، 
رو ترُش ، چون به سرِ بسترِ بیمار آید

علم الله ، نبرَد نامِ سلامت به زبان،
خسته ای را که ز دَر ، چون تو پرستار آید

ای دلِ غمزده خوابی ، که شب از نیمه گذشت،
وقتِ آن است ، که همسایه به زنهار آید

ای طبیب از سرِ "نیّر" به سلامت بگذر،
کآتش اندر تو نگیرد ، چُو به گفتار آید

امیرمحمد چمن پیرا در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۳۳ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۶ - رای زدن خسرو در کار فرهاد:

بسا بینا که از زر کور گردد بس ...

ای بسا مرد بینا در برابر زر چشم بر‌می‌بندد و نابینا می‌شود و ای بسا شمشیرها که به دادن زر کُند و بی‌زور می‌گردد

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۳۲ دربارهٔ نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۶۰:

نیر تبریزی » غزلیات » شماره ۸۴

ای قد ات سُرو ، اگر سرو به رفتار آید،
وِی لب ات غنچه ، اگر غنچه به گفتار آید

زلف ات اَر بُرد به یغما ، دلِ شهری چه عجب،
هر چه گویند ،  از آن رَهزنِ طرّار آید

گر دُو صد ناوک ام ، آید ز تو بر سینۀ ریش،
چشمِ آن است هنوز ام ، که دگر بار آید

دَمِ جان بخشِ مسیحا ست ، سحر خیزان را،
سخنِ تلخ ، کز آن لعلِ شکَر بار آید

یا رب آن خال که ما را ، شد از او روز سیاه،
به بلایِ خَمِ زلفِ تو ، گرفتار آید

آنکه بیمارِ  غم ات کرد ز دوری ، "نیّر" ،
دل قوی دار ، که خُود نیز پرستار آید

سجاد رنجبر در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۰۹ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۸:

به گمانم اگر حافظ در جایی به جای شراب و می میگفت عرق سگی مشکل حل میشد مثلا میگفت عرق سگی تلخ میخواهم که مردافکن بود زورش. شایدم باز عرق سگی رو به جباریت خداوندی تفسیر میکردند

۱
۷۴۵
۷۴۶
۷۴۷
۷۴۸
۷۴۹
۵۷۹۳