منتظر ظهور در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۲ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۰۲ دربارهٔ حزین لاهیجی » مثنویات » فرهنگ نامه » بخش ۱۶ - صفت ممالک بهشت نشان ایران عَمَّره اللّه:
درود شعر بسیار عالی.
لطفاً یکی از عزیزان این دو بیت را برای اینجانب مفهومش را بنویسند.
کهن قلعه هایش چو حصن فلک
کبوتر مثالان برجش، ملک
سوادش بود دیدهٔ روزگار
یک از خانه زادان او نوبهار
ادبیات در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۲ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۴۰ در پاسخ به سین آشفته دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶:
سعدیا با کر سخن از علم موسیقی خطاست
گوش جان باید که معلومت کند اسرار دل🌹🌹🌹🙏🙏
داراب لایقی در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۲ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۰۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۰۶ - تزییف سخن هامان علیه اللعنة:
سلام و عرض ادب
پیرو سخنان اقای خلقی در مورد نردبان
از تبتل تا مقامات فنا پله پله تا ملاقات خدا
محسن نظامی پژوه در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۲ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۵۸ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۹ - خطاب زمینبوس:
اکدش به چشم دو رگه میباشد چون دانای گنجه تباری کرد و تفرشی داشته
گر مادر من رییسه کرد
مادر صفتانه پیش من مرد
به تفرش دهی تا نام او. نظامی از آن جا شده نامجو
م.ر.سالاری در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۲ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۱۸ دربارهٔ رهی معیری » ابیات پراکنده » باید خریدارم شوی:
این شعر به عمق جان من نشست ...
یک نکته ازین معنی گفتیم و همین باشد...
آینه در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۲ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۰:
سلام و عرض ادب
این شعر فوق العاده از حافظ، همان مفهوم سوره نجم است که بدون اشاره مستقیمی به شاخصه های این سوره پرداخته.
کرانه کارون در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۲ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۰۶:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۶:
درود بر دوستان عزیز
من فکر میکنم حضرت حافظ این غزل رو برای بیدار کردن همسر خویش در سحر ماه مبارک رمضان سروده و بس. نزدیک اذان بوده و خواجه بدون سحری مونده.😍😅
زهرا غلامی اصل در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۲ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۰۴:۲۳ در پاسخ به بيتا دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:
میگه که هیچکس مانند من ارزش یار و همدم رو متوجه نمیشه، مانند ماهی که هر موقع که از آب بیرون میافتد، اهمیت و ارزش آب رو میفهمه.
کاربرد ارایه اسلوب معادله کاملا در این بیت واضحه.
nabavar در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۲ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۰۴:۰۴ در پاسخ به بیقرار دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۶۴ - دیده و دل:
آفرین بر شما، زیبا بود وزین
هژیر رنجبران در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۵۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۹:
با درود
در اینجا نگرش از وِرد «چیزی را پیوسته بر زبان آوردن و گفتن است»؛ بنابراین می توان اینگونه برداشت کرد که با این مصراع خیام می گوید: بیش از اندازه باده ننوش که در پی آن به بیخود شدن و پرگویی و رسوایی نیافتی.
دوست در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۲۲ دربارهٔ فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۱۷ - در مدح امیر ابو یعقوب یوسف سپاهسالار گوید:
وزن نباید فاعلاتن مفاعلن فعلن باشه؟
بابک چندم در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۱۲ در پاسخ به حمید سامانی دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴:
@ حمید سامانی
دوست عزیز
آقا/خانوم ایران نژاد شما را به درستی راهنمایی کرده بود:
"هرکس" یعنی همه کس، هر فرد ، همهٔ کسان و ضمیر یا فعل آنرا گاه مفرد و گاه جمع آورند...
در جملات منفی معنی "هیچ کس" می دهد...
مرجع: فرهنگ معین، جلد ۴، صفحه ۵۱۲۶
توجه کنید که بار "هر" مبهم است و می تواند از یک تا بی نهایت را در بر گیرد، غیر از جملات منفی که برابر هیچ می شود.
نوروز پیروز
سیدمحمد جهانشاهی در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۵۳ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات از رسالهٔ جلالیه » شمارهٔ ۳۴:
کنون او ذُوق دارد محتشم از کرده هایِ من
سیدمحمد جهانشاهی در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۵۰ دربارهٔ نظیری نیشابوری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۱۳:
نمک رفت از سخن ، تا با تکلّف آشنا کردم
سیدمحمد جهانشاهی در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۳۶ دربارهٔ نظیری نیشابوری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۱۳:
حکایت بود بی پایان ، به خاموشی ادا کردم
Omid Rahmani در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۳۲ در پاسخ به روفیا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹:
تشکر از شما ومعنی ساده و روان
نردشیر در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۳۴ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۱ - سرآغاز:
این شعر در واقع چهار تا پندنامه است درسته؟
1- انوشیروان به هرمز
2- خسرو پرویز به شیرویه
3- بازارگان اسیر
4- شاپور ندیم و کاتب خسرو پرویز
بیقرار در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۳۱ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۶۴ - دیده و دل:
حاصل بداهه سرایی امشب در گروه ادیبانه ، با مطلعی از پروین اعتصامی به یاد دوست و همکار فقیدمان « اسلام خیراللهی » روحش شاد
« مرا در کودکی شوق دگر بود
خیالم زین حوادث، بی خبر بود »نه دل دربند دلداری دلافروز
نه در سر سِرِ سودایی دگر بودخیالم خالی از هر خاطر خوش
به دور از شاعری ، هر شور و شر بودبتی دیدم در آن دوران دیرین
که زیباتر ز هر قرص قمر بوددو چشمش چشمه ای از آب شیرین
کلامش مملو از شهد و شکر بودبه سرو قامتش دل بسته بودم
سخنهایش به دل دُرّ و گهر بودبه خلوتگاهمان در گوشه ای دنج
سخن از عشق و ایمان و هنر بودامان از دست دست انداز تقدیر
که در هر پیچ آن صدها خطر بودبرفت از دست ما آن یار دیرین
تو گویی در دلش میل سفر بودمرور اندکی کردم جهان را
ضرر اندر ضرر اندر ضرر بودکنون در هجر رویش بیقرارم
دریغا بیقراری بی ثمر بود#رضارضایی « بیقرار »
بیقرار در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۲۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۱:
حاصل بداهه سرایی امشب در گروه ادیبانه با مطلعی از حافظ
« دمی با غم به سر بردن جهان یکسر نمی ارزد
به می بفروش دلق ما کزین بهتر نمی ارزد »جهانی اینچنین فانی ، فنا یابد به هر آنی
و می دانم که می دانی به مشتی پر نمی ارزدمگیر از دیده گلرویی ، دل از دلدار و دلجویی
که بی مهری به مه رویی ، جهان دیگر نمی ارزدچنان جلدم بر این بامش که دل افتاده در دامش
دل از گیرایی کامش ، کم از ساغر نمی ارزددل از چشمان مستش مست ، لب از لعل لبش سرمست
جز این دلداده ی دربست ، کسی بهتر نمی ارزدشدم آواره در کویش ، ز هر گل می کشم بویش
فراق از روی نیکویش به چشمی تر نمی ارزدگناه از ساغر از می نیست ، خبر از جام جم ، کی نیست
که بدنامی این عالم ، در آن محشر نمی ارزددر این دنیای بی بنیاد که صدها کشته چون فرهاد
هزاران داد و صد فریاد که ترک سر نمی ارزدبگو آن یار دیرین را ، همان رؤیای شیرین را
که مشتاقی و مهجوری از این برتر نمی ارزدنصیحت گوی رندان را بگو دست از سرم بردار
که سر در سایه ی سَروَش ،کم از سَروَر نمی ارزدخدایا بیقراران را ، قراری ده ز الطافت
که بی الطاف هر روزت ، مَه و منظر نمی ارزد#رضارضایی « بیقرار »
Mr Mohammadi در ۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۲ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۱۲ دربارهٔ عطار » الهی نامه » بخش ششم » (۵) حکایت حسین منصور حلاج بر سر دار: