گنجور

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
باباافضل کاشانی

ای ذات منزهت مبرا ز وجود

بر خاک در تو کرده ارواح سجود

چون قطرهٔ شبنم است بر برگ گلی

از راه عدم هر آن چه آید به وجود

محتشم کاشانی

آن ابر عطا که حاتمش کرده سجود

پیوسته چو بسته بر رخ مادر جود

ناچار ما چار شدیم از کرمش

راضی و ازو نیامد آن هم به وجود

صغیر اصفهانی

ای داده مرا بقدرت خویش وجود

ننموده دمی قطع ز من رشتهٔ جود

در هر نفس آن جود مضاعف طلبم

دارد طمعی چنین به موجد موجود

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه