رضا کُماری در ۲ سال قبل، جمعه ۹ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۳۲ در پاسخ به علی دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۵ - فروختن صوفیان بهیمهٔ مسافر را جهت سماع:
درود
اگر انسان خردمند باشد در می یابد که رفتن کسی که دست نشانده استعمار و استکبار بوده و به اعتراف خودش دست نشاندۀ دشمنان ایران تشریف داشته خوشحالی هم دارد.اکنون ملل آفریقایی هم این نکته را به فطانت در یافته اند و در نیجریه می بینیم آمریکاییان و فرانسویانی را که سالها بود برای چپاول معادن ارزشمندشان از جمله اورانیم، آب از لب و لوچه شان سرازیر بود با تیپایی بیرون کردند. البته انتظار نیست افراد بی خرد این نکته را دریابند!
صدای سخن عشق در ۲ سال قبل، جمعه ۹ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۲۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۷:
حاشا به غیرتت. زیبا نواختی مولانای جان
دکان دین فروشی با ابزار های دینی رو فقط باید با همین الفاظ به مردم شناسوند و همچنین تخریبشون هم کرد
دین فروشی از ابتدای خلقت بوده و هست و باید رسوا بشن
رضا شاهی در ۲ سال قبل، جمعه ۹ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۱۱ در پاسخ به شمع سوخته دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲:
بله، درود بر لسان الغیب، به خصوص وقتی این سیاستمدار فال گرفت و حافظ صریحا بیان کرد:
خوش باش که ظالم نبرد راه به منزل .... احسنت به این پیشگویی حضرت حافظ
Mahmood Shams در ۲ سال قبل، جمعه ۹ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۳۳ در پاسخ به روفیا دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۲۱ - گفتار اندر پرورش زنان و ذکر صلاح و فساد ایشان:
با سلام ، اشتباه شما در این که آن زمان را با حال مقایسه می کنید که دچار اشتباه شدید!! در آن زمان زنان در خانه بودند و سرگرم خانه داری نه تحصیل و اشتغال ! و زنان در صورت رفتن به بیرون از خانه برای خرید با همسر خود یا یک مراقب و نگهبان
از منزل خارج می شدند نه تنهایی ، واژه #رقیب در شعر کهن بیشتر به این معنی یعنی مراقب و محافظ !! و بیرون رفتن زنان به تنهایی ناپسند و نادرست بود چنان که در این زمان طالبان در آن زمان گیر کرده و مانده اند ! و در زمان حال در کشورهایی مثل امارات و خیلی از کشورهای دیگه در غرب و شرق زنان بدون همراه و پوشش مناسب مورد تعرض و تجاوز کلامی و رفتاری قرار می گیرند و با چشم بد بهشون نگاه می کنند و نظر دارند، مگر اینکه همراه یا همان مراقب مرد داشته باشند، که خداروشکر در کشور ما بخصوص در افراد مؤمن و متدین واقعی چنین دیدگاه و نظری وجود ندارد و دیده نمی شود ، و زنان آزادانه در جامعه به تحصیل و اشتغال و پیشرفت در آرامش با پوشش مناسب در حال فعالیت و زندگی هستند .
سید حسین اخوان بهابادی در ۲ سال قبل، جمعه ۹ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۳۵ در پاسخ به عرفان دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۰:
راستی چرا آدم روضه رضوان را فروخت؟ شاید آدم واقعاً خود خدا را جستجو می کرد
سید حسین اخوان بهابادی در ۲ سال قبل، جمعه ۹ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۲۷ در پاسخ به عرفان دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۰:
حتماً عشق را می توان در بهشت درک کرد اما در دنیا در کنار عشق ، خیانت و فسق و فجور و ظلم را می توان به خوبی درک کرد
سید حسین اخوان بهابادی در ۲ سال قبل، جمعه ۹ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۲۳ در پاسخ به صائب دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۰:
من دلیل شما را متقن تر می بینم در ضمن حضرت آدم صاحب روضه رضوان شده بود و می توانست آن را بفروشد اما ما آدمیان نمی توانیم چیزی را که نداریم بفروشیم ما باید خریدار بهشت باشیم ما چیزی را که می توانیم بفروشیم همین ملک جهان است دنیایی که در آن هستیم. اینجا یاد کلام حضرت علی علیه السلام می کنیم که می فرمود: دنیای شما در نظر من از استخوان خوک «در دست شخص جذامی» پست تر است» پس من چرا ملک جهان را که چنین پست و بیمقدار است به چیزی مانند جو (معادل آن) نفروشم گویا این بیت می گوید دنیا و ملک جهان را بدهید و خود را از شر آن آسوده کنید کسی که دلبستگی به این دنیا نداشته باشد آسوده تر زندگی خواهد کرد و می تواند در پی بهتر از آن هم باشد. حضرت آدم فروشنده چیز با ارزشی بود من چرا ملک جهانی که ارزش یک استخوان خوک هم ندارد را نفروشم فروختن در این جا یعنی رهایی، آزادی و با رهایی و آزادی می توان در طلب چیز گرانبها قدم برداشت. عده ای می گویند مراد این است که نقد را بگیر و دست از نسیه بدار ! این بهشت آنقدر ها هم ارزشمند نیست، این حرف در وهله اول توهینی است به حضرت حافظ که او را فردی آینده نگر و عاقل معرفی نمی کند در صورتی که باید خواننده اشعار حافظ در تمام ابیاتش عقل و عقلانیت حافظ را نادیده نگیرد حافظ برای ملموس کردن سخنانش مجبور است از گل و بلبل، می و خم و خط و ابرو بهره ببرد من که از آتش دل چون خم می در جوشم، گفته می شود بهشت آنقدرها هم ارزشمند نیست خب جهنم را باید چه کرد؟اگر گفته شود که بهشت و جهنمی در کار نیست حافظ این گونه فکر نمی کند هست امیدم که علیرغمِ عدو روزِ جزا،فیضِ عَفوَش نَنَهد بارِ گُنَه بر دوشم، حافظ به شدت از ریا و تزویر بیزار است و آن را به خوبی به تصویر می کشاند و آن را بدتر از فسق و فجور معرفی می کند حاشَ لِلَّه که نیَم معتقدِ طاعتِ خویش،این قَدَر هست که گَه گَه قدحی مینوشم، خرقهپوشیِ من از غایتِ دینداری نیست، پردهای بر سرِ صد عیبِ نهان میپوشم
عارف سماعی در ۲ سال قبل، جمعه ۹ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۱۸ در پاسخ به می دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۱:
شواعر وزنی غلط و بی معناست دوست من، از واژهی شُعَرا استفاده کنید.
عارف سماعی در ۲ سال قبل، جمعه ۹ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۱۶ در پاسخ به جمشید پیمان دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۱:
احسنت بسیار دلنشین و دلآویز بود👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻
مهرداد ت در ۲ سال قبل، جمعه ۹ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۲۷ در پاسخ به مازیار باطنی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۷:
درود بر شما مهربان مازیار، اگر سیاه در مقابل سفید و یا هر رنگ دیگری آورده میشد میتونست نژاد پرستی حساب بشه، اما جناب حافظ سیاه رو با سیاه مقایسه کرده که یکی متعلق به دنیای معنوی هست و دیگری متعلق به دنیای این جهانی و ماده.
Afsaneh Saadati در ۲ سال قبل، جمعه ۹ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۰۶:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۸۸:
شمس، نه قاتل است و نه مقتول
Afsaneh Saadati در ۲ سال قبل، جمعه ۹ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۰۶:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۸۸:
خطاب این غزل، کل آدمیان هستند. خداوند بارها و بارها، انسان ها را می بخشد، راه را به آنان نشان می دهد؛ اما باز.....
سیدزانیار شهیدی در ۲ سال قبل، جمعه ۹ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۰۴:۲۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴:
جالبی شعر اینجوری که هر کسی با دل و دیده خویش تفسیر میکند و فقط خدا و شاعر میدونه که منظورش چی بود . اما با کمی درک عارفانه میشه نزدیکترین تفسیر داشت مثل مفهوم کلی شعر بالا که سعدی هم میخواد هم پاکباز نیست و این هم از لطف الهی و عقل سعدی که بازی با آتش دوست داره تا به پختگی برسه ! نزدیکی به اون عشق و اون آتش بسیار لذت بخش و با همه چی متفاوت ولی رندی سعدی اینجاست که نمیزاره عشق بسوزوندش و از گرما و حرارت و آگاهی که میده استفاده میکنه ! دلیل خودستایی در آخر و بیشتر شعرهای شیخ اجل همین لطف الهی بود.
احمد رحمتبر در ۲ سال قبل، پنجشنبه ۸ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۵۱ دربارهٔ سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراءالمدّعین ومذّمةالاطباء والمنجّمین » بخش ۱۷ - اندر مذمّت دختر گوید:
بیت ۱۳:
در کتاب حدیث ابی الفضل الزهری، حدیث ۷۱۰ چنین آمده است:
ابْنِ عَبَّاسٍ، رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ، قَالَ: لَمَّا عُزَّیَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، ⦗٦٤٨⦘ عَلَی رُقْیَةَ امْرَأَةِ عُثْمَانَ، رَضِیَ اللَّهُ عَنْهَا، قَالَ: «الْحَمْدُ لِلَّهِ، دَفْنُ الْبَنَاتِ مِنَ الْمَکْرُمَاتِ»
ابن عباس روایت میکند که هنگامی که رسول خدا بر رقیه دخترش که زن عثمان (خلیفه سوم) بود عزادار بود، گفت: الحمدلله، دفن دختران از کارهای نیکوست.
بی چون در ۲ سال قبل، پنجشنبه ۸ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۴۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۴۷:
پیشنهاد میکنم برای درک بهتر غزلیات شمس ، چند جلسه مربوط به شرح تک غزل دیوان شمس از سروش را گوش بدهید. جلسه ششم مربوط به این غزله که لینکش رو قرار می دهم.
بی چون در ۲ سال قبل، پنجشنبه ۸ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲۹:
شرح تک غزل دیوان شمس جلسه پنجم پیوند به وبگاه بیرونی
به علاقه مندان توصیه می کنم برای بهترمعنا کردن و پی بردن به مفهوم غزلیات شمس ، این جلسات را از ابتدا گوش بدهند.
احمد رحمتبر در ۲ سال قبل، پنجشنبه ۸ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۲۱ دربارهٔ سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراءالمدّعین ومذّمةالاطباء والمنجّمین » بخش ۱۷ - اندر مذمّت دختر گوید:
در بیت یازدهم منظور از بزرگ استاد، فردوسی است.
بیت دوازدهم هم اشاره به این بخش از شاهنامه دارد:
هنگامی که افراسیاب از شیفتگی دخترش منیژه به بیژن، دلاور ایرانی، آگاهی مییابد و در مییابد که «ز ایزان گزیده ست جفت»:
برآشفت و این داستان باز گفت/ به دست از مژه خون مژگان برفت
کرا از پس پرده دختر بود/ اگر تاج دارد بداختر بود
شهاب کریمی در ۲ سال قبل، پنجشنبه ۸ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۱۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۵:
حافظ خیلی روشن سخن می گوید عاشق شو وگرنه روزی این فرصت برای تو تمام می شود بنابراین حافظ مانند هر انسانی به بعد انسانی انسان توجه دارد و می گوید خودت را دوست داشته باش و به دیگران مهر بورز و زندگی و جهان را برای خود و سایر موجودات سخت نکن. قبل از اینکه فرصت تو به عنوان یک موجود زنده عاقل تمام شود.حافظ زندگی را به عنوان یک انسان با تمام ابعادش و در چارچوب این دنیا و کره خاکی دوست داشت
حامد فرجی در ۲ سال قبل، پنجشنبه ۸ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۱۵ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قطعات » شمارهٔ ۸۶ - در ذم یکی ز عمال آستان قدس رضوی که بهار را در مشهد تکفیر کرده بود:
*میرزا عبدالمجید* دیدهام در باقی نوشته ها!. نمیدونم چرا اینجا سانسور شده!.
حسن در ۲ سال قبل، جمعه ۹ شهریور ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۵۸ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » فیه ما فیه » فصل شصتم - تَواتُر شنیدنِ گوش فعل رؤیت میکند: