جلال ارغوانی در ۱ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۲۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹:
ندیده است پیر فلک به عمر دراز
چو سعدی عاشق هزار خوش گو را
(هزار در دو معنی است پس مصرع دوم ایهام دارد)
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۱۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:
از لطف وزشیرینی ودل چسبی وخوبی
سعدی بگرفتی به سخن ملک جهان را
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۱۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷:
سعدی این شور وشکر در سخنت می بینم
از ملک درس گرفتی عجب است انسان را
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۰۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶:
جسم سعدی به دل خاک به عالم گوید
هرگز ای خاک نبینی تو فراموش مرا
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۵۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:
مانند سعدی پرهنر دنیا نمی بیند دگر
گرصانع لفظ وسخن از نوع کند ایام را
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۴۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴:
سعدی به شعر وشاعری از عالمی توسرتری
درمان دردی، غم بری وزتن بری آلام را
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۳۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳:
سعدی استاد سخن تادرجهان بگشود چشم
کرد پیدا این جهان آخر هزار خویش را
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۲۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲:
سعدیا شعر وسخن بسیار می باشد ولی
هیچ کس چون من نگوید نکته پر سوز را
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱:
پایان بدادی سعدیا شعر وسخن اندر جهان
وقتی که در گود سخن کردی سخن آغاز را
همایون در ۱ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۹۹:
غزلی بد ترکیب و تقلیدی و شریعت مداری و پر تکلف، بیشتر به غزلی الحاقی میماند، یا نشان میدهد جای پیشین عارفی تقلیدی پیش از دیدن مراد
همایون در ۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۰۱:
رجز خوانی در بحر رمل و بازی ناشیانه با ردیف برخاستیم و حس با شکوه پهلوانی و ناشیگری به رموز عرفانی از غزلیات جوانی پیش از ملاقات شمس با دستمایه عرفان تقلیدی
سید حسین اخوان بهابادی در ۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۲۸ در پاسخ به تــــــارا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۹:
سلام تارای دانا، غلط های املایی را تصحیح بفرمائید:
متفتوتی (متفاوتی)،طمان(زمان)،حومت(حکومت)
با تشکر فراوان.
محمدرضا در ۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۵۸ در پاسخ به فرخ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۶:
سلام، گویا استقبال از سنایی است، استقبالهای حافظ از سنایی
تورج مهدی زاده ملاباشی در ۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۲۱ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » عذر آوردن مرغان » حکایت گور کنی که عمر دراز یافت:
این شعر را دو نوع تفسیر مختلف می توان نمود اولی که در مذمت نفس و عدم درس ناگیری اوست اما در نگاهی دیگر در این شعر، می توان تقابل زندگی و مرگ را دید که زندگی برنده می شود؛ گور کندن نماد مواجهه با کار سخت و ناامیدی است، اما حتی در آن لحظات بحرانی، انسان؛ تسلیم ناامیدی و مرگ نمی شود و به زندگی بدون توجه به سایه مرگ در پیرامون خود ادامه می دهد. این نشاندهنده قدرت خلقت و اراده و اهمیت درک هر لحظه از زندگی است.
ارکیده سالم در ۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۳۳ در پاسخ به برگ بی برگی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۸:
خداوند شما را حفظ کند. ممنون میشم در دعاهاتون منو به یاد داشته باشید که بتونم این می حافظ رو درک کنم
شهریار آریایی در ۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۶:
شادخواری، مِینوشی و معشوقهبازی حافظ و همچنین مخالفتش با زهد و دین در این غزل مشهود است.
***
دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم
سخن اهل دل است این و به جان بنیوشیم
در بیت نخست از ذوقش به عشرت میگوید و آن را سخن اهل دل میداند که باید به گوش جان شنفت.
***
نیست در کس کرم و وقت طرب میگذرد
چاره آن است که سجّاده به مِی بفروشیم
در بیت دوّم به صراحت میگوید که باید سجّاده را به مِی فروخت و دین و زهد و پرهیز را به دور ریخت و مِی نوشید و عشرت کرد.
***
خوش هواییست فرحبخش خدایا بفرست
نازنینی که به رویش مِی گلگون نوشیم
در بیت سوّم آرزوی نازنینی زیباروی را دارد تا به روی زیبایش شراب بنوشد و عشرت کند.
***
حافظ اهل زندگی است و با دنیا پرهیزی سخت مخالف است. از این رو دوستدار او هستم.
شهریار آریایی در ۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۰۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۶:
نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی
که بسی گُل بدمد باز و تو در گِل باشی
***
حافظ در بیت نخست این غزل، معاد و جهان دیگر را انکار میکند و میگوید که منزل بازپسین خاک است و بس!
در تایید همین معنی جای دیگر گفته است:
عاقبت منزل ما وادی خاموشان است
حالیا غلغله در گنبد افلاک انداز
حافظ کافرکیش است. درود بر او!
شهریار آریایی در ۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۴:
این غزل حاکی از عیش و نوش و شادخواری حضرت حافظ است در مخالفت با زهد و دنیا پرهیزی. در بیت 6 هم به صراحت از هوس و آرزویش برای بوسیدن لب زیبارویی دم میزند.
سام در ۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۳۷ دربارهٔ نشاط اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۹:
جام کز دست نگار است چه شیرین و چه تلخ
جا که در مجلس بار است چه بالا و چه پست
بارِ عام رسمی است که در آن شاه و درباریان به گروهی از مردم اجازهٔ دیدار با شاه و دربار را میدهند.[
برای بار یافتن بایستی از پیش درخواست شود که به این کار بارخواهی گفته میشود و شخصی که درخواستش پذیرفته شده باریاب نامیده میشود. در بسیاری از کتب نگاشته شده در مورد پادشاهان و در بار پادشاهان به دو نوع مجلس بار، بارعام و بار خاص اشاره شدهاست. بعضی از اعمال و آیینهایی که در دربار انجام میپذیرد مختص به بارعام هستند مانند روز مظالم یا همان داد خواهی که فقط در بارعام انجام میپذیرفت یا نوبتی زدن که به مناسبتهای مختلف انجام میشده، در بارعام نیز به کار میرفتهاست. به عبارتی دیگر این دو مورد را میتوان از زیر مجموعههای بارعام دانست. در ایران دوران پیش از اسلام، زنها حق بارخواهی و باریابی داشتند.
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۳۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰: