امین کیخا در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۰۴:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۴۳:
چراخور بسیار زیباست . چریدن را اخرین بار سهراب بزرگوار زیبا بکار برده است یعنی ان شعر که می گوید کسی نیست خستگی های مرا بچرد ! و دلدار را به اهویی مانسته است .
امین کیخا در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۰۴:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۴۳:
پای نگار کرده شاید فرانمون و اشاره به رنگ کردن پاها باشد که با حنا انجام می شود و نیز ویراست نوینش که لاک ناخن است .
امین کیخا در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰۲:
فن به لری فند می شود یعنی درست انگونه که در ترفند مانده است . اما لغت زیبایی با فن داریم و ان پرفن است که گویا مولانا به کار برده است و معنی کسی است که چاره اندیش است و چارگر ولی نمی خواهیم به او حیله گر بگوییم و نازکی بسیاری در این لغت است . زهی شکر پاره پارسی دوستان زهی !
امین کیخا در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰۲:
فربهی گرفتن چیزی یعنی رونق یافتن ان
امین کیخا در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰۱:
کوه زه کوهی برود را با نگاه به تفسیری که مولانا از ایه کوهها چون پشم زده می شوند .... در فیه ما فیه باید گرفت او نوشته هرگز کوه ها در هم کوفته نمی شوند بلکه به لطف می رسند ( در برابر کثافت )
امین کیخا در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰۱:
در فرهنگ واژه یاب دکتر پرتو گمان کنم گفته شده بود جمع باید جم باشد که در اوستایی وجود داشته است .
اما برای جمعیت و شلوغی لغت انبودگی از انبودن یعنی ازدحام وجود دارد و ناانبودگی یعنی خلوت
امین کیخا در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۴۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰۰:
درست و فاش برای اموزاندن دیگران این شعر سروده شده است .
امین کیخا در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۹:
چه بزرگواری و بلند پایگی ای حس می کرده و چه همزمان فروتنی می کند .
مولانا با میر چند لغت زیبا همیشه بکار می برد یکی میراب یعنی مسوول بخشبندی و تقسیم اب در منطقه ! دیگری میر خوان یعنی مسوول سفره داری و اشپز باشی ها ! میر اخور یعنی مسوول نگهداری از اسب ها و ستوران !
همین ظرافت و نازکی را با سالار می توان کرد یعنی اب سالار و خوانسالار و اخورسالار بعضیرا خود مولانا به کار برده است
امین کیخا در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۸:
فاش بنیاد لغت فاحش است
امین کیخا در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۴۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷:
لغت وال به معنی نهنگ امروزی در کتاب لغت فرس اسدی هست. من خودم دیده ام .
امین کیخا در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶:
حفره یا سوراخ به فارسی یک لغت شگفت دارد که در فرهنگ نامه جلالی دیده ام و ان خوله است خوله معنی سوراخ می دهد و به لری ما به مشک پاره حوله می گوییم حالا همین لغت با hole انگلیسی همستاک است پس خالی هم مشکوک به فارسی بودن است . به لری به خالی حالی می گوییم .
امین کیخا در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۳۳ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۷۱ - موعظه در اجتناب از غرور و کبر و حرص:
من از باب شوخی سفارش می کنم بجای لجباز واژه ستیهنده را به کار ببریم شاید کارها به سامان شد !
بعد التحریر
دوستان درود به همه شما هر دم از این باغ بری می رسد ، بیا یید بنویسید که بانو الهام هم به فرخی و خرمی به انجمن دوستان افزوده شد .
امین کیخا در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۱۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۸:
خداراستی بازار جابجاگیری واژگان گرم است من خیلی ملایم از الهام بانو خواسته ام که نرمشپذیر تر باشند . و نه یک کلمه بیشتر . درود بر همه دوستان اگر ادیبان تاب همدیگر را نیاورند شگفت می نماید .
ویدا در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۵۵ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۶۵ - این قطعه را در تعزیت پدر بزرگوار خود سرودهام:
12سال گذشت و من داغون تر از قبلم پدر/رضا چون پدر داره به ما فخر میفروشه-بابا تو چرا تنهام گذاشتی اخه!!!!!!!!!!!!!!!!
مهدی رضائی در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۵۴ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۱۸ - حکایت:
"ولی بی مروت,چو بی بر درخت"یعنی مثل درخت بی میوه"لطفا بین دو وازه ی" چو "و "بی" فاصله بگذارید تا معنا و وزن شعر درست شود
الهام در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۲۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۸:
سلام آقای امین کیخا!
نمیدانم چه حرفی از من باعث شده مرا تندخو و پند ناشنو بدانید! مثل اینکه حرفی مخالف زدن اینجا حمل بر بی ادبیست!
من اگر مخالفتی کردم به خاطر خودپسندی و خودبرتربینی هرگز نبوده است، فقط میخواستم چند صدایی حاکم باشد تا خوانندگان حاشیه ها فکر، مطالعه و انتخاب کنند. خواهش میکنم همه چنین باشیم و صداهای مخالف را بتابیم. من هم این چند وقت بنا به دلایلی وسوسۀ یادداشت نوشتن داشتم ولی ازین به بعد ترجیح میدهم بیشتر بخوانم تا بنویسم و افسوس فرصتها بخورم.
هیچکس کامل نیست و این مرا به آن میدارد که بخوانم و بخوانم و...
سپاسگزار
مرتضی قاسمی در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۱۷:۲۹ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۷۹ - دماوندیۀ دوم:
در بیت آخر «ز بن» خطا و «زین» صحیح است.
دکتر در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۵۸ دربارهٔ قاآنی » قطعات » شمارهٔ ۱۰۶:
زمن جمع مکسر زمان است. یعنی زمان ها
رضا سعدی در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۵۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷:
البته شما را به خواندن .... دعوت می کنم.
امین کیخا در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۰۴:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۴۴: