گمنام در ۹ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۱:
سانا؟ سنا؟ سنه ؟
نمیدانم چگونه بخوانم نام سرکار را، که بی پروا به سمانه میتازید!! بی گمان بر او رشک میبرید
شرم کنید . شرم ( در این مورد) چیزبدی نیست.
مهدی کاظمی در ۹ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۲۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۸۹ - باز گفتن بازرگان با طوطی آنچ دید از طوطیان هندوستان:
فعل را در غیب اثرها زادنیست
و آن موالیدش بحکم خلق نیست
انجام دادن هرکاری توسط ما آثاری در پرده غیب بوجود میاره و این بوجود آمدن(موالید :زاییده شدن) و تاثیر داشتن دست ما نیست و دخالتی دراین نداریم
بیشریکی جمله مخلوق خداست
آن موالید ار چه نسبتشان به ماست
انجام و فعل کارها ازان خداست و بدون داشتن شریکی همگی از خدا صادر میشود اگرچه انجام کارها بما نسبت داده میشود ... این نوع نگرش بسیار نیکوست که هرچه هست از اوست انکه عاشق است دست یار را در تمام کارهای روزمره میبیند و حتی در کسب و درآمد روزانه خدارا شکر میگوید.. ودر هر اتفاهی خواست اورا میبیند این است تفاوت با معشوق زندگی کردن و یا او را دور دانستن ....
زید پرانید تیری سوی عمرو
عمرو را بگرفت تیرش همچو نمر
مثلا تیری که زید پرانید سوی عمرو مانند پلنگ(نمر) اورا زخمی کرد .... یعنی فعل کار و ثمره آن ازان خالق است ...
مدت سالی همی زایید درد
دردها را آفریند حق نه مرد
این درد حاصل از پرتاب تیر مدتی مدید باعث درد کشیدن عمرو میشه ولی آفریننده این دردها خداست نه زید ....
زید رامی آن دم ار مرد از وجل
دردها میزاید آنجا تا اجل
زید رامی اگرچه انموقع که تیر را رها کرد از ترس بمیرد(وجل) ولی باعث زاییده شدن دردهای بسیاری در عمرو شده تا لحظه مرگ عمرو با اینکه خودش همون دم شلیک جان داده ولی تاثیر کارش باقی میمونه...پس نتیجه میگیره اینجا دردهای بوجود اومده زایید فعل حق است نه عمل زید چونکه زید دیگر وجود ندارد
زان موالید وجع چون مرد او
زید را ز اول سبب قتال گو
ولی ازون فعل بوجود اومده و (موالید )زاییده شده و درد(وجع:درد) حاصل ازون اگه عمرو بمیره زیدی که ابتدا مسبب شلیک بوده رو قاتل بدون ....
روفیا در ۹ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۰۳ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۷۰:
من خیال می کردم دلق ازرق ویژه صوفیان بلندمرتبه و سیاه از آن تازه کاران بود،
بر مبنای این غزل حافظ :
ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
جامه کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم
بابک چندم در ۹ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۱۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۱:
با سپاس از روفیا و شمس الحق گرامی که همواره بنده را شامل لطف خود می فرمایید.
ناشناس ناشناس گرامی،
آنکه چرا پاسخِ های، هوی آمد را که پیشتر عرض شد و نیاز به تکرار ندارد...
سپاس از شما که بنده را استاد خواندید، ولی اینرا باور بفرمایید که در نهایت صدق و خودشناسی خدمتتان عرض می شود: مخلص نه تنها که استاد نیستم، که در این مقوله همانند تمامی مقولات دیگر سراپا می لنگم...
روفیا در ۹ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۱۷ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » مسمطات » مولودیه:
جز سفسطه نیست عاید ما
کاوهام گرفته جای ادراک
آیا می دانستید واژه عربی سفسطه ریشه در واژه یونانی sophistry به معنای قیاس و استدلال باطل دارد؟
نیز سبک و سیاقی از اشکال ظاهری پوشش که دلفریب و اغواگر است وجود دارد که آن را sophisticated style می خوانند.
در مجموع گویی عنصری از فریبکاری در این سبک وجود دارد.
تنها باطل نیست که فریبکارانه است.
زنده در ۹ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۵۴ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۶۷:
این غزل در بحر رمل مثمن محذوف بر وزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن سروده شده است ونیز دارای قافیه های مردف (به ردف اصلی) است.
گمنام در ۹ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۲۱ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۷۰:
جنابان کیخا و شمس،
زیر گنبد کبود را از یاد برده اید؟ زیر گنبد سیاه می خواندید؟؟ کبود همان آبی آسمانی پر رنگ است، نیلی .
صوفیان از دنیا بریده ، بی سلسله و خانگاه ، همچون برزیگران ، در زیر آسمان کبود این رنگ را برای در امان ماندن از آسیب فرابنفش آفتاب به تن می کرده اند!!.
شگفتا !! دانشمندانی که در خدمت زیبارویان جنوب فرانسه اند، یا ساحل زمردین ساردنیا و .... به تازگی دو ریالی شان افتاده است!!
یکی در ۹ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۴۴ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۸:
با سلام خدمت استاد امین کیخا
اما که هر وخت گوئم پریر وا روز قبل دوشم
محمد در ۹ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۸:۵۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰:
چو قطره های سرشکم به یکدگر پبوست
زبحر اشک من ای جان چگونه خواهی رست
به چشم من بنشستی ز پیش خلقت دهر
به دست خالق هستی به بامداد الست
مرا که عشق تو آورد پای دل در گل
ز دام جور تو هیهات کی توانم جست
. . .
هادی در ۹ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۸:۳۷ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۸:
مصرع اول بیت آخر ظاهرا یه و جا افتاده
با توجه به مصرع بعدش قاعدتا باید این طور باشه
در دیده ی عراقی، جام و شراب و ساقی
سعید در ۹ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۸:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰۰:
چرا در مصرع دوم بیت چهارم با اینکه از نظر وزنی مناسبتر بوده از "چونکه" استفاده نشده؟
کیوان علایی در ۹ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۸:۰۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۷ - مناظرهٔ خسرو با فرهاد:
درود بر روح نظامی عزیز که هرگز نمرده است
کیوان علایی در ۹ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۸:۰۱ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۷ - مناظرهٔ خسرو با فرهاد:
من گریستم. با تمام وجودم
گمنام در ۹ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۷:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۱:
جناب شمس،
اشاره من به دیدگاه فرهاد و استعاره خواجه بود ،
نه اینکه کسی یا چیزی " مانع مکشوف گشتن" چهره یار من و شما شُود .
بیژن در ۹ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۴:۵۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:
به راستی که زیباترین جملات پارسی از زبان سعدی جاری شده است!
فَتَبارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِینَ...
گمنام در ۹ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۳:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۱:
جناب شمس،
یکی از معانی کفر( با صدای پیش ) پوشاندن نعمت خداوند است ، و چه نعمتی برتر و بالاتر از چهره یار؟؟
sana در ۹ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۳:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۱:
سمانه
حالا با اسم گمنام ظهور کردی؟
خجالت بکش دختر
یه ذره حیا
گمنام در ۹ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۱:
دوستان،
برافروخته در بیت نخست صفت رخساره است
رخساره برافروخته.
در بیت های سوم و پنجم به گمانم اندک تفاوت مانایی موجود است . در بیت سوم به روشنی از آتش چهره سخن گفته است، و در پنجمین مشعلی از چهره. و البته همواره مانا در نهان سراینده است!
... در ۹ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۰۴ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۸۰:
بر امید محمل لیلی بیابانی شدیم
کمال در ۹ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۱۴ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۱۵۲: