بهمن در ۹ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۰:
خیلی دوست دارم معنی این مصراع را بدونم که حافظ میفرماید:
آشنایان ره عشق گرم خون بخورند
مازیار طهماسب نیا در ۹ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۲۰ دربارهٔ اقبال لاهوری » پیام مشرق » بخش ۱۷۲ - حیات جاوید:
درود بر شما.
در مصرع پایان اگر حرف ش باشد باید بصورت خشم زی نگارش گردد و اگر حرف س باشد , باید بصورت خس مزی نوشته شود که هر دو دارای معنی می باشد.
علیرضا در ۹ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۸:
این ایمیل من هست
ABASALTI.14@GMAIL.COM
علیرضا در ۹ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۸:
بسیار عالی بود آقا محسن
میشه در مورد تفسیرهای شعر حافظ بیشتر با شما در ارتباط باشم ؟
حسین صفری در ۹ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۱:
گفتم که بر خیالت راه نظر ببندم
گفتا که شب رواست او از راه دیگر آید
1- قافله هایی که شب رو بودند سریع تر حرکت میکردند و در تاریکی شب از گزند راهزن ها بیشتر در امان بودند
2- این معنی رو میشه متصور بود که
به معشوق میگه حالا که وفاداری نمیکنی (مصرع قبل) سعی میکنم در خیالم نبینمت ، که در جواب میگه نمیتونی، خیال من خیلی تواناتره
3- شب به دلیل فراغت از امور زندگی و باویژگی های خاصش مثل سکوتش و تاریکیش، خیال انگیزتر و بیشتر خیال شب سراغ آدم میاد ، خصوصا شب های قدیم که نور چراغ هم کم بود
tb در ۹ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۲۰ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶ - در ستایش حضرت رسول (ص):
درود
بیت ششم "بو که قبولش کند" صحیح است. کلمه " بو" به معنی امید و ارزو است، بنابراین معنی مصرع این است : به ارزوی اینکه بلال محمداو را بپذیرد. در پناه حق
حمید در ۹ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۰۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۸:
استاد سخن سعدی
" من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود "
رضا یاهو در ۹ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۵:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۵:
هر چند تعابیر دوستان از بی ذوق قابل تامل است اما این واژه وزن شعر را بر هم می زند .
رضا مصلح در ۹ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۳:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۵:
به نظر میاد در بیت پنجم ، مصرع اول به جای کلمه "بنماند" باید با "و نماند" شروع شود
و نماند هیچ اش الا ...
سید محمد در ۹ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۱۸ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۳۲۷:
محسن جان
شاید منظورش هشت به اضافه ی چهار مساوی دوازده امامش باشد
زنده باشی
صنم در ۹ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳:
,knl
صنم در ۹ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳:
منظور شاعر اینست که نگارش گره را از ابروی یاران باز کرد و گشود یعنی خنده بر لبشان آورد و این گره را بر دلشان در عوض زد یعنی دل هایشان را به هم نزدیک کرد و در مجموع به معنای اینست که کینه را ازبین برد و الفت بین دوستان پدید آورد
اباذر در ۹ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۵۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲۵:
فکر نمیکردم یکی از استثنائی ترین اشک های زندگیم رو در حال خواندن یک شعر بریزم. سپاااااااس . لحظات شیرینی رقم خورد
ساعی در ۹ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲۳:
سیر نمیشوم ز تو نیست جز این گناه من
سیر مشو ز رحمتم ای دو جهان پناه من
فکر کنم بحث وحدت هست که مولانا هم از زبان خود صحبت می کند،هم از زبان معشوق خود،زیرا فاصله ای بین این دو نیست،عاشق و معشوق یکی هستند.
اول می گوید: سیر نمیشوم ز تو نیست جز این گناه من
در جواب به صورت تلویحی از زبان معشوق می گوید:
سیر مشو ز رحمتم ای دو جهان پناه من
علی عباسی در ۹ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۲:
آنچه که در کلیت این غزل قابل فهم ست ظاهرا این غزل همزمان بابسته شدن میکده ها در زمان امیرمبارز الدین سروده شده ست.
این غزل پر از ایهامات استادانه ی حافظ هست ازجمله:
خم نشین//کاسه گردانی لاله(رک ب مکتب حافظ منوچهر مرتضوی)//در پرده سخن گفتن//بریدن موی چنگ...
اما بنظرم یکی از تعزیض ها و شوخی های استادانه ی حافظ در عبارت""بیت الحرام خم"هست که بینظیره،که منظور همان "خم "هست که خانه ی شراب محسوب میشود و البته البته شرعا "حرام" حال آنکه ایهام دیریابی به کعبه دارد و موهم کعبه ی مسلمین نیز هست....بنظرم اوج غزل این عبارت باشه
علی عباسی در ۹ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۲:
درمورد بیت سوم باید گفت که کسره ی خمر نشینِ شراب ضروری و لازم است در غیر اینصورت بیمعنی و مخل وزن است،چرا که حافظ درین بیت معنی اصلی و ایهامی ""خم نشین"" را بهم آمیخته وبدین نحو "خم نشین صفت "افلاطون" است و اضافه ی "فلاطون خم نشین" به "شراب" تشبیه است.
یعنی شراب به افلاطون خم نشین تشبیه شدست.ونیز خم نشین صفت شراب ست و هر دو معنی باهم مفهوم کلی را میرسانند.
درواقع سر حکمت را باید از شراب که در حکم افلاطونِ مکتبِ میکدست پرسید و ازو اسرار عشق و راز آفرینش را پرسید،چنان که درجای دگر میگوید:
بیاتا در می صافیت راز دهر بنمایم//بشرط انکه ننمایی به کج طبعان دل کورش
وحید در ۹ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۳۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳۸:
طوفان از زبان یونانیست وریشه آن توفیدن نمیباشد
محسن در ۹ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۲۲ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۳۲۷:
منظور از هشت و چار چیه؟
بابک چندم در ۹ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۹:
روفیای عزیز،
مستوری: پوشیدگی، در نهان بودن، در خفا بودن...
مستی: همان "مستی و راستی" که شنیده ایم، عیان، بی پرده، آشکار، صاف و راست بودن...
Shayan در ۹ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۳۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸ - یادی از ایرج: