گنجور

حاشیه‌ها

Shayan در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۳۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸ - یادی از ایرج:

یرج میرزا را از زمره شاعران برجسته عصر مشروطیت می دانند. شاید بتوان وی را از شاعران مطرح دوران تجدد در ادبیات ایران نیز به شمار آورد. ایرج از زمره معدود شاعرانی است که در هر نوع شعر که دست به تجربه زده موفق بوده است. اما شعرهای اجتماعی او جایگاه خاصی دارد. به قول یحیی آرین پور، «در این اشعار افکار دموکراتیک به خوبی انعکاس یافته و دردهای جامعه مانند تزویر و دورویی، بیچارگی و نادانی مردم، عادات زشت و خرافات و ... شدیدا مورد انتقاد قرار گرفته است و نیز در شعر او جایگاه رفیعی برای بیان وضع نامطلوب زنان در جامعه ایرانی اختصاص یافته که با یک رشته از سخنان شاعر درباره مادر و مهر مادری و اشعاری درباره کودکان و نوباوگان تکمیل می شود.»دکتر شفیعی کدکنی تصویری دقیق از زمینه اجتماعی شعر ایرج به دست می دهد، آنجا که می نویسد: «صدای اصلی مشروطیت، بیشتر، با میهن پرستی است یا انتقاد اجتماعی. و این صدا بیشتر در شعر ایرج و بهار دیده می شود.» ایرج در زندگی همواره با تنگدستی و دشواری زندگی را می گذراند. به علت سلوک اخلاقی و پاکدامنی هرگز حاضر نشد برخلاف اعتقاداتش عمل کند و بنابراین به امکانات شغلی و مالی خواص راه پیدا نکرد و همواره از این مساله با افسوس یاد می کرد و با آه و حزن مخصوصی این بیت را آهسته زمزمه می کرد:

یاد ایام جوانی جگرم خون می کرد

خوب شد پیر شدم کم کم و نسیان آمد

پروفسور مار، خاورشناس روسی، که ایرج را از نزدیک دیده بود، او را چنین توصیف می کند: «مردی بود سیاه سوخته و لاغراندام و متوسط القامه و در رفتار و گفتار شکیبا و بردبار. اشعار ایرج وقتی خودش آنها را می خواند، جان می گرفت.»

دشواری ها و مصائب زندگی سرانجام ایرج را از پا درآورد. وی در غروب 22 اسفند 1304 دچار حمله قلبی شد و سرانجام در مقبره ظهیرالدوله به خاک سپرده شد و ابیاتی از سروده های خودش بر سنگ مزارش حک شد:

ای نکویان که در این دنیایید

یا از این بعد به دنیا آیید

اینکه خفته است در این خاک منم

ایرجم، ایرج شیرین سخنم

مدفن عشق جهان است اینجا

یک جهان عشق نهان است اینجا

بهمن در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۰:

خیلی دوست دارم معنی این مصراع را بدونم که حافظ میفرماید:
آشنایان ره عشق گرم خون بخورند

مازیار طهماسب نیا در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۲۰ دربارهٔ اقبال لاهوری » پیام مشرق » بخش ۱۷۲ - حیات جاوید:

درود بر شما.
در مصرع پایان اگر حرف ش باشد باید بصورت خشم زی نگارش گردد و اگر حرف س باشد , باید بصورت خس مزی نوشته شود که هر دو دارای معنی می باشد.

علیرضا در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۸:

این ایمیل من هست
ABASALTI.14@GMAIL.COM

علیرضا در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۸:

بسیار عالی بود آقا محسن
میشه در مورد تفسیرهای شعر حافظ بیشتر با شما در ارتباط باشم ؟

حسین صفری در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۱:

گفتم که بر خیالت راه نظر ببندم
گفتا که شب رواست او از راه دیگر آید
1- قافله هایی که شب رو بودند سریع تر حرکت میکردند و در تاریکی شب از گزند راهزن ها بیشتر در امان بودند
2- این معنی رو میشه متصور بود که
به معشوق میگه حالا که وفاداری نمیکنی (مصرع قبل) سعی میکنم در خیالم نبینمت ، که در جواب میگه نمیتونی، خیال من خیلی تواناتره
3- شب به دلیل فراغت از امور زندگی و باویژگی های خاصش مثل سکوتش و تاریکیش، خیال انگیزتر و بیشتر خیال شب سراغ آدم میاد ، خصوصا شب های قدیم که نور چراغ هم کم بود

tb در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۲۰ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶ - در ستایش حضرت رسول (ص):

درود
بیت ششم "بو که قبولش کند" صحیح است. کلمه " بو" به معنی امید و ارزو است، بنابراین معنی مصرع این است : به ارزوی اینکه بلال محمداو را بپذیرد. در پناه حق

حمید در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۰۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۸:

استاد سخن سعدی
" من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود "

رضا یاهو در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۵:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۵:

هر چند تعابیر دوستان از بی ذوق قابل تامل است اما این واژه وزن شعر را بر هم می زند .

رضا مصلح در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۳:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۵:

به نظر میاد در بیت پنجم ، مصرع اول به جای کلمه "بنماند" باید با "و نماند" شروع شود
و نماند هیچ اش الا ...

سید محمد در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۱۸ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۳۲۷:

محسن جان
شاید منظورش هشت به اضافه ی چهار مساوی دوازده امامش باشد
زنده باشی

صنم در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳:

,knl

صنم در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳:

منظور شاعر اینست که نگارش گره را از ابروی یاران باز کرد و گشود یعنی خنده بر لبشان آورد و این گره را بر دلشان در عوض زد یعنی دل هایشان را به هم نزدیک کرد و در مجموع به معنای اینست که کینه را ازبین برد و الفت بین دوستان پدید آورد

اباذر در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۵۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲۵:

فکر نمیکردم یکی از استثنائی ترین اشک های زندگیم رو در حال خواندن یک شعر بریزم. سپاااااااس . لحظات شیرینی رقم خورد

ساعی در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲۳:

سیر نمی‌شوم ز تو نیست جز این گناه من
سیر مشو ز رحمتم ای دو جهان پناه من
فکر کنم بحث وحدت هست که مولانا هم از زبان خود صحبت می کند،هم از زبان معشوق خود،زیرا فاصله ای بین این دو نیست،عاشق و معشوق یکی هستند.
اول می گوید: سیر نمی‌شوم ز تو نیست جز این گناه من
در جواب به صورت تلویحی از زبان معشوق می گوید:
سیر مشو ز رحمتم ای دو جهان پناه من

علی عباسی در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۲:

آنچه که در کلیت این غزل قابل فهم ست ظاهرا این غزل همزمان بابسته شدن میکده ها در زمان امیرمبارز الدین سروده شده ست.
این غزل پر از ایهامات استادانه ی حافظ هست ازجمله:
خم نشین//کاسه گردانی لاله(رک ب مکتب حافظ منوچهر مرتضوی)//در پرده سخن گفتن//بریدن موی چنگ...
اما بنظرم یکی از تعزیض ها و شوخی های استادانه ی حافظ در عبارت""بیت الحرام خم"هست که بینظیره،که منظور همان "خم "هست که خانه ی شراب محسوب میشود و البته البته شرعا "حرام" حال آنکه ایهام دیریابی به کعبه دارد و موهم کعبه ی مسلمین نیز هست....بنظرم اوج غزل این عبارت باشه

علی عباسی در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۲:

درمورد بیت سوم باید گفت که کسره ی خمر نشینِ شراب ضروری و لازم است در غیر اینصورت بیمعنی و مخل وزن است،چرا که حافظ درین بیت معنی اصلی و ایهامی ""خم نشین"" را بهم آمیخته وبدین نحو "خم نشین صفت "افلاطون" است و اضافه ی "فلاطون خم نشین" به "شراب" تشبیه است.
یعنی شراب به افلاطون خم نشین تشبیه شدست.ونیز خم نشین صفت شراب ست و هر دو معنی باهم مفهوم کلی را میرسانند.
درواقع سر حکمت را باید از شراب که در حکم افلاطونِ مکتبِ میکدست پرسید و ازو اسرار عشق و راز آفرینش را پرسید،چنان که درجای دگر میگوید:
بیاتا در می صافیت راز دهر بنمایم//بشرط انکه ننمایی به کج طبعان دل کورش

وحید در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۳۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳۸:

طوفان از زبان یونانیست وریشه آن توفیدن نمیباشد

محسن در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۲۲ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۳۲۷:

منظور از هشت و چار چیه؟

بابک چندم در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۹:

روفیای عزیز،
مستوری: پوشیدگی، در نهان بودن، در خفا بودن...
مستی: همان "مستی و راستی" که شنیده ایم، عیان، بی پرده، آشکار، صاف و راست بودن...

۱
۴۰۴۰
۴۰۴۱
۴۰۴۲
۴۰۴۳
۴۰۴۴
۵۷۰۲