کرده بود آن مرد بسیاری گناه
توبه کرد از شرم، بازآمد به راه
بار دیگر نفس چون قوت گرفت
توبه بشکست و پی شهوت گرفت
مدتی دیگر ز راه افتاده بود
در همه نوعی گناه افتاده بود
بعد از آن دردی درآمد در دلش
وز خجالت کار شد بس مشکلش
چون به جز بی حاصلی بهره نداشت
خواست تا توبه کند زهره نداشت
روز و شب چون قلیه وی بر تابهای
دل پر آتش داشت در خونابهای
گر غباری در رهش پیوست بود
ز آب چشم او همه بنشست بود
در سحرگه هاتفیش آواز داد
سازگارش کرد، کارش ساز داد
گفت میگوید خداوند جهان
چون در اول توبه کردی ای فلان
عفو کردم، توبه بپذیرفتمت
میتوانستم ولی نگرفتمت
بار دیگر چون شکستی توبه پاک
دادمت مهل و نگشتم خشمناک
ور چنانست این زمان ای بیخبر
آرزوی تو که بازآیی دگر
بازآی آخر که در بگشادهایم
تو غرامت کرده باز ایستادهایم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: داستان دربارهی مردی است که بعد از مرتکب شدن گناهان زیاد، تصمیم به توبه میگیرد. اما وقتی که دوباره تسلیم تمایلات نفسش میشود و توبهاش را میشکند، دچار دردی در دلش میگردد. او متوجه میشود که کارهایش به جایی نخواهد رسید و احساس خجالت و مشکل میکند. با این حال، زمانی که به فکر توبه دوباره میافتد، جرات انجام آن را ندارد.
در لحظهای از شب، صدای الهامبخش به او میرسد که به او میگوید خداوند از او گذشته و توبهاش را پذیرفته است. خداوند یادآوری میکند که هر بار که توبه کرده، او را عفو کرده و حالا باز هم در انتظار اوست تا به سویش بازگردد و توبه کند؛ به او اطمینان میدهد که درهای رحمتش همیشه باز است و او را پذیرا خواهد بود.
هوش مصنوعی: آن مرد بسیاری گناه کرده بود، اما از روی شرم توبه کرد و دوباره به راه راست بازگشت.
هوش مصنوعی: زمانی که دوباره نفس قوی شد، توبهام را شکست و به دنبال خواستههای شهوانی رفت.
هوش مصنوعی: مدتی سپری شد که او از مسیر خود منحرف شد و در انواع گناهان گرفتار شد.
هوش مصنوعی: پس از آن، دردی در دلش ایجاد شد و به خاطر خجالت، کارش به شدت دشوار شد.
هوش مصنوعی: او به این نتیجه رسید که زندگیاش هیچ فایدهای ندارد و تصمیم گرفت که از کارهایش پشیمان شود، اما نمیتوانست جرأت و جرات لازم را برای این توبه کردن پیدا کند.
هوش مصنوعی: روز و شب مانند خوراکی در تابهای، دلش پر از آتش بود و در حال غلیان در مایعی غلیظ و قرمز رنگ قرار داشت.
هوش مصنوعی: اگر گرد و غباری در مسیر او نشسته بود، همه آن به واسطهی اشکهای او برطرف شد.
هوش مصنوعی: در صبحگاهی، کسی به او ندا داد و او را به آرامش رساند و به انجام کارش کمک کرد.
هوش مصنوعی: خداوند جهان میفرماید که وقتی در آغاز توبه کردی، ای فلان، این کار را به تو میبخشم.
هوش مصنوعی: من اهانت تو را بخشیدم و از تو خواستم که توبه کنی. میتوانستم به خاطر خطای تو سختگیر باشم و تو را مجازات کنم، اما این کار را نکردم و تو را پذیرفتم.
هوش مصنوعی: بار دیگر وقتی که توبهام را شکستم، تو به من فرصتی دادی و از خشم دوری کردی.
هوش مصنوعی: اگر این گونه است که تو اکنون بیخبر از آرزوی بازگشتت هستی، پس چگونه میتوانم امیدوار باشم که دوباره برگردی؟
هوش مصنوعی: برگرد و برگردیم که در اینجا برای تو آمادهایم و در انتظار تو ایستادهایم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.