arad در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۵۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۱۷ - گریختن عیسی علیه السلام فراز کوه از احمقان:
با سلام
مولانا در چندین جای مثنوی حماقت را تعریف کرده است :
حرص کور و احمق و نادان کند مرگ را بر احمقان اسان کند
بطور کلی مولانا میفرماید حماقت در اثر غایب بودن عقل در فرد ظاهر میشود.و عقل وقتی غایب میشود که نفس (حرص و ترس و غرور و شهوت) بر ادمی غلبه میکند.در این شرایط نفس حکمفرماست و نابود کننده.در واقع احمق کسی است که گرفتار نفس است تحت فرمان نفس عمل میکند و عقلش در پس پرده است و بدیهی است که کار نخواهد کرد.
روفیا در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۵۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۹۰ - شنیدن آن طوطی حرکت آن طوطیان و مردن آن طوطی در قفص و نوحهٔ خواجه بر وی:
میشود صیاد مرغان را شکار
تا کند ناگاه ایشان را شکار
بیدلان را دلبران جسته بجان
جمله معشوقان شکار عاشقان
اینجا شکار می تواند معنای ناراحتی و قبض که در محاورات امروزی به کار می رود را نیز داشته باشد، گاهی می گوییم :
فلانی بدجوری شکاره امروز!
یعنی می خواهد چیزی یا کسی را شکار کند ولی خودش شکار می شود از فرط اندیشیدن و اندوه خوردن!
اتفاقا شاه روزی شد سوار
با خواص خویش از بهر شکار
بهر صیدی میشد او بر کوه و دشت
ناگهان در دام عشق او صید گشت
یک کنیزک دید شه بر شاه راه
شد غلام آن کنیزک جان شاه
وحید در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۵۱ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۱۰:
لغت جهان در بیت سوم به معنی جهنده آمده است.
محمد ع در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۴۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳:
حتما به دوستان توصیه میکنم . این شعر رو با صدای حضرت استاد محمد رضا شجریان گوش کنن . اجرای خصوصی با نی جناب موسوی .
محمد در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۳۹ دربارهٔ شهریار » منظومهٔ حیدر بابا:
سلام
این منظومه کاری با روح من کرد که حافظ نکرد. روح این شعر نشات گرفته از خالص ترین؛ بی پرده ترین؛ زیبا و راست ترین؛ عمیق ترین؛ سوخته ترین زیبایی های انسانی و جهان موجوده که به قالب شعر در اومده و برای اهالی فهم آن نمایی دیگر از آن زیبایی هاست. من فکر نمی کردم بعد از حافظ شاعر دیگری بتونه روم تاثیری عمیق بگذاره اما شهریار با حیدربابا این کارو کرد. غزلییات شهریارو خونده بودم اما برای من تاثیر تمامی اونها در مقابل تاثیر این منظومه هیچه. با اینکه آذری می فهمیدم هیچ وقت حیدربابا رو نخونده یا گوش نکرده بودم تا چند ساعت پیش. این شعر به قدری خالصانه نوشته شده که به نظر می رسه یه پیامبر اونو سروده.
(((عرض کنم باید با صدای خود شهریار مطالعه بشه))) باز تاکید می کنم این مجموعه با صدای شهریار (یا آن طور که شهریار خوانده خوانده شود مطمئن نیستم بشود) تاثیر فرازمینی داره و تاثیر اون بدوم صدای شهریار فوق العاده نزول می کند.
اول در باب ترجمه : خواهش می کنم این ترجمه رو عوض کنید. حتی تحت الفظی هم نیست. غلطه.
دوم در باب دکتر حامد : شهریار در بین تمامی {ادبا، نویسندگاه، موسیقیدانان ....} که بی غرض هستند و شعور و فهم درک (*زیبایی شناسی *)دارند جایگاه ویژه ای دارند. (حرکت شما در اینجا) واقعا یه جور (Antic( بود. بیشتر از اینکه عصبانی بشم؛ خندم گرفت.
گمنام در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۰۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۹:
ای قافله سالار!! چنین گرم ، چه رانی؟
آهسته !، که در کوه و کمر باز پسان اند.
...
من قلب و لسانم ، به وفاداری و صحبت
واینان ، همه قلبند !! که پیش تو لسان اند
.....
آنان که شب آرام نگیرند ز فکرت
چون صبح ، پدید است ، که صادق نفسان اند.
به شپیده دم سوگند ! که شب زنده داران ، راستگویان اند.
روفیا در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۸:
البته آن عزیزی که خبر میبرد از شرابخواری پنهان حافظ تاکیدش بر نفس شرابخواری بود نه پنهانی بودن آن،
لیک حافظ به طنازی و ظرافت ذهن شنونده را از عیب شرابخواری به هنر پنهان کاری سوق می دهد!
گمنام در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۴۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۷:
آرش گرامی،
می فرماید ، برخی نا عاشقان ، جور خوبرویان را تلخ می انگارند، تلخ می بینند.
به مهر ورزان راستین گوش بسپار ، که نوش شکر پراکنی آنرا چشیده اند..
........من چشم بر تو و همگان گوش بر من اند !
گمنام در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۳۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۶:
جعد زلف است و زلف نیست ،جعد زلف پیچیده و تابدار است
مجعد، مرغول ( و نه مرقول)
سینا صدری در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۵۴ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵:
بیت هفتم،مصرع دوم
سینا صدری در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۵۲ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵:
با سلام، در بیت هفتم، " ملکت " صحیح است(بروزن فرصت).
گمنام در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۴۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۲:
علی آقا،
به چشم ، ما اما مستغرق خواهیم شد، شما خود دانید!!
مجتبی ص در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۴۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند:
من هر بار این شعر رو هم با خنده و هم با گریه میخونم.خنده بخاطر لطافتش،گریه بخاطر سوزناکیش
جواد قاضی در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:
استاد شجریان در یک آواز خصوصی مصرع آخر رو اینگونه میخوانند که به نظرم خوانش بسیار زیبایی است؛ البته نمی دانم بر مبنای کدام نسخه است:
گفت حافظ گله ای از شب یلدا می کرد.
مهندس حامد محبتی در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۳۱ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۰۱:
بسیار غزل زیبا و عمیقی است:
دست از جهان نشسته مکن آرزوی عشق
کاین نیست دامنی که توان بی وضو گرفت
۷ در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۲۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۳:
نشان من به سر کوی میفروشان ده
من از کجا و کسانی که اهل پرهیزند
بگیر جامه صوفی بیار جام شراب
که نیک نامی و مستی به هم نیامیزند
رضای دوست به دست آر و دیگران بگذار
هزار فتنه چه غم باشد ار برانگیزند
...........................................
هزار دشمنی افتد به قول بدگویان
میان عاشق و معشوق دوستی برجاست
غلام قامت آن لعبت قباپوشم
که در محبت رویش هزار جامه قباست
............................................
هزار دشمن اگر بر سرند سعدی را
به دوستی که نگوید به جز حکایت دوست
به آب دیده خونین نبشته قصه عشق
نظر به صفحه اول مکن که تو بر توست
۷ در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۱۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۱:
کم از مطالعهای بوستان سلطان را
چو باغبان نگذارد کز او ثمر گیرند
چه چیزی از باغ شاه کم میشود اگر نگاهی به باغ بیندازیم وقتی که باغبان اجازه چیدن به ما نمیدهد.
روفیا در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۲۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷:
گوییا این سوسمار نه چندان پرجذبه بلوچستان را گاندو می نامند.
اگرچه که استعمال نام نهنگ برای تمساح دارای مستنداتیست، ولی سعدی جهاندیده و سخندان به احتمال زیاد واژه نهنگ را برای همان جانوری که یونس را در کام گرفت به کار برده است.
دنیا مثال بحر عمیقست پر نهنگ
آسوده عارفان که گرفتند ساحلی
دست کم سعدی هنگامی که می گوید نهنگ مقصودش جانوریست که در بحر عمیق میزید.
نخعی در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۴۶ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد سوم » سوسن وحشی:
باسلام مرحوم رهی معیری درسرودن بیت اول این غزل احتمالابه مضمون این بیت حافظ توجه داشته است.حافظ فرمود به نیمشب اگرت آفتاب می باید/ز روی دختر گلچهر رزنقاب انداز
اردشیر در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۰۰ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » درد زندگی [۲۵-۱۶] » رباعی ۲۳: