گنجور

حاشیه‌ها

علی عباسی در ‫۹ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۷ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۲۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۰:

""شنیدم‌ که‌ یک‌ وقت‌ مجمر شاعر دربار فتحعلی‌شاه‌ ادعا کرد که‌ می‌تواند به‌ خوبی‌ سعدی‌ غزل‌ بسازد. به‌جرم‌ این‌ بی‌ادبی‌ او را به‌ زندان‌ افکندند. از زندان‌ برای‌ ادبای‌ وقت‌ پیغام‌ فرستاد که‌ بهترین‌ غزل‌ سعدی‌ راانتخاب‌ کرده‌، برای‌ او بفرستند تا جواب‌ آن‌ را بگوید. غزل‌ سعدی‌ که‌ انتخاب‌ کردند و غزلی‌ که‌ مجمر در جواب‌آن‌ ساخت‌ چنین‌ است‌:
هرکسی‌ را هوسی‌ در سر و کاری‌ در پیش
‌من‌ بیچاره‌ گرفتار هوای‌ دل‌ خویش‌
هرگز اندیشه‌ نکردم‌ که‌ تو با من‌ باشی
‌چون‌ به‌ دست‌ آمدی‌، ای‌ لقمة‌ از حوصله‌بیش‌؟
این‌ تویی‌ با من‌ و غوغای‌ رقیبان‌ از پس‌؟
واین‌ منم‌ با تو گرفته‌ ره‌ صحرا در پیش‌؟
هم‌چنان‌ داغ‌ جدایی‌ جگرم‌ می‌سوزد
مگرم‌ دست‌ چو مرهم‌ بنهی‌ بر دل‌ ریش
‌باور از بخت‌ ندارم‌ که‌ تو مهمان‌ منی‌
خیمة‌ پادشه‌ آن‌ گاه‌ فضای‌ درویش‌؟
زخم‌ شمشیر غمت‌ را ننهد مرهم‌ کس‌
طشت‌ زرینم‌ و پیوند نگیرم‌ به‌ سریش‌
عاشقان‌ را نتوان‌ گفت‌ که‌ باز آی‌ از مهر
کافران‌ را نتوان‌ گفت‌ که‌ برگرد از کیش
‌منم‌ امروز و تو و مطرب‌ و ساقی‌ و حسود
خویشتن‌ گو به‌ در حجره‌ بیاویز چو خیش‌
من‌ خود از کید عدو باک‌ ندارم‌ لیکن‌
کژدم‌ از خبث‌ طبیعت‌ بزند سنگ‌ به‌ نیش
‌تو به‌ آرام‌ دل‌ خویش‌ رسیدی‌، سعدی‌
می‌ خور و غم‌ مخور از شنعت‌ بیگانه‌ وخویش
‌ای‌ که‌ گفتی‌ «به‌ هوا دل‌ منه‌ و مهر مبند»
من‌ چنینم‌، تو برو مصلحت‌ خویش‌ اندیش‌(سعدی‌)
تو اگر صاحب‌ نوشی‌ و اگر ضارب‌ نیش
‌دیگران‌ راست‌، که‌ من‌ بی‌خبرم‌ از تو زخویش‌
به‌ چه‌ عضو تو زنم‌ بوسه‌؟ نداند چه‌ کند
بر سر سفرة‌ سلطان‌ چو نشیند درویش
‌از تو در شکوه‌ و غافل‌ که‌ نشاید در عشق‌
طفل‌ نادانم‌ و آگه‌ نه‌ ز نادانی‌ خویش
‌زلف‌ بر دوش‌ و سخن‌ بر لب‌ و غافل‌ که‌مراست
‌مشگ‌ بر سینة‌ مجروح‌ و نمک‌ بر دل‌ ریش‌
همه‌ درخورد وصال‌ تو و ما از همه‌ کم‌
همه‌ حیران‌ جمال‌ تو و ما از همه‌ بیش‌
میزنی‌ تیغ‌ و ندانی‌ که‌ چه‌ سان‌ می‌گذریم
‌گرگ‌ در گله‌ ندارد خبر از حالت‌ میش‌
آخر این‌ قوم‌ چه‌ خواهند ز جان‌های‌ فکار؟
آخر این‌ جمع‌ چه‌ جویند ز دل‌های‌ پریش‌؟
به‌ رهی‌ می‌روم‌ اما به‌ هزاران‌ امید
قدمی‌ می‌نهم‌ اما به‌ هزاران‌ تشویش‌
تا چه‌ با دردکشان‌ می‌رود از آتش‌ می
‌صوفیان‌ را چو به‌ افلاک‌ برد دود حشیش‌
رفت‌ مجمر به‌ در شاه‌، بگو گردون‌ را
هرچه‌ کردی‌ به‌ من‌، آید پس‌ از زینت‌ در پیش‌
(مجمر)
به‌ نظر من‌ سعدی‌ ده‌ها غزل‌ بهتر از این‌ دارد ضمناً مجمر نتوانسته‌ است‌ حتی‌ در مورد همین‌ غزل‌ باسعدی‌ برابری‌ کند.""
.
به نقل از مقاله یی باعنوان "جستجویی برای بهترین غزل سعدی " از دانشمند فقید مسعود فرزاد

محسن خ در ‫۹ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۷ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۳۰:

تَعاهُد:
1. با هم عهد بستن؛ پیمان بستن؛ هم‌عهد شدن.
2. به کاری یا امری توجه و رسیدگی‌ کردن.
نَطع:
رقعه ٔ شطرنج، صفحه ٔ شطرنج، بساط شطرنج
سرده:[ س َ دِه ْ ]
1. ظاهراً مقامی چون مقام کدخدایی
2. سرحلقۀ می‌خوارگان؛ ساقی

پرده نشین در ‫۹ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۷ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰۳:

گفته ام اگر وزن مصرع اول را اصلاح کند قید فعل مصرع دوم را دچار تناقض با خود گفته ام میکند که باید بصورت گفته در بیاد.

میرزاده در ‫۹ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۷ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۳۳:

اصل این غزل از سنایی است.
سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۴/

محسن در ‫۹ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۷ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۱۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۲:

خطاب به دوستانی که سعی دارند مفاهیم عرفانی و پیچیده از شعر برداشت کنند و میگن حتما باید پشت کلمات مفاهیم دیگه و بزرگی باشه. در ادبیات مفهومی داریم به اسم سهل الممتنع بودن. یعنی اینکه کلمات طوری کنار هم هستن که معنی به سادگی قابل برداشته و همه معنی رو می فهمند. مثل بیشتر ابیات سعدی ولی حافظ اینطوری نیست. خیام هم مثل سعدی یک معنی بزرگ یعنی جهان بینی خودش رو به شعر گفته و این جهان بینی هم موضوع ساده ای نیست که اون رو کوچه بازاری بدونیم. شعر مفهوم بالایی داره ولی سهل الممتنع هست. میگه که: به من می گویند مست دوزخی خواهد بود. این حرف خلاف دل است و من نمی توانم آن را بپذیرم. اگر قرار باشه عاشق و می خوار دوزخی باشند بهشت اندازه کف دست خواهد بود چون کسی به بهشت نمی رود یعنی همه انسان هایی که اهل دل هستند اهل عاشقی یا مستی هم هستند

رضا در ‫۹ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۷ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۰۱ دربارهٔ سعدی » مواعظ » مثنویات » شمارهٔ ۳۲:

معنی شعر کاملا واضح است .کسی که دنیا دیده باشه و یکم خدا ترس میتونه به عمق معنا و مفهوم این بیت پی ببره . این نوع نگاه به دنیا در زندگی بزرگواری چون حضرت مسیح نیز قابل مشاهده است .

وفا در ‫۹ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۷ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۷:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۲:

عرفان گرامی
آگاهی‌ من از سورئالیسم در همین حد هست که عرض کردم. یعنی‌ با این ابیات تازه متوجه شده‌ام که احتمالا منظور از هنر سورئالیسم (فرا واقعی) چیست. آن نقاشی‌هایی‌ را هم که عرض کردم در جایی‌ ندیده‌ام بلکه بر اساس این ابیات در ذهن خود تصور و طراحی کرده‌ام مثلا تصور" پیکر فردی شاد و درحال رقص- سر مست- اما فاقد سر" : " من مست بی‌ سر سرخوشم"
با مراجعه به دیکشنری دریافته‌ام که تصویر یا تصوری که این ابیات در ذهن من ایجاد می‌کند با تعریف سورئالیسم خیلی‌ جور در میاید. اگر پر بیراهه رفته‌ام، لطفا اساتید راهنمایی‌ و تصحیح فرمایند.
در ضمن از یادداشت شما این را هم آموختم که "وفا" میتواند نامی‌ برای دختران هم باشد و نه صرفاً نامی‌ در انحصار پسران. ممنونم.

محمود زارعی در ‫۹ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۷ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۶:۴۱ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۴۱:

به نظرتون به صورت فولکور زیبا تر نیست
مرا نه سر نه سامون افریدن
پریشونم پریشون افریدن
پریشون خاطرون رفتنند در خاک
مرا از خاک ایشون افریدن

مجتبی در ‫۹ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۷ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۶:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴:

پیشنهاد میکنم این غزل را با صدای جناب سراج بشنوید. بسیار زیباست.

هنگامه حیدری در ‫۹ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۷ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۶:

صحیح بیت نوزدهم چنین است:
جاء الصفا زال الحزن ، شکراً لوهاب ِ المِنَن
ای مشتری زانو بزن تا من خریداری کنم

جلال الدین در ‫۹ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۷ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳۵:

سگی بگذار یعنی سگ نباش
ماهم مردمانیم یعنی ما هم آدمیم
خیلی سادس چرا انقدر سختشکردید

محمد حسین خورشیدی در ‫۹ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۷ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۰۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۱۴:

با درود بر فردوسی بزرگ و شاهنامه دوستان .
در کتاب نامه باستان نوشته جناب دکتر میر جلال الدین کزازی استاد بنام زبان و فرهنگ پارسی . انتشارات سمت . چاپ سوم . سال 1358 . پوشینه دوم برگ 361 در باره ی میلاد چنین آمده است .
میلاد نام یکی از سرداران ایرانی و پدر گرگین می باشد . میلاد ریختی دیگر از " مهرداد " و یا " مهراد " است . در " مهراد " ه - به ی - و ر - به ل ، ذیگر گشته است و به معنای آفریده ی مهر می باشد .

محمد حسین خورشیدی در ‫۹ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۷ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۰۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کی‌کاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۳:

با درود بر فردوسی بزرگ و شاهنامه دوستان .
در کتاب نامه باستان نوشته جناب دکتر میر جلال الدین کزازی استاد بنام زبان و فرهنگ پارسی . انتشارات سمت . چاپ سوم . سال 1358 . پوشینه دوم برگ 361 در باره ی میلاد چنین آمده است .
میلاد نام یکی از سرداران ایرانی و پدر گرگین می باشد . میلاد ریختی دیگر از " مهرداد " و یا " مهراد " است . در " مهراد " ه - به ی - و ر - به ل ، ذیگر گشته است و به معنای آفریده ی مهر می باشد .

حسین ابراهیم پور در ‫۹ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۷ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷:

در بیتی که مولوی میفرماید : قطره تویی...
تفسیر این حقیر این است که شاعر به کُنه حقیقت معبود رسیده و دیگر میخواهد بگوید که ای خدا هرچه بودی تورا‌فهمیدم ودیگر در اشکال مختلف خودرا ب من ننمای که طاقت آنرا ندارم...
الله اکبر از معرفت جلال الدین.انسانی که تحفه ای هرچند کم از معرفت داشته باشد با خواندن این غزل یه وجد و شوری بی بدیل میرسد

کمال در ‫۹ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۶ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۲۰ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲۰۷:

7795

سپنتا در ‫۹ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۶ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۲:

بسیاری بیت آخر این غزل را چنین تعبیر می کنند که گویا حافظ به حافظ قران بودن خود اشاره کرده باشد، اما به نظر من چنین نیست، اینجا منظور حافظ از حافظم در مجلسی یعنی 'آوازخوانم در مجلسی' است. حافظ در ادب پارسی کهن به معنای آوازخوان به کار می رفت و هنوز هم در ورارود به آوازخوان حافظ می گویند، حافظ مثل رودکی آوازخوان هم بود و در محافلی آوازخوانی می کرد و در محافلی هم ساقی و مطرب بود، البته آن گونه که از بیت برمی آید. شما اگر حافظ قرأن باشید، نمی توانید فقط در محفلی حافظی قرآن کنید، چونحافظ اگرازبردارنده قرآن باشد، پس شما همیشه آن را از بر دارید، نه این که در محفلی از بر داشته باشید. لغتنامه دهخدا نیز برای این که نشان بدهد حافظ به معنای حافظ قرآن است، به همین بیت حافظ استنتد کرده و هیچ دلیل دیگری ندارد، به هیچ فرهنگ کهن هماشاره ای ندارد که نشان بدهد حافظ به معنای حافظ قرآن باشد.

وحید در ‫۹ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۶ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۱۷ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۶:

این شعر در تیتراژ پایانی فیلم شیرین ساخته‌ی عباس کیارستمی شبیه اپرا خوانده شده است و البته زیباست.

مهتاب در ‫۹ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۶ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۱۹ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۹۸:

با صدای استاد دادبه بشنوید.

محمد ملکشاهی در ‫۹ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۶ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۱۸ دربارهٔ ابن حسام خوسفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳:

سلام
ضمن تشکر از زحمات جناب محمدی عزیز....در بیت دوم مصرع دوم
مصحح اشتباهن به جای باده نوشتن باد
تصحیح بفرمایید
با تشکر
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

مهتاب در ‫۹ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۶ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۱۲ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۴۳:

"رود" یعنی فرزند عزیز
تو لالایی های جنوب هنوز رواج داره
یا لفظ " رود جونی"
یا در عزاداری ها هنوز عزیز از دست رفته رو با فریاد می خونن " رودم رودم"

۱
۳۹۶۷
۳۹۶۸
۳۹۶۹
۳۹۷۰
۳۹۷۱
۵۶۹۹