یکی در ۹ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۸:
همچنین پیرامون بیت دوم که باز تفسیر به رای نمودهاید زیرا در بیت اول جنابشان خود اشاره به تنگدستی میکنند:
بی زر و گنج به صد حشمت قارون باشی
و بعد میفرمایند که حال در این مقام که صدارت از آن فقیران است امید دارم که ای دل! تو از همه فقیران با تمام فقرت بزرگ مقامتر باشی.
حدس حقیر این است که جناب حافظ این بیت را در جواب به شاه نعمت الله ولی سروده باشند لیکن این حدس تنها گمانیست و نیازمند تحقیق تاریخی دقیق و درست.
و السلام علی من اتبع الهدی
nabavar در ۹ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲:
در بیت دوم ، اگر خوانده می شد : سرم به دنیی و عقبا فرو نمی آید به نظرم زیبا تر می آمد ، دنیی را اگر دنیا بخوانیم به وزن شعر لطمه می خورد ولی” عقبی“ را میتوان عقبا خواند دو دیگر آنکه در
چنین که صومعه آلوده شد ز خون دلم
گرم به باده بشویید حق به دست شماست ،
صومعه آلوده شده و باید شستشو شود ، اینجا ”گرم “ به مانای ”اگر مرا“ آمده یعنی حافظ را باید شستشو داد
گرش به باده بشویید ، به نظر درست تر می آید
م. تقی پور در ۹ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲:
درود دوستان
جناب عبدالحسین
جناب حافظ از این تعبیرهای سست و بی مایه بدور هستند
بهتر است حافظ را از حافظ بشناسیم
بیت دوم نشان می دهد حافظ این غزل را در دوران بعد از میان سالی سروده اند و از نظر فکری بسیار پخته سروده اند
این بیت معنی بسیار ساده ای دارد
سرِ من در برابر دنیا و آخرت برای تسلیم فرو نمی آید . آفرین بر این آشوب هایی که در اندیشه ی من است
نادر.. در ۹ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۵:
با خلقِ مجاز گو، حقیقت بگذار
خود جوز ز مغز جوز به کودک را..
آرش تبرستانی در ۹ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۰۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۲۴ - در معنی آنک مرج البحرین یلتقیان بینهما برزخ لا یبغیان:
ای بسا شیرین که چون شکر بود لیک زهر اندر شکر مضمر بود چه بسیار چیزهایی که در ظاهر نیک و لذت بخش به نظر می آیند ولی داخل آن سم نهفته است
آرش تبرستانی در ۹ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۵۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۵۹ - متهم کردن غلامان و خواجهتاشان مر لقمان را کی آن میوههای ترونده را که میآوردیم او خورده است:
پس تو هر جفتی که میخواهی برو محو و همشکل و صفات او بشو یعنی اگر می خواهی به چیزی برسی باید مثل آن شوی و رنگ آن را به خود بگیری
ندا در ۹ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۲۹ دربارهٔ فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۶۰ - نامه نوشتن ویس به رامین و دیدار خواستن:
بیت 65را تصحیح بفرمایید. قافبه مصرع اول ویس است و نه ویسم.
کمال داودوند در ۹ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۱۷ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۴۴۱:
زمستون پر باران و برف
بنده این رباعی رابادوستان به اشتراک گذاشتم و جمع این رباعی از 6082
بابک چندم در ۹ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۲۴ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هشتم در شکر بر عافیت » بخش ۱۵ - حکایت سفر هندوستان و ضلالت بت پرستان:
حسین 1 عزیز،
در نسخه چاپی که من دارم نیز "ارزن" در پانویس به عنوان جایگزین آمده، و این مشکلی است که همواره با کاتبان بوده...آنچنانکه آنان در نسخه برداری از روی نسخ پیشین گاه در تندخوانی، گاه به سلیقه خود، و گاه بر اساس نفهمیدن یک واژه، یک مصراع، یک بیت، و یا حتی یک غزل آنانرا یا دگرگون می کردند و یا حتی حذف و اضافه...
ولی در اینجا همان "دَرزَن" نکوتر می نماید و به سخن سعدی نزدیکتر، چرا که درزن به معنای شخصی که در را زده و وارد می شود نشان از آن دارد که معبد چنان پر گشته که دیگر گنجایشی برای حتی یک نفر دیگر را ندارد، ضمن آنکه درزن به معنای سوزن نیز آید و همان بیان که "جای سوزن انداختن نبود" را در ذهن به تصویر می کشد...و فضا سازی در اشعار از مهمترین ارکان می باشد، چنانکه اگر سراینده ای در این باب خبره نباشد تو گویی سروده اش خشک و بی روح و تنوع است و بالعکس آنکه کارکشته چنان می سراید که می پنداری تو خود نیز در آن مکانی...
و این دو کاربرد "دَرزَن" در کنار یکدیگر در اینجا فضا را بسیار زیباتر ترسیم می کنند تا "ارزن"..
داعی در ۹ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۷:
کلامی از حضرت استاد مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی (سیدالعلماء) پیرامون بیت اول تقدیم سروران می دارم:
پندی مهم از جناب حافظ
گاهی بعضی عرفا نصایحشان را در یک ادبیاتی می گویند که خیلی موثر است و لذا مرحوم فیض یک اشعاری دارد در مورد حافظ؛
می فرماید: « دل را نکند بیدار الّا غزل حافظ».
آن وقت حافظ درباره ی تلبیسات نفس، چقدر عجیب گفته:
«گرچه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود *** تا ریا ورزد و سالوس مسلمان نشود.»
مرحوم فیض میگوید حافظ زبانش جوری است که بیدار کننده است، هشدار دهنده است.
خب یک وقت به بنده که مثلاً واعظ هستم یک کسی میگوید: خودت را بپا! اخلاقت را بپا! اما یک وقت می گوید: اصلا اگر مسلمان می خواهی بشوی این شرط را باید مراعات کنی!. این خیلی حرف است؛ یعنی تو پنجاه سال نامسلمانی کردی با مردم ، آن هم نه تنها در لباس اسلام بلکه در لباس روحانیت اسلام! و معلم بودن مسلمان ها!
«گرچه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود *** تا ریا ورزد و سالوس مسلمان نشود.»
نادر.. در ۹ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۱۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۷۱۸:
گوشه ی چشمی ز غمخواران چو نبوَد، غم بلاست
اژدهایی می شود هر خار در بی سوزنی
..
اشک را در دیده ی روشندلان آرام نیست
ذره می رقصد در آن روزن که باشد روشنی
حسن گائینی در ۹ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۵۹:
مصرع آخر در کتاب مکتب شمس چنین آورده
تا با تو ز هستی تو هستی باقیست
ایمن منشین که بتپرستی باقیست
گیرم بت پندار شکستی آخر
آن بت که ز پندار پرستی باقیست
مولانا
پاپیکا در ۹ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۰۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۶:
دیشب خواب دیدم دندونم افتاده تو دستمه و ظهر بعد نماز این تفال رو زدم این شعر اومد ... دلم گرفت
الهام در ۹ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۶:
خورشید می و علیرضای عزیز:
ترکیب خورشید می در اینجا اضافه تشبیهی است و نه ملکی. پس ترجمه sun of wine درست نیست. چیزی مثل sun like wine باید به جایش گذاشت.
دوستان ادبیات انگلیسی دان بیشتر راهنمایی بفرمایند.
محمدصبا در ۹ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲:
هرکسی بر حسب فهم گمانی دارد
دوست عزیزمون نگفت پیشنهاد،گفت در برخی نسخ ،،نوشتیم،،آمده
اول مفهوم شعر رو دریابید بعد دنبال تطبیق فعل ها برید
ننوشتیم،،،من و تو ننوشتیم...شاعر در مصرع اول خودش رو هم مورد اتهام بی وفایی قرار میده
در مصرع دوم میگه،،،محرمی کو یا قاصدی کو که فرستم به تو پیغامی...یعنی من نوشتم و کسی نیست مه بیاره واست
پس باز بی وفایی رو به طرف مقابل نسبت میده که هر دو از نظر معنی درستن
بعضی شکسته خوانند،بعضی نشسته خوانند
چون نیست خواجه حافظ،معذور دار ما را
....
گل ،استعاره ی مصرحه از صورت
(بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایبان دارد)
قند ،،استعاره از لب و دهان
قند آمیخته با گل،،،لبخند ی در صورت زیبا ،، ربطی به گلاب و ... نداره
علی عباسی در ۹ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۳۹ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۱۲۱:
اگه بخوام یه کار از کارای شجریان رو انتخاب کنم،ساز و اواز دشتستانیه
تو همین البومش ساز و اواز دشتی هم داره که بینظیره
حمید در ۹ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۵۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۹:
گنجور عزیز لطفا پنیر را با خمیر اصلاح فرمایید چون از لحاظ معانی همانطور که دوستان فرمودند جور در نمی آید هم اینکه در بعضی از متون چاپ شده " خمیر " بکار برده شده است. ممنون
روفیا در ۹ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۳۴ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هشتم در شکر بر عافیت » بخش ۱۵ - حکایت سفر هندوستان و ضلالت بت پرستان:
حال که سخن از واژه شناسی به میان آمد بد نیست به ریشه واژه sacred که جناب شکوهی بدان اشاره کرده اند نیم نگاهی بیندازیم. همانگونه که می دانید معانی مقدس، روحانی، معنوی، و وقف شده برای آن آورده شده است. ریشه آن واژه Sacrifice به معنای قربانی کردن و نیز وقف کردن است. تو گویی تا چیزی را در راه چیز دیگری وقف و قربانی نکنیم از روحانیت و معنویت به دور خواهیم بود.
البته بنده بر این باورم که ما هر آن در حال قربانی کردن چیزی در راه به دست آوردن چیز دیگری هستیم.
آنجا نیز که مولوی می فرماید :
از جمادی مردم و نامی شدم
وز نما مردم ز حیوان سر زدم
مردم از حیوانی و آدم شدم
از چه ترسم کی ز مردن کم شدم
...
حمله دیگر بمیرم از بشر
سر بر آرم از ملایک بال و پر
در حقیقت از قربانی شدن می گوید. چیز کمتری در سیر تکامل قربانی شد تا چیز کاملتری پدید آید. نه اینکه یوسفی لطیف و سیم تن را بدهند و چند تکه فلز به جایش گیرند.
درشهرمانک یوسفی خوش میفروشداحمقی
باور نمی داری ز من بازار شو بازار شو
روفیا در ۹ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۱۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هشتم در شکر بر عافیت » بخش ۱۵ - حکایت سفر هندوستان و ضلالت بت پرستان:
سپاس از سخنان ارزشمند جناب شکوهی.
گاهی با خود می اندیشم این دانش واژه شناسی نیز بسیار گسترده و آمیخته با دانش روانشناسی، تاریخ، جامعه شناسی، سیاست، پزشکی و... است. شما اگر یک انگلیسی زبان باشید و بخواهید معنای fear را به عربی بیابید، خواهید دید به طور عام معادل های خوف، خشیت، وحشت، و خطر برای آن به کار می رود. ولی یک عرب زبان می داند که هیچکدام با دیگری برابر نیست. وحشت با خشیت یکی نیست، گویا وحشت ترس از تنها ماندن درباره یک باورمندی، یک روش یا یک گفتار است، لیک خشیت ترس هنگام روبرویی با قدرتی فراگیرنده یا ادراک یک نیروی سترگ است.
این چنین است که اگر در درک و به کار گیری و انتخاب واژگان کمی وسواس به خرج دهیم، معرفتی نیز حاصل می شود. گردآوری مفهوم دقیق و درست واژگان در مخزن خاطر تنها ذخیره دیکشنری یا واژه نامه نیست، که حفظ دایره المعارف یا encyclopedia است.
در فایل صوتی استاد مصطفی ملکیان درباره آسیب شناسی جامعه ایران، ایشان به زبان پریشی مردم ایران به عنوان یکی از ریشه های آسیب به جامعه می پردازد که متاسفانه گویی حتا از زمان سعدی و در میان ادبا نیز رواج داشته است!
کمال داودوند در ۹ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۲۶ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۴۴۲: