حسین انجو در ۹ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۰۷:۳۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۳:
هر بیشه گمان مبر که خالی است صحیحتر است زیرا که پیسه بیشتر در مورد خال خال بودن یا سفید شدن قسمتی از پوست اطلاق میشود.
حسین در ۹ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۰۶:۴۶ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۸۰ - زن در ایران:
ملت , ادبا حجاب نمونه کامل جنسیت زدگیست میل جنسی که حجاب بخاطر برانگیخته نشدن ان در محیط اجتماعی اسلام ان را واجب کرده به جز جنبه اندک طبیعی به شکل دیگر نیاز ها بی شکل است واجتماع جهت گیری های ان را مشخص میکند به عبارتی شما خودتان موی سر را جزو نواح جنسی قرار داده اید ودر مورد جنسیت زدگی حجاب باید عرض کنم با قبول ان به زن نقش جنسی اجتماعی داده اید حجاب به خودی خود مورد ندارد اما تفکری که پشت ان به زن وجود دارد مشکل است که نتیجه ان می شود نطام حقوقی زن در اسلام به قول معروفی زن ها زن به دنیا نمی ایند زن بودن نقشی است اجتماعی که جامعه تحمیل میکند
هادی رسولی فر در ۹ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۲۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶:
متن این رباعی بدین وزن صحیح است:
این کوزه که آبخوارهٔ مزدوریست
از دیدهٔ شاهی و دل دستوریست
هر کاسهٔ می که بر کف مخموریست
از عارض مستی و لب مستوریست
از گنجور عزیز خواهشمندم تصحیح کنه
آهنگ شعر در یک مصرع با تکرار دوفعل هم وزن به هم خورده
واین منطقی نیست
مهناز ، س در ۹ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۵۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۷:
درست می گویید میثم خان
در ادبیات ” پیام دادن و پیام گرفتن “ دیده ام ولی ”پیام کردن “ نشنیده بودم
اگر ”پیامت می کنم “را به مانای رسیدن پیام بگیریم حق با شماست ، ولی اگر پیام فرستادن بگیریم به گونه ای دیگر است .
مختارید
اگر من اشتباه می کنم ببخشایید
مانا باشید
میثم در ۹ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۳۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۷:
م.س عزیز، از پاسخ شما ممنونم. اما باز هم مفهوم این مصرع را متوجه نمیشوم. یعنی شاعر خود را به ماه تشبیه کرده؟ چه لزومی دارد که خود را یا پیام فرستادن خود را به تابیدن نور ماه از روزنی تشبیه کند؟ در مصرع قبل می گوید که از دل من به دل تو روزنی است. اگر نوری قرار باشد بتابد از جانب آن معشوق باید بر دل عاشق بتابد،نه برعکس! اینطور نیست؟ به نظر بنده در این مصرع میگوید از این روزن به تویی که چون ماه هستی و نورت از این روزن به من میرسد سخن میگویم. یعنی معشوق به ماه تشبیه شده است.( سخن گفتن با ماه هم که در ادبیات از کارهای عاشقان است.)
کمال داودوند در ۹ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۱۰ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۴۱۸:
بنده این رباعی رابادوستان به اشتراک گذاشتم و جمع این رباعی از 8847
کمال داودوند در ۹ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۵۷ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۷۷:
ایول به خیاموگ پسنده این رباعی
فواد در ۹ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹:
سلام بر شما، درود بر شما به خاطر قرار دادن خوانش ابیات، لطفا
برای سایر اشعار هم فایل های صوتی را بگذارید.
با سپاس از سایت گنجور
نادر.. در ۹ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۶۷:
.. همچنانکه کسی در خواب می بیند که پادشاه شده است و بر تخت نشسته و غلامان و حاجبان و امیران بر اطراف او ایستاده می گوید که: من می باید که پادشاه باشم و پادشاهی نیست، غیر من؛ این را در خواب می گوید. چون بیدار شود و کس را در خانه نبیند جز خود، این بار بگوید که: منم و جز من کسی نیست.
اکنون این را "چشم بیدار" می باید، چشم خوابناک این را نتوان دیدن و این وظیفه ی او نیست..
"فیه ما فیه"
پریشان روزگار در ۹ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۲۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷:
به گمانم نباید
و شادکام بوید
پریشان روزگار در ۹ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷:
.... گرامی
نک که به نقطه ای مشترک رسیده ایم ، امیوارم شما از این چند نقطه چشم بپوشید وبا نامی گر چه مستعار
به گنجور برگردید 0 ( گستاخی مرا ببخشایید )
اینکه واژه ای دو یا چند مانا بدارد پذیرفتنی است نمونه آن همین بس است ، سیخ کباب و بسنده و بسیار ...
بسم از هوا گرفتن که پری نماند و بالی......
باری، شاهنامه سرگذشت مردم ایران است باشاخ و برگ ها، و شما به از من میدانید که مراجع حکیم توس نه تنها خدای نامک که بسیاری دیگر آگاهان تاریخ ایران بوده اند
از این رو نمی شود آنرا با منظومه هایی که فرمودید
از یک جنس دانست یا رمان و نمایشنامه و.......
بی گمان دیده اید که در این شاه نامه ها " خرد " بیش از هر چیز دیگر ستایش شده است
" خرد را و جان را که یارد ستود ؟؟
و گر من ستایم ، که یارد شنود ؟! "
به گمان نباید تاریخ را با تخیل همتراز بدایم و واقع گرایی را با فرار از آن.
تندرست و سادکام بوید
ebrahim ozbek در ۹ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۳۴:
ای جااان زیباست
پریشان روزگار در ۹ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۰۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۶:
ببخشایید
حرف نشانه ( چنانکه زنده یاد خانلری میگفت) " را " میبایست در پی " آنها' می آمد
آنهارا از .....
پریشان روزگار در ۹ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۶:
بابک گرامی ( بابکی دیگر)
نمونه های افزودن یای نکره یا یای وحدت به نامهای خاص آنها از خاص بودن به در آورده اسم جنس کرده است ، "تهرانی دیگر" بدین ماناست که شهری با بد وخوب شهر تهرا ن و چنین است بمی دیگر و دجله ای دیگر و جیحونی دیگر
مراد از بابکی دیگر ، خرم دینی دیگر است ؟ درود بر شما و یاد او گرامی
کورشی دیگر کورش دوم است ودارای دوم و سوم ...
سبک شناسی و بیشتر کارهای پورداود را دارم
سپاس از یاد آوری
سرکار آیا فروردین یشت پژوهنده ای دولت شاهی نام
را خوانده ایذ؟
بیابید و بخوانید
به علم غیب باور ندارم
زبان آذری کسروی را نیز بیابید و بخوانید و جای پای آن را در روستاهای ماکو بجویید
من با غربیانی که شاید خدمتی هم به زبان و تاریخ ما کرده باشند دشمنی ندارم ، دشمنی من با آنان است که بخش بزرگی از تاریخ مارا به خواست و روایت کسانی دگرگون کرده اند که در جستجوی مشروعیت
تاریخی برای گروهی خاص بوده اند . سر گذشت به قول دوستی " خواجگان سرفراز جهان " از آن همه زبانشان نیاز به بازنگریی ژرف و آن هم از سوی فرزندان برومند این مرزو بوم ، فرزندانی چون شما دارد
از اینکه برایم آرزوی سر مستی کرده اید سپاسگزارم
شما نیز شاد و تندرست بوید و گر می خواهید سرمست
نادر.. در ۹ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۸۵:
سپاس از لطف، توجه و فروتنی شما دوست عزیزم..
این نوشته مربوط به سال 1371 است و ضمن مطالعه این غزل گرانسنگ مولانا و حواشی ارزشمند و زیبای دوستان به ناگاه به ذهنم رسید و تقدیم جمع دوستان شد ..
امیدوارم قصور فراوان آنرا دوستان بر من ببخشایند ..
کسرا در ۹ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۲۹ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۰:
بسیار زیباست
م محمدی در ۹ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:
سلام علیکم
در بیت 11 اصلاح تایپی وجود دارد:
بانک به بانگ اصلاح شود
مرصاد در ۹ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۱۷:
محسن چاوشی نابغه موسیقی پاپ ایرانه...باعث افتخارمونه...
علی در ۹ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۲۸ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » غزلیات » شمارهٔ ۵۴:
سعدی :
مجلس ما دگر امروز به بستان ماند
عیش خلوت به تماشای گلستان ماند
می حلالست کسی را که بود خانه بهشت
خاصه از دست حریفی که به رضوان ماند
خط سبز و لب لعلت به چه ماننده کنی
من بگویم به لب چشمه حیوان ماند
تا سر زلف پریشان تو محبوب منست
روزگارم به سر زلف پریشان ماند
چه کند کشته عشقت که نگوید غم دل
تو مپندار که خون ریزی و پنهان ماند
هر که چون موم به خورشید رخت نرم نشد
زینهار از دل سختش که به سندان ماند
نادر افتد که یکی دل به وصالت ندهد
یا کسی در بلد کفر مسلمان ماند
تو که چون برق بخندی چه غمت دارد از آنک
من چنان زار بگریم که به باران ماند
طعنه بر حیرت سعدی نه به انصاف زدی
کس چنین روی نبیند که نه حیران ماند
هر که با صورت و بالای تواش انسی نیست
حیوانیست که بالاش به انسان ماند
... در ۹ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷: