گنجور

حاشیه‌ها

 

بدبخت را شوربهر هم می گویند و بدشانسی شوربهری

امین کیخا در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۴۵ دربارهٔ غزل ۱۰۷


سفله می شود ژکور

امین کیخا در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۱۹ دربارهٔ بخش ۲۸ - حکایت پادشاه غور با روستایی


سلفه میشود ژکور به فارسی

امین کیخا در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۱۸ دربارهٔ بخش ۲۸ - حکایت پادشاه غور با روستایی


برق فارسی است و پیشساز ان بیر یعنی رعد

امین کیخا در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۱۷ دربارهٔ غزل ۴۸


غریب می شود بیواره و بی کس

امین کیخا در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۱۶ دربارهٔ غزل ۴۸


طوطی ببغا است به فارسی

امین کیخا در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۱۵ دربارهٔ غزل ۳


اسب نزاییده را به فارسی ستاغ گویند

امین کیخا در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۱۳ دربارهٔ غزل ۲۵۱


ناسره فارسی است اما نبهره هم یعنی ناسره و پول ناروا

امین کیخا در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۱۲ دربارهٔ غزل ۳۳


بیوار کردن فارسی أجابت است

امین کیخا در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۰۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۵۰


هرکس نظری گفته اما پژمان فقط بدلیل عدم تحمل دیگران میخواهد بقیه حرف نزنند. می بایست حرف زدن ازاد باشد اما پژمانها سعی کنند تحمل شان بیشتر شود

خوشحال در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۲۱:۵۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۱۳۰


بسیار شعر زیبا و گیراییست.
همه ی اشعار مولانا فاخر هستند، اما کلا این وزن بین شعر هاش گیرایی و شور خاصی داره.
لازم به ذکره که جناب سالار عقیلی عزیز هم این قطعه رو به زیبایی هر چه تمام تر اجرا کردن، محض اطلاع دوستان:
آلبوم “دریای بی پایان” - قطعه ی “شکایت دل”.

سینا در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۲۱:۲۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۷۹۷


آقا کی میدونه مرجع ضمیر او تو این شعر کیه؟؟

farbod در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۱۶:۱۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۱۳۰


از در رازوری هم که ببینیم سر حلقه عرفان جنید بغدادی نهاوندی است و شیخ شبلی خوارزمی و حلاج شوشتری و عین القضاة همدانی و سهروردی کبیر زنجانی ، ابو حیان شیرازی و شیخ خرقانی قومسی ابراهیم ادهم بلخی و نجم الدین کبری خوارزمی و امام محمد غزالی و ابوعلی و البته اینها فارسی نیکی میدانسته اند و اینکه کلمه ای فارسی در عرفان کاربرد داشته باشد شگفت نیست إیرانیها شیفته عرفان بوده اند و با امدن جناب ختمی مرتبت محمد مصطفی ازاده وار اسلام اورد ند و چون عرفان نگاه نرم تری به سر زمین های گشوده شده داشت گیرایی بیشتری هم ایجاد میکرده البته و کشته شدن عین القضاة و سهروردی و منصور حلاج و ابن مقفع حکایت از سخت گیری امویان و عباسیان به هرگونه تفسیر از قران دارد

امین کیخا در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۱۵:۵۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۰


علی جان بدلیل دیریازی و کهنی پارسی همه کلمات به دری نیستند و ممکنست ریشه های پیشین تری بشود برایشان جست بویژه اگر در زبانهای دیگر هندی اروپایی مانندی برایشان بیا بیم مثلا عشق ریشه عربی ندارد اما مفسر ان عزیز لطف می کنند و می گویند از گیاه عشقه است که انگل گیاهان دیگر است اما عشق فارسی است به معنی مراقبت کردن و نگهداری کردن و به زبانهای اسلاوی هنوز همین معنی را میدهد و به عربی حب را داریم و به غرام و عشق کاربری ندارد زیاد ولی بازار تفسیر و زند نویسی همیشه داغ است، برای این هم نگاهی به فرهنگ اختر فیزیک دکتر حیدری ملایری بیاندازید، سپاس از دقت شما

امین کیخا در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۱۵:۳۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۰


علی کریمی نازنینم به کتاب دیوان شمس به گزینش شفیع کدکنی بزرگوار نگاهی بنداز ید می پذیرد از من

امین کیخا در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۱۵:۲۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۰


شخصی به هزار غم گرفتارم……
شعر جاودانی برای تمام نسل ها

مبلاد در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۱۵:۲۳ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸ - ای وای امیدهای بسیارم


علی جان ریشه واژه خرابات دقیقا همان خور_اباد است یعنی جایگاه خورشیدونمونه دیگر کاربرد خور در وازه خراسان است .برای آگاهی بیشتر میتوانید ریشه واژه خرابات را روی نت جست و جو کنید

رهام در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۱۴:۵۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۰


یافه به معنی دسته ای محصول است که برداشت شده و بیشتر برای گندم و جو کاربرد دارد .کتابی خواندنی با عنوان سنگی بر روی یافه است که درباره دوشیزگانیست که قبل از سن ازدواج برای ازدواج با پسری نشان میشوند در اصطلاح که عنوان کتاب اشاره ایست به سنگی که روی یافه ها میگذارند تا باد آنها را نبرد

رهام در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۱۴:۴۳ دربارهٔ بخش ۱۴ - انکار کردن هفتاد حکیم سخن هرمس را و هلاک شدن ایشان


مصرف یعنی گساردن به فارسی و به عربی یعنی بانک و خزانه دار می شود کهبد

امین کیخا در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۱۴:۳۹ دربارهٔ یمدح نورالدین بن صیاد


(در پاسخ به امین کیخا که خرابات را خورآباد دانسته بود)
خرابات : میخانه ، میکده مقام و مرتبة ویرانی عادات نفسانی .
میکده ها و قمارخانه ها چون غیر قانونی بوده و در بیرن شهر و ویرانه ها بنا میشده و شاید ازین جهت که ویران کننده زندگی بوده به خرابات مشهور شده
اما برای خورآباد سند معتبری نیافتم
و در عرفان هم که منظور از خرابات مقام و مرتبة ویرانی عادات نفسانی است.

علی کریمی در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۱۴:۳۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۰


[صفحهٔ اول] … [۳۵۴۶] [۳۵۴۷] [۳۵۴۸] [۳۵۴۹] [۳۵۵۰] … [صفحهٔ آخر]