گنجور

حاشیه‌ها

مسعود مجاهدی در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۲۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۸:

این دو بیت عصاره وجود من است. سالی چند بار به یاد آن می افتم اما یک مصرع این آیه قرآنی را فراموش می کنم بعد گنجور به کمک می آید.

سیدعلی (رضا) ساقی در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۹:

 

https://rezasaghy.blogfa.com/

نقدصوفی نه همه صافی بی غش باشد

ای بسا خرفه که مستوجب آتش با‌شد

 

نقد:پیشادست،بها،ارزش،نقدینگی،انتقادوآشکارساختن عیوب یا محاسن کلام. دراینجا به معنای سرمایه وارزش آمده است.

صوفی: پشمینه پوش، درویش، سالک، عارف، پیرو فرقه ی متصوّف. آنان که ازطریق ریاضت وپرهیزگاری طالب راه یافتن به حق و حقیقت اند. گروهی که از اواخر قرن دوم هجری در اسلام پدید گشتند و بخاطر طرز تفکّر، لباس ، خوراک ، عبادت و ریاضت مخصوص ، بدین نام معروف گشتند. صوفیان از بدو پیدایش در سراسر تاریخ اسلام و ایران در دستگاههای دولتی وعلوم و آداب و سیاست وفرهنگ نفوذداشته وتاثیرات مثبت ومنفی زیادی گذاشته اند. امّاازآنجاکه پرهیزگاری وپارسایی آنان بابوق وکرنا وآلوده به ریاکاری وخودنمایی ونمایش بوده، درنظرگاه حافظ جایگاه خوبی نداشته ودرصف زاهدان وعابدان متظاهر ومتقلّب قرارگرفته اند.

خرقه: لباس مخصوص صوفیان ولباس پرهیزگاری،‌ درنظرگاه حافظ خرقه نیز همانند تسبیح وسجّاده ازابزارنمایش دادن وریاکاری وفریب مردم است چراکه عبادت وپرهیزگاری به لباس وابزارخاصی نیازندارد ونیایش حقیقی بیشتردرخلوت و درون آدمی رخ می دهد.

معنی بیت: سرمایه واعتباراصلی صوفی که ادّعای پرهیزگاری وقداست می کند همیشه خالص وبی ریا نیست غالباً اوبه قصدفریب مردم ریاکاری می کند وای بسا خرقه های بظاهرپاک ومنزّه که شایسته ی آتش هستند واین ابزارحقّه بازی می بایست درمیان شعله های آتش سوزانده شود.

ضمن آنکه خرقه ی زهدرابه آتش کشیده وسوزانیدن ،اشاره ملیح به رسمیست که درمیان صوفیان متداوال بوده به این صورت که صوفیان وقتی به مناسبت خاصی یا دست دادن حالتی معنوی به وجد وشعف می آمدند و ازخودبیخود می شدند به پاسداشتِ آن حال یاآن مناسبت، خرقه ی خودرا ازسربدرآورده وبه آتش می کشیدندتا این ابزارریاکاری ازبین رفته وباعث غرور وانحراف آنان نگردد. به عبارتی خود صوفیان نیز یقین داشتند که نیایش خالصانه نیازی به لباس وآرم وعلامت ندارد.

درخرقه چوآتش زدی ای عارف سالک

جهدی کن وسرحلقه ی رندان جهان باش

 

🌿━━━━━━🌿

 

صوفی ماکه زوردسحری مست شدی

شامگاهش نگران باش که سرخوش باشی

 

ورد سحری: اشاره به ذکرودعاهای مذهبی که صوفیان به منظورپرهیزگاری درسحرگاهان می خوانند وبه اصطلاح مست معنوی می گردند.

سرخوش: دراینجا مستی شراب انگوریست تا بامستی معنوی تضاد ایجاد گردد. تضاد آرایه ایست که سبب زیبایی شعرولطافت کلام وعمق معنا می گردد حافظ بیش ازهرشاعری به این آرایه علاقه داشته ودراغلب غزلیات این آرایه راباهنرنمایی وسبک منحصربفردی بکارگرفته وکلام خویش راتزیین کرده است.

معنی بیت: صوفی موردبحث که به سبب ورود خوانی وذکرودعای سحرگاهی؛ به خیال خویش به مستی معنوی دست یافته، بی گمان این مستی دروغین خیلی زود ازبین رفته ودرشامگاهان، به شرابخواری خواهدپرداخت تا مست مست گردد. او ریاکارهست وبرخلاف ادّعای تقوا و پرهیزازشرابخواری؛ پنهانی به زیرخرقه شراب حمل می کند ودرخلوت خویش همچون واعظان دروغ گو به آن کاردیگرمی پردازد.

صوفیان جمله حریفندونظربازولی

زین میان حافظ دل سوخته بدنام افتاد!

 

🌿━━━━━━🌿

 

خوش بودگرمَحَک تجربه آید به میان

تاسیه روی شودهرکه دراوغش باشد

 

محک: ابزاری برای سنجش عیارطلا. فلزات باارزش.

محک تجربه: تجربه وآزمون خطای عملی، به محک تشبیه شده است. تجربه ی زیسته، بهترین معیار تشخیص درست ازنادرست است. هرکسی می تواند ادّعای پاکدامنی وپرهیزگاری کند اما درعمل باید دید که آیا اودرادّعای خویش صادق هست یانه.

معنی بیت:

خیلی خوب می شود اگربامحک تجربه ی زیسته، رفتارآدمیان مورد آزمون وسنجش قرارگیرد وعملاًمیزان صداقت وخلوص نیت آنهارابه چشم مشاهده کنیم تنهادراینصورت هست که مشت ریاکاران ومدعّیان تقوا وپارسایی بازشده وآنها رسوا وسیه روی می شوند.

بامحک تجربه به راحتی می توان فهمید آدمی که همیشه از صداقت و پاکدستی حرف می‌زند، وقتی فرصتش پیش می‌آید جنس تقلّبی را به قیمت اصل می‌فروشد. همان‌جا معلوم می‌شود چقدر ریاکار بوده است.

حافظ درجایی دیگر خودرا داوطلب برای محک زدن کرده وخطاب به صوفی وزاهد ریاکار می فرماید:

درخلوص منت اَرهست شکی تجربه کن

کس عیار زر خالص نشناسد چومحک

 

🌿━━━━━━🌿

 

خط ساقی گرازاینگونه زند نقش برآب

ای بسارخ که به خونابه منقّش باشد

 

خط: موهای لطیفی که درآغازنوجوانی وجوانی، گرداگرد صورت می روید وسبب جاذبه وزیبایی بیشترمی شود.

نقش برآب زدن یا شدن،معمولاً به معنی بی اثر وبیهوده شدن بکارمی رود اما حافظ به مدد طبع لطیف بگونه ای ماهرانه؛ این ترکیب را بکارگرفته که معنای معکوس حاصل شده است.

حافظ خوش ذوق، خط نودمیده ی رخسارساقی گلچهره را به عنوان فاعل «نقش بر آب زدن» درنظرگرفته تا هم به زیبایی ِزودگذر حاصل ازرویش موها اشاره کرده باشد و هم تأثیر عمیق و ویرانگر آن رابرجسته نماید.

همچنین به لطف هنرنمایی بی نظیرشاعر، اشک چشمان عاشقان نیز در ترکیب «نقش برآب» به اذهان مخاطبین تداعی می کند. تاثیرمستقیم خط رخسارساقی؛ اشک چشم عاشقان رادرآورده است.

منقّش: دارای نقش ونگار؛ رنگین شده

معنی بیت:

جاذبه وجادوی خطِ گرداگرد رخسارساقی که اشک چشمان عاشقان خویش رااینگونه روان ساخته، اگر به همین سان به عشوه گری ادامه دهد بی هیچ تردیدی شاهداین حقیقت خواهیم بودکه چه بسیارصورتهای عاشقان، ازخونابه رنگین شده است.

گرچنین چهره نمایدخط زنگاری دوست

من رخ زرد به خونابه منقّش دارم

 

🌿━━━━━━🌿

 

نازپروردتنعّم نبرد راه به دوست

عاشقی شیوه ی رندان بلاکش باشد

 

نازپرورد: درکمال راحتی ونازونعمت پرورده شده است.

تنعّم: صاحبان نعمت وآسایش، کسانی که درفراوانی نعمت غرق شده وکاری بارنج نکنند.

رندان: رندان وروشندلان مسلک حافظانه ، ابتداچارچوبها، حصارهاودیوارهایی را که جامعه ،سیستم حاکمیّت، ومذاهب برای به بردگی گرفتن توده هاطراحی و ساخته اند تخریب می کنند تا پس از آزادی، باتحقیق وتفحّص،مسیر رشدونموّمعنوی خودراپیداکنند. آنهااختیارفکرواندیشه ی خودرابه کسی نداده وازهیچ کس تقلید نمی کنند. برای رندان هیچکس نمی تواندتعیین تکلیف کرده وبایدونباید مشخص کند. آنهاحتی به خداوند نیز ایمانی شخصی دارند وگرفتاروظایف دینی وآداب ورسوم مذهبی نیستند. رندان مسلک حافظانه، درظاهر بنظرمیرسند که کامجو وخوشگذران باشند امارفتارهای آنها درحقیقت، باایمانی خالصانه، مسئولانه وشورقلبی به انجام می رسد آنان شهسواران حقیقی عشق وایمان ودیانت هستند.

معنی بیت:

کسانی که درنازونعمت وآسایش پرورش یافته وآستانه ی تحمل دردورنج کوتاه وپایینی دارند برای واردشدن به طریق خطرناک وسخت عاشقی برازنده نیستندعاشقی شیوه ی رندانی هست که جان درآستین داشته وهرلحظه آماده ی مرگ باشند. کسانی که دردورنج برنمی تابند وازمرگ می هراسند درهمان قدم های اول عاشقی، تاب وتوان خویش ازدست داده وعقب خواهندنشست.

خامان ره نرفته چه دانندذوق عشق

دریادلی بجوی، دلیری سرآمدی

 

🌿━━━━━━🌿

 

غم دنیای دَنی چندخوری؟ باده بخور

حیف باشد دل دانا که مشوّش باشد

 

مشوّش: درهم، پریشان، شوریده، ناراحت

معنی بیت: تاچند غم واندوه دنیای ناپایداروبی ارزش راخواهی خورد وخودرامکدّروملول وپریشان خواهی نمود؟ بجای غم واندوه باده وشراب بنوش وهرلحظه راجشن بگیر وشادمانه زندگی کن حیف است دل دانا وفهیم، امورات زندگی راسخت بگیرد ودرچندوچون مسائل دنیوی غمگین وناراحت باشد.

حافظ پندهایی به مخاطبین خود توصیه می کرد که خودآنهاراآزموده بود امّا واعظ مردم رابه پرهیزگاری دعوت می کند درحالی که خود آن راتجربه نکرده است! روشن است که وقتی چیزی را بگویی که خود تجربه نکرده ای، حقیقتی در آن نهان نیست.

گفت آسانگیربرخودکارها کزروی طبع

سخت می گیردجهان برمردمان سختکوش

 

🌿━━━━━━🌿

 

دلق وسجّاده ی حافظ ببردباده فروش

گرشرابش زکف ساقی مهوش باشد

 

دلق: خرقه، جامه ی درویشان، پوشش مندرس وپاره پاره

مهوش: کسی که رخسارش مانندماه زیباست.

معنی بیت:

اگرقراربراین باشد که حافظ شرابی که می نوشد راازدست ساقی گلچهره بستاند وضعیت غریبی رقم خواهدخورد... حافظ به بهانه ی دیدارباساقی، هرروز به میکده مراجعه خواهدنمود وهمه ی دارایی خویش رابرای تهیه ی شراب وملاقات با ساقی ازکف خواهدداد تاآنجاکه خرقه وسجّاده رانیز درگرو باده خواهدسپرد.

زندگانی بربسترعشق به سبک حافظانه، شرایطی را رقم می زند که شادمانی، جاودانگی وسعادتمندی درلحظه لحظه های زندگی جاری وقابل لمس باشد. درچنین حضورآگاهانه وعاشقانه، دل عاشق به رودخانه ای ازشعرهای جهان، تبدیل شده و زیبائیها ولطافتهای خیال انگیزی پدیدارمی شودوبه پیرامون خویش صفاوطراوت وتازگی می بخشد.

هرگه که دل به عشق دهی خوش دمی بود

درکارخیرحاجت هیچ استخاره نیست

جادوگر در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹:

من ندانم اینجا جای شعر و شعور و شاعر شناسی ست یا مدح و ثنای گفتن چاووشی ، اگر هم میگویید چاووشی باعث شده ما اشعار مولانای جان را بشناسیم پس گره کار از خودتان است که پیشتر کتاب نخواندید .. سپاس

shk clickmank در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۵۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۷:

« مودت »
(مَ وَ دَّ) [ ع . مودة ] (مص ل .) دوستی ، رفاقت .
[ فرهنگ فارسی معین ]

صبیح الحسن در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۴۹ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۸:

واژۂ ’’بنگویی‘‘ چه معنی دارد؟ لطفا آگاهم کنید. زیرا که در واژہ یاب نہ یافتہ ام.

سجاد در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۲۷ دربارهٔ شهریار » منظومهٔ حیدر بابا:

با تشکر از نظرات به جای دوستان ، مترجم شعر تقصیر خاصی ندارد به دلیل اینکه هر کلمه شعر ترکی وعلی الخصوص حیدر بابا صلابت و مفهوم خاصی دارد که در زبانهای دیگر ترجمه آن در کلمه نمی گنجد و باید از جمله کامل استفاده کرد وبهتر بود مترجم به جای بازی با کلمات مفهوم وموزون و آهنگ شعر را در ترجمه حفظ می کرد

مرتضی عزیزی در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۰۶:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۷:

اگر هر روز یک آرزوی خود را بخورد بیست هزار آرزو معادل پنجاه- شصت سال می شود معادل یک عمر که سالک در این راه قدم می زند.

نادر.. در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۰۵:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۷۳:

در عالم خارستان بسیار سفر کردم
اکنون بکش از پایم خاری من و خاری تو..

کمال داودوند در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۰۹ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۳۴:

بنده این رباعی را با دوستان به اشتراک گذاشتم وجمع این رباعی از 6103

روفیا در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۱۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۰۷ - حکایت آن شخص کی از ترس خویشتن را در خانه‌ای انداخت رخ زرد چون زعفران لبها کبود چون نیل دست لرزان چون برگ درخت خداوند خانه پرسید کی خیرست چه واقعه است گفت بیرون خر می‌گیرند به سخره گفت مبارک خر می‌گیرند تو خر نیستی چه می‌ترسی گفت خر به جد می‌گیرند تمییز برخاسته است امروز ترسم کی مرا خر گیرند:

مگر خ ر حرف بدی است که فیلتر گنجور بدان حساس است؟!
این اشعار خود پر از واژه خ ر هستند، چطور می شود درباره شان حاشیه نوشت بدون ذکر واژه خ ر؟؟
به یاد دارم دوست متدینی هر وقت می خواست در سخنش بگوید سگ با کلی شرم و حیا عذرخواهی و طلب عفو می کرد!!
اگر به زبان آوردن نامش آن همه مایه شرمساری باشد آفرینشش چقدر شرم آور باید باشد؟!

شاهین در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۷:

عرض سلام و ادب
عزیزانی که گفتن باید عوض میزنم،میزنی باس نوشته بشه در بیت
گر غایبی هر دم چرا آسیب بر دل میزنم
دقیقتر به وزن و معنا دقت کنند میبینند درسته ولی باید قشنگ معنا رو حلاجی کنند
اصلا اگه میزنی بنویسیم معنی شعر به هم میریزه

مازان در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۵۱ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲:

البته بنده هیچ تخصصی در ادبیات ندارم و فقط یک علاقمند هستم- اما به نظرم با توجه به این که در بیت قبلی از تزویر و پندار می گوید:
تا کی از تزویر باشم خودنمای
تا کی از پندار باشم خودپرست
در بیت بعدی هم همین دو موضوع را نقد و نفی می کند:
یعنی:
پردهٔ پندار می‌باید درید
توبهٔ تزویر می‌باید شکست

نادر.. در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۴۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۷:

تو پاک پاکی از صورت ولیک از پرتو نورت
نمایی صورتی هر دم، چه باحسن و چه با بالا!..

گنجور خوان در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۲۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۵۹ - قصهٔ مکر خرگوش:

با سلام و تشکر بابت زحماتتان
فایل صوتی نصفه است
اگر امکان دارد فایل کامل را قرار دهید
باز هم ممنون

پوریا در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۰۰ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱:

این آهنگ توسط همایون شجریان در آلبوم رگ خواب به نام ابر می بارد اجرا شده.

هیچ در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۴۷ دربارهٔ عطار » اشترنامه » بخش ۲۵ - رسیدن سالك با پرده پنجم:

خسته نباشید
لغت نامه دهخدا بعضی از کلمات رو نمیتونه ترجمه کنه کتابی برای تفسیر این ابیات نوشته نشده؟

مرتضی در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۶:

وزن شعر
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لن
است. چنانچه صلاح می دانید تصحیح فرمایید.

۱
…
۳۵۴۶
۳۵۴۷
۳۵۴۸
۳۵۴۹
۳۵۵۰
…
۵۸۵۵