مسعود در ۹ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۵۸ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۱۴ - حکایت:
قصد سعدی یادآوری یک نکته ی اخلاقی است؛ مفهومی که قبلاً به وسیله ی فردوسی بیان شده است. از این رو، با بازپروری سخن فردوسی و ذکر نام وی، بیتِ "میازار موری که دانه کَش است..." را سروده است. به عبارت دیگر، سعدی، سخن فردوسی را "با زبان خودش" بازگو کرده است. بنابراین، بیت "میازار موری که دانه کَش است..." سروده ی سعدی است و برخلاف تصور اغلب مردم، از فردوسی نیست.
اصلِ سخن فردوسی این است:
مکُش مورکی را که روزی کَش است/ که او نیز جان دارد و جان خَوش است
فرخ مردان در ۹ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۴۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۹:
به راه میکده حافظ خوش از جهان رفتی
دعای اهل دلت باد مونس دل پاک ..
امیر در ۹ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۴۴ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۵:
با سلام و احترام خدمت همه اساتید
این رباعی کاملا با مشرب فکری خیام مناسبت دارد و منظورش هم اینست که بهشت و دوزخ همین لحظه های خوش یا رنج آور زندگی انسانهاست....
ضمنا نسبت دادن این رباعی به ابوسعید ابوالخیر کاملا عجیب و بی تناسب با طرز تفکر ایشان است.
امیر در ۹ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۳۸ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸] » رباعی ۱۴۲:
محسن نامجو آهنگی به نام دوزخ با این رباعی خونده که زیباست .
سیدعلی (رضا) ساقی در ۹ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵:
نقد ها را بـُوَد آیا که عیاری گیرند
تاهمه صومعهداران پی کاری گیرند
نقدها: پول،زروسیم ،دراینجا هرچیزی که با آن معامله کنند. منظورهمان "خرقه وتسبیح وسجاده" هست که وسیله ی تجارت صومعه داران وابزارمعامله ی صوفیان شده است.! "خرقه وسجاده" داراییِ صوفیست! با این وسیله ها بهشت رامی خرند! جاه وجلال برای خودشان تهیّه می کنندو...
عیاری گیرند: مَحکی به آن بزنند ومیزان خالصی وناخالصی آن راتعیین کنند تاماهیّتشان برای همگان به ویژه خودشان آشکارگردد وببینندکه این ابزارها عیاری ندارند وبی ارزش هستند.
معنی بیت: آیا این امکان دارد که این خرقه های رنگارنگ وتسبیح وسجاده ی صوفیان را مَحَکی بزنند تا عیاردقیق آن مشخص گردد؟ تاببینیم این مدّعیان چقدر خلوص نیّت دارند وچه میزان ریاکارند؟! اگرچنین اتّفاقی رُخ دهد وعملکرد ونیّاتِ مدّعیان موردِسنجش وارزیابی دقیق قرارگیرد،حُقّه بازی وفریبکاری آنها برمَلاخواهدشد! اطمینان دارم که صوفیان وصومعه داران دراین آزمون روسیاه شده وصومعه هارا رهاکرده وبه دنبال کسب وکاردیگری خواهندرفت!؟
درجهان بینی حافظانه؛ خداوند وحقیقت را درمساجد ومعابدباشکوه وصومعه هاوخانقاههای دست سازبشر نمی توان یافت. تنها کسانی به این مکانها می روندکه نتوانسته اندحقیقت را دردرون خویش پیداکنند اینها قادربه خلق معنابرای زندگی نیستند وبه منظورفرارازپوچی،به امنیت کاذبی که دراین مکانها وفرقه هاوجوددارد می پیوندند درحالی که دل وجان درون هرکسی پاکترین نیایشگاه وبهترین معبدبرای نیایش وسپاسگزاریست.
کسانی که قادربه عشقورزی، تفکروتحقیق پیرامون حقیقت زندگی نیستند کسانی که نیایش خالصانه رادرمعبد درون درک وفهم نکرده اند به معابدوصومعه ها پناه می برند.
بیابه میکده وچهره اَرغوانی کن
مروبه صومعه کانجا سیاهکارانند. ......
🌿━━━━━━━━━━🌿
مَصلحت دیدمن آنست که یاران همه کار
بـگـذارند و خـم ِ طُـرّهی یـاری گیرند
طُرّه: بخشی اززلف که به پیشانی بریزند.
معنی بیت: پیشنهادمن این است که صوفیان ودرویشان وکلاً همه ی فرقه ها ومذاهب،باورهای کهنه واعتقاداتِ ازگذشتگان رسیده را رها سازند وبه جای آن عشقبازی راجایگزین نمایند عاشق شوند وطُرّه ی دلداری راگرفته وبه عشقبازی بپردازند که بهترین نوع سپاسگزاری ازهستی، نیایش آگاهانه وخالصانه ترین سبکِ عبادت همین عشقبازیست .
هرآنکس را که درخاطرزعشق دلبری باریست
سپندی گوبرآتش نه که دارد کاروباری خوش
🌿━━━━━━━━━━🌿
خوش گرفتنـد حریفان سر زلـفِ ساقی
گر فـلکشـان بگذارد که قـراری گـیرند
حریفان:هم پیاله ها، دراینجا رندان وعاشقان ِ ساقی، کسانی که راه عشق برگزیده ودل به غمزه ی ساقی مهرو باخته اند.
معنی بیت: هم پیاله ها ورندان ونظربازان، خوب نشانه رفته وزلفِ دلنواز ساقی خوش چهره رابدست گرفته اند،لیکن باسابقه ی کج رفتاریی که ازچرخ روزگار داریم بعیداست که گردش روزگار اجازه دهد آنها باخاطری آسوده وامن به کامرانی مشغول باشند. فعلاً که اوضاع فلک بی سروسامانست تامی توانیدبه عشقبازی و عیش وعشرت بپردازید چراکه اگرفلک به خودآید وسامان گیرد هرگز نخواهدگذاشت به این آسانی به کامرانی وخوشباشی مشغول شوید.
تابی سروپاباشداوضاع فلک زین دست
درسرهوس ساقی دردست شراب اولی
🌿━━━━━━━━━━🌿
قـوّتِ بازویِ پرهیز،به خوبان مفروش
که دراین خیل، حصاری به سواری گیرند
دراین خیل: دراین گروه ودراین سپاه ،منظور خیل خوبان است
حصار: قلعه ، دژ، جایی که محصورشده است
حصاری : ایهام دارد: ۱ـ یک منطقه که حصارکشی شده است (سینه ی آدمی که دل درمیان آن قراردارد) ۲ـ به معنی آنچه که دردرون قلعه قراردارد،استعاره ازدل است
"به سواری گیرند" ایهام دارد: ۱_ بهره کشی نمایند،دل رااسیروشیداوشیفته نمایند.
۲_ با یک نفرسوارکار،یکی ازاین خوبان، قادرند واردقلعه ی دل شوند وآنجارافتح کنند.
معنی بیت: مغرورودلخوش به تقواو قدرتِ خویشتن ِ خویش واستحکام قلعه ی دل مباش گمان مکن که درامنیت کامل هستی این گروه خوبان (غارتگران دل)درکارخویش بسیارماهروزبردست هستند جلوه گری آنهابسیار وسوسه انگیز وفریبنده هست نمی توانی مقاوت کنی، زیرااین سپاهِ خوبان قادرندبایک سوارکار یک دژمستحکم را فتح کنند ودل تورااسیرکرده وبه بهره کشی گیرند.
خوبان ازاین جهت که صاحب تیروکمان(ابرو ومژکان وغمزه) هستند به زیبایی به سوارکاران جنگی تشبیه شده اند. هرچه قدرهم قدرتِ پرهیزگاری داشته ویازیرک وباهوش باشی درنهایت شکاراین شکارچیان ماهر وسوارکاران چابک (خوبرویان) خواهی شد.
زاهدایمن مشوازبازی غیرت زینهار
که ره ازصومعه تادیرمغان این همه نیست.
🌿━━━━━━━━━━🌿
یارب این بچّهی تُرکان چه دلیرندبخون
که به تیرمژه هرلحظه شکاری گـیـرند
بچّه ترکان: نوجوانان تُرک،
معنی بیت:درادامه ی بیتِ قبلی، خداوندا این نوجوانان ِتُرک چقدرچابک و بی باک وشجاع هستند که هرلحظه اراده کنند به تیرمژگان شکاری می گیرند هیچ شکاری قدرت فرارنداشته ودرامان نیستند!
فغان کاین لولیان ِشوخ ِشیرین کار شهرآشوب
چنان بردندصبرازدل که ترکان خوان یغمارا
🌿━━━━━━━━━━🌿
رقـص بر شعرتَر و نالهی نی خوش باشد
خاصه رقصی که درآن دست نگاری گیرند
رقص یکی ازپیچیده ترین وشگفت انگیزترین رفتارآدمیست. تنهاکسانی می توانندبرقصندکه به زندگی عشق می ورزند آنهاکه ازخشم وکینه وحسدسرشارند ازاین لذت معنوی محروم وبی نصیب هستند. ازهمین روست که حافظ ازعیش ونوش وجشن ورقص وشادمانی حمایت کرده ومردم رابه انجام آن تشویق می کند. جشن ورقص وآواز بی ریاترین واکنش آدمی به زندگانی وقدردانی ازموهبت زندگیست. رقص هیچ هدفی ندارد مقصود ومنظوری ندارد ولی لذت بخش است تاثیری باطنی وشگرف دارد. رقص درک عمیق از زندگی وسرمست شدن ازموهبت شگفت انگیز زندگانیست بی آنکه بدانیم زندگی چه معنایی دارد. رقص هیچ ارتباطی به گذشته وآینده ندارد ومارادرکانون «حال» نگاه می دارد وکامیابی وسروروشعف معنوی نصیبمان می کند.
معنی بیت:
رقص وپایکوبی باشعرباطراوت وآوازنی خیلی دل انگیز ودلچسب ودلگشاست به ویژه آن رقصی که عاشق ومعشوق دست دردست هم رقم زنند بسیاردل انگیزتر ودلنشین تر و دلچسب تراست.
حاجتِ مطرب ومی نیست توبُرقع بگشا
که به رقص آوردَم آتش رویت چوسپند
🌿━━━━━━━━━━🌿
حافظ ابنای زمان راغم مسکینان نیست
زین میان گر بتوان بِه که کناری گیرند
ابنای زمان : پسرانِ این دوروزمانه
کنار گرفتن : هم به معنی ترک کردن وبه گوشهای خزیدن است هم به معنای بوس وکنار و آغوش، شاعرهردو معنارامدنظرداشته تا معنی بیت ژرفاپیداکند.
معنی بیت : ای حافظ پسران این دور وزمانه راهیچ غم بیچارگان ( عاشقان دلشکسته و تهیدست ورندان باده نوش ) نیست وبسیارسینگین دل هستند. بهتر آنست که از مردم کناره گیری کنی و گوشه ی عُزلت گُزینی یا بهتر این است که سعی کنی فرصتی خلق کنی یکی ازاین جوانان رابه دست آوری وبه بوس وکنارو آغوشش دل خوش کنی .
گرآن شیرین پسرخونم بریزد
دلاچون شیرمادرکن حلالش
باید پذیرفت که حافظ دردوره ای اززندگانی ِ پُرشیب وفرازش،حالاتِ متفاوتی راتجربه کرده، همانند بسیاری ازآدمیان،مرتکبِ خطاهایی شده، به فسق وفجور مبادرت ورزیده، میگساری کرده و......
همچنین باید درنظرداشت که انسانهاباسن وسال بزرگ نمی شوندبلکه درنبردباآوردگاه درونیست که رشدمی کند. ارتکاب خطا وگناه،کنجکاوی،عصیانگری و…درنهایت، تفکروتدّبر دراعمال ورفتار،تحمّل غم واندوه وتجربه های دردورنج است که مارا وادارمی کندبه جاهایی درناخودآگاه خودواردشویم که بدون تجربه ی این حالات، هرگزنمی توانستیم ونمی دانستیم که چنین جاهایی درباطن ما وجود دارد….. می گویند درختی که می خواهدتاهمچون درختان بهشتی بشکفد بایدریشه های خودرادراعماق جهنم محکم کند. روشنایی راباتصوّرکردن نورنمی توان حس کردبلکه باآگاه شدن ازتاریکی می توان نورراشناخت. نمونه ی بارز این ادّعا،خودحضرت حافظ هست که دربرون رفت ازاین تحولّات روحی ـ روانی، سرانجام به رغم اینکه اوباتمامیّت وجوددر دنیا زندگی کردو تمام ابعادش را (غم وشادی،ثواب وگناه ،امیدونامیدی، شکست وپیروزی و..... )تجربه نمودلیکن درنهایت،با بازاندیشیِ خردمندانه ونوسازی افکارویافته های خویش، تبدیل به اَبرانسانی آزاده منش، آزاداندیش، عاشق پیشه، پاک باطن، پاک رفتار وپاک گفتار ووارسته ازبندِ تعلّقاتِ دنیوی شده وباروح وروانی پاک ومنزّه به دیدارحق شتافته است.
قدم دریغ مَدارازجنازه ی حافظ
گرچه غرق گناهست می رود به بهشت.
امیرحسین در ۹ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۴۵:
چه تاویل و تفسیری از شراب شیره ی انگور می توان داشت؟
آیا لزومی داشته حضرت مولانا برای افاده ی معنایی عرفانی به انگور و شیره ی آن توسل جسته باشد؟
روفیا در ۹ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۲۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۵۵ - جواب خرگوش نخچیران را:
چند صورت آخر ای صورتپَرَست!
جانِ بیمعنیت از صورت نَرَست؟
حجابی قیرلانقیچ در ۹ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۸۶:
در بیت 17 که بیت ترکی است، واژه «نسا» باید «نشان» باشد. گلپینارلی نیز نشان خوانده است. ولی در نسخه قونیه و نشر فروزانفر نسا ضبط شده است.
کمال داودوند در ۹ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۰۷ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۳۲:
بنده این رباعی را با دوستان به اشتراک گذاشتم وجمع این رباعی از 7873
سید در ۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۳ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶:
خوی : خوی که خِی خوانده میشود حالتی است که چهره گلگون میشود و دانه های درشت عرق بر پیشانی و گونه ها می غلتند مانند آنکه از حمام طولانی بیرون آمده
گمنام-۱ در ۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۳ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۴۷ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۱۷:
اجازه فرمایید همان " استر " بماند . دارایان ، زورمندان در گذشته بر استر ( قاطر) می نشستند ، اشتر از برای کاروانیان بود.
یارب این نو دولتان را بر خر خودشان نشان
کین همه ناز از غلام ترک و " استر " می کنند
نه بر استری سوارم ، نه چو خر به زیر بارم
..........
روفیا در ۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۳ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۳۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۷:
خاک وطن که رفت چه خاکی به سر کنم؟!
مجتبی در ۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۳ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۱۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۵ - قصهٔ هاروت و ماروت و دلیری ایشان بر امتحانات حق تعالی:
بنظر من همانطور که دوستی گفتند، دقیقا باید بیت 35 بصورت زیر باشد تا کل داستان بامعنی باشد:
کورکورانه تو مرو در کربلا/تا نیافتی چون حسین اندر بلا
اگر تاریخ را مطالعه کنید متوجه میشوید که امام حسین اصلا مقصدشان کربلا نبود، بلکه از مدینه به کوفه عزیمت کرده بودند و تازه کربلا در مکانی دورتر از کوفه است. یعنی امام به اجبار راهی غیر از راه اصلی برگزیدن از آنجایی که لشکر عبید الله بن زیاد به فرماندهی حر بن یزید ریاحی مسیر حرکت امام حسین(ع) را تغییر داد.
.....سپاه حر مانع حرکت ایشان شدند. امام حسین(ع) به حر فرمودند: چه میخواهید؟ گفت: میخواهم ترا پیش امیر عبید الله بن زیاد ببرم. امام(ع) فرمود: در این صورت به خدا سوگند از تو پیروی نخواهم کرد و این سخن سه بار میان ایشان رد و بدل شد، و چون سخن به درازا کشیده شد، حر گفت: من مأمور جنگ کردن با شما نیستم، بلکه مأمورم از شما جدا نشوم تا شما را به کوفه ببرم. اکنون که از پذیرفتن این موضوع خودداری میکنی راهی را انتخاب کن که نه به کوفه برسد نه به مدینه و این مورد اتفاق من و شما قرار گیرد تا برای امیر عبید الله نامه بنویسم. شاید خداوند کاری پیش آورد که برای من در آن عافیت باشد و گرفتار جنگ با شما نشوم. این راه را بگیر و به سمت چپ راه عذیب و قادسیه برو. امام حسین(ع) حرکت کرد. حر هم با یاران خود از کنار ایشان حرکت میکرد.....
بنابراین امام به هیچ عنوان کربلا را حتی مسیر حرکت خود به کوفه نیز انتخاب نکرده بودند چه برسد به اینکه آهنگ کربلا کرده باشند....بلکه اتفاقا این یزیدیان بودند یعنی فریب خوردگان حکومت کوفه که بیآن که بدانند با رفتن به کربلا و جنگ با سبط رسول خدا چه گناهی میکنند، کورکورانه رفتند و در عذاب الهی جاودانه ماندند. ندانسته در کاری بزرگ و پر ماجرا داخل شدن، درست مانند هاروت و ماروت که بدون توجه به قضای الهی و از سر مستی خود ادعا میکنند که چون به زمین آیند همچنان نیز پاک خواهند بود در حالیکه عنایت حق باید شامل سالک (آن هم سالک "بااخلاص و تسلیم حق" ) شود تا از بلاها و قضا جان سالم بدر ببرد یعنی گرفتار عذاب خدا نشود....
پس کاملا فهمیده میشود که مصرع اول بیت
(کورکورانه مرو در کربلا/تا نیافتی چون حسین اندر بلا)
مستقیما متوجه کوفیان بی مهر است که همچون هاروت و ماروت از سر مستیِ جهل خود و بدون توجه به قضای الهی و امتحان حق (که مفهوم این داستان است) آهنگ کربلا میکنند....
و حال مصرع دوم بیت که دارای مفهومی کنایی، باطنی و عرفانی است بسیار جالب است...زیرا شکی نیست که امام حسین ع از نظر ظاهر واقعه عاشورا گرفتار بلا و مصیبتی عظیم شده اند و کلا عزاداری تشیع نیز به خاطر عشق به اهل بیت و عدم پذیرش چنین بلا و مصیبتی برای قدیسان عالم است.....هیچ انسانی نمیخواهد دچار بلا و مصیبتی چنین دردناک شود (گرچه از منظر باطنی چیزی جز زیبای نیست) اما مراد مولانا ظاهر مصیبتی است که بر امام وارد شده است....و حالا درست چنین بلای عظیمی که ظاهرا نصیب امام ع شد، باطنا بصورت خشم و قهر جاودان الهی گریبان یزیدیان را خواهد گرفت وسلام.
بنده بسیار متاسفام از بابت انسانهای که متعصبانه و بدون فکر و مطالعه قبلی و بدون توجه به اینکه مولانای بزرگ همواره ما را به مغز و باطن هر داستان و پدیده ای رهنمود میکند...پیش داوری میکنند.
کاش یک سر مویی در مقایسه با حضرت مولانا عاشق خدا و قران و اهل بیت و اخلاق و انسان و انسانیت باشیم.
علی کامرانیان در ۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۳ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۴۶ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰:
بنظر میاد وزنش مفعول مفاعلن مفاعیلن باشه
سیامک در ۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۳ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۱۷ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۹:
واقعا شعر پر احساسیه
علی در ۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۳ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۰۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۰:
این آهنگ توسط استاد سراج در آلبوم باغ ارغوان خوانده شده که بسیار خاطره انگیز است
پیوند به وبگاه بیرونی
۷ در ۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۳ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۵۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۷:
چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم
به راستی که ما ملت خاک بر سریم
پیوند به وبگاه بیرونی
فضه در ۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۳ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۴۰ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۱۰ - ذکر فضیل عیاض رحمة الله علیه:
با سلام
لطفا این دو جمله را معنی کنید. تبع باش متبوع نباش و
جمله با کوتاه دستی نفسی نفسی خواهند گفت
حسین در ۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۳ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۶:
"قهوه" معنای شراب داره؟
سینا روشنی در ۹ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۳۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳: