نادر.. در ۹ سال قبل، جمعه ۱۹ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۰۲:
یار آن طلبد که ذوق یابد
زیرا طلب از مذاق خیزد..
یاد مطلع غزل زیبای دیگری افتادم.. غزلی که زنده یاد نصرت فاتح علی خان با موسیقی و صدای جادویی و دلنشینش آنرا اجرا کرده بود:
نه من بیهوده گرد کوچه و بازار می گردم
مذاق عاشقی دارم پی دیدار می گردم....
mostafa در ۹ سال قبل، جمعه ۱۹ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷:
شعر فوق العاده ای هست
mostafa در ۹ سال قبل، جمعه ۱۹ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷:
تشکر عالی بود
فرخ مردان در ۹ سال قبل، جمعه ۱۹ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۱۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۷:
@نادر:
کاشکی لینکش رو هم میذاشتین.
صمیم در ۹ سال قبل، جمعه ۱۹ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۵۴ دربارهٔ هلالی جغتایی » غزلیات » شمارهٔ ۴۸:
فوق العادست-مرحوم احمد ظاهر خواننده افغان بسیار زیبا این شعر را خوانده
احسان در ۹ سال قبل، جمعه ۱۹ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۵۲ دربارهٔ هلالی جغتایی » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۰:
با صدای یونس دردشتی در چهارگاه
علی نوری در ۹ سال قبل، جمعه ۱۹ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۴۸ دربارهٔ هلالی جغتایی » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۵:
این غزل بسیار زیبا را استاد دردشتی به زیبایی خوانده است.
حسن سلطانی در ۹ سال قبل، جمعه ۱۹ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۴۲ دربارهٔ هلالی جغتایی » غزلیات » شمارهٔ ۲۴۹:
این شعر استقبال از غزل کمال خجندی ست با مطلع:
یار گفت از غیرِ ما پوشان نظر،گفتم به چشم
وانگهی دزدیده در ما می نگر،گفتم به چشم
فرخ مردان در ۹ سال قبل، جمعه ۱۹ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۰۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۰:
لطفا لینک آهنگ ها/ ویدئوها رو همیشه ذکر کنید. صرفه جویی یزرگی تو وقت میشه.
محمد ضیا احمدی در ۹ سال قبل، جمعه ۱۹ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۱۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۲۷ - رفتن قاضی به خانهٔ زن جوحی و حلقه زدن جوحی به خشم بر در و گریختن قاضی در صندوقی الی آخره:
با تمام احترامی که برای مولانا قائلم, باید گفت علوم انسانی و روانشناسی آنقدر پیشرفت کرده، که در این زمان , روح این مثالهای داستان مانند برای مردم کاملا اشکار است .
همیرضا در ۹ سال قبل، جمعه ۱۹ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۰۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۶:
@بیژن @محمد:
در تأیید جناب افشار وزن مصرع یاد شده صحیح است فقط دارای سکتهٔ عروضی است.
در وزن شعر فارسی میتوان «فعلن» را به «فع لن» تبدیل کرد.
اغلب این اتفاق در آخر مصرعها میافتد به همین دلیل متوجه آن نمیشویم. در اینجا استثنائا سکته در میانهٔ مصرع اتفاق افتاده و به قول جناب افشار به جای «یابم و» آمده «یابم» که با اطلاع از قاعدهٔ یاد شده اشکالی بر این مصرع وارد نیست.
پریسا در ۹ سال قبل، جمعه ۱۹ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۹۵:
درود
فرمان فتحعلیان- آلبوم مست و خراب- آهنگ پیر مغان
khayatikamal@ در ۹ سال قبل، جمعه ۱۹ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۱۲ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۵۵۴:
طاعاتت ان قبول
بنده این رباعی را با دوستان به اشتراک گذاشتم وجمع این رباعی از 14456
پاینده باشید
همیرضا در ۹ سال قبل، پنجشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۴۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۳:
@فرخ:
متن مطابق تصحیح فروغی (امیرکبیر - چاپ چهاردهم - 1386) است (هر که نازک بود تن یارش) که ذیل کلمه «تن» به عنوان بدل «دل» ذکر شده.
خرم روزگار در ۹ سال قبل، پنجشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۱۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۴:
جناب فرخ
مایه سپاسگزاری است ار از این یک میلیون ( دو کرور )
با ر تشبیه چند مورد را در همین غزلیات سعدی با ما در میان نهید.
مهناز ، س در ۹ سال قبل، پنجشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۴۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۳:
حقیقت دیگری نیز معروف است :
در خانه ی کعبه به هر سو نماز بخوانی رو به کعبه است
مهناز ، س در ۹ سال قبل، پنجشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۳۷ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲:
گرامی فرخ
موریانه به دو معناست ، درین جا ، نه آن حشره ایست که چوب میخورد .
زنگاری باشد که آهن و فولاد را ضایع کند.(برهان ). زنگاری که آهن و فولاد را ضایع می کند به طوری که از صیقل کردن برطرف نشود. (ناظم الاطباء). :
بس که دنیارا کمر بستم چو مور دانه کش
مدتی چون موریانه روی در آهن کشم .
آهنی را که موریانه بخورد
نتوان برد از او به صیقل زنگ.
سعدی
مانا باشید
فرخ مردان در ۹ سال قبل، پنجشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۱۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۵:
@نادر..:
درست می فرمایید."به پای رقص در آمدن" یعنی شروع به رقصیدن کردن.
اگر آن خواننده معروف که میگن خونده باشه" ...که گر ز پای درآیم به دربرند به دوشم" دبگه خیلی عجیب غریب بوده.
همیرضا در ۹ سال قبل، پنجشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۴۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۸۲ - پرسیدن معشوقی از عاشق غریب خود کی از شهرها کدام شهر را خوشتر یافتی و انبوهتر و محتشمتر و پر نعمتتر و دلگشاتر:
عبارت «سم الخیاط» در برگردان عربی شعر منطقی راضی توسط بدیعالزمان همدانی (به خواستهٔ صاحب بن عباد و به نقل از عوفی در لباب الباب!) به کار رفته.
اصل شعر این بوده:
«یک موی بدزدیدم از دو زلفت
چون زلف زدی ای صنم به شانه
چونانش به سختی همی کشیدم
چون مور که گندم کشد به خانه
با موی به خانه شدم، پدر گفت:
منصور کدام است ازین دوگانه؟»
که عربی آن شده:
«سرقتُ من طرّته شَعره
حین غذا یمشطها بالمشاط
ثم تدلحت بها مثقلا
تدلح النّمل بحب الحناط
قال ابی: من ولدی منکما؟
کلا کما یدخل سمّ الخیاط»
به نقل از ادبیات تطبیقی فارسی ـ عربی / دکتر مهدی محقق:
پیوند به وبگاه بیرونی
خرم روزگار در ۹ سال قبل، جمعه ۱۹ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۲: