گنجور

حاشیه‌ها

فرخ مردان در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۰:

نمی دونم این آقای "سید علی ساقی" این توضیحات رو از منبعی ذکر میکنن یا نوشته خودشون هست؟
متاسفانه فرصتِ خوندنِ همۀ متنِ نوشته هاشون رو ندارم. اما در باره اون قسمت هایی که مراجعه کردم باید بگم :
1- متن توضیحات ایشون بسیار بسامان و منطقی هست.شروع و نتیجه معلومه و یکدستی در نگرش دیده میشه.
2- زحمتِ ایشون در آوردن استشهاد های ادبی و شرح کافی در حول و حوش معنی بیت ها ، بهمراهیِ پرهیز از زیاده گویی و نتیجه های عجیب و غریب گرفتن؛ قابل تقدیره.
3- هر کجا که بیت مشکل و مبهمی بود ،توضیح رو کاملا حل کنندۀ ابهام دیدم.
3- سوای اینها، متن ها بدون غلط املایی و با استفاده صحیح از علامات نوشتاری فارسی (=سجاوندی) نوشته شده و واضح هست که نویسنده متن، اونها رو بازبینی و تصحیح کرده. این هم برای من خیلی ارزشمنده.

جعفر اصغری در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۲۸ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷:

دوشدی گووزریم دونن گجه میخانادان
گوردووم قوجا بیر مست آغی سچمز قاردان
شرم ایله ددیم بو کوپ نءدیر چینینده
ایچ باده ددی باغیشلایان دیر یارادان
این ترجمه ترکی همین شعره تقدیم به همه ترک زبانان عزیز و مردم هنر دوست ایران عزیز . البته این ترجمه آقای علی پولاد میباشد مال من نیست

حسین در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۲۵ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » شوقیات » شمارهٔ ۴۷:

سلام
تو بین اول «پرواز گه» به نظر میرسه درستش «پروازگه» باشه یعنی جایگاه پرواز

رهام در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۱۹ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۳۳:

ابیات زیر نیز در نسخه فروغی در دنباله این شعر آمده است:
مرغک از بیضه برون آید و روزی طلبد
و آدمی بچه ندارد خبر و عقل و تمیز
آنکه ناآگاه کسی گشت به چیزی نرسد
وین به تمکین و فضیلت بگذشت از همه چیز
آبگینه همه جا یابی از آن قدرش نیست
لعل دشخوار بدست آید از آن است عزیز

بهنام در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۷:

غزل طوری ماهرانه سروده شده که با رسیدن به بیت آخر، متوجه میشیم که مخاطب غیر از معشوق میتونسته خواجه قوام هم باشه. یعنی در خوانشِ دوم، میتونه یه مدح که در مجلس وزیر خونده شده هم باشه و شاید به همین علت ، بیت اول به تکریم کوتاهی ازاطرافیان وزیر ("هواداران کویش") هم پرداخته.
در اشعار دیگه ای از حافظ هم دیدیم که تشبیه و تعریف هایی که الان مختصِ جنس مخالف هست، برای مردانی محترم هم گفته شده و در اون زمان بارِ معنایی منفیی نداشتن.

رهام در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۰۴ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۳۳:

نسخه مرحوم فروغی "صد بروزی کنند در مردشت "را ثبت نموده ودرست هم بنظر میرسد زیرا در اینجا سعدی که خود از خطه استان فارس است به صنعتگران حرفه سفالگری یا چینی سازی شهر مردشت (مرودشت کنونی )توصیه میکند که مانند چینی سازان کشور چین در ساخت کاسه ها و ظروف چینی (که در آن روزها در بین بازرگانان به کیفیت و ظرافت زبانزد بودند ) ظرافت و زیبایی به خرج دهند .

رزا آزاد در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۲:

معنای بیت اول و سوم چیست؟

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۵۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۹:

آه اگر چون کمرم دست رسیدی به میانت
منظور سعدی بزرگ این است که عشق چونان دریایی است که به میانه کمرم رسیده است و دارم در دریای عشقت غرق می شوم و کاش دست من نیز به میانه تو می رسید
این هم شاهدی از سعدی:
ضرورتست که روزی به کوه رفته ز دستت
چنان بگرید سعدی که آب تا کمر آید
امیدوارم منظورم را درست رسانده باشم

خسته دل در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۳:

با سلام
میتوان شیخم به طعنه گفت حرام است می مخور گفتم به چشم گوش به هر خر نمیکنم را چنین تعبیر هم کرد که: شیخی به من گفت که می حرام است و نخور و من هم گفتم به چشم نمی خورم و من به هر خری گوش نمی دهم که بگوید می بخور و من بخورم

راضیه در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۳۶ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۵۷:

در خصوص بیت چهارم (یا چو مردان گام می باید ... ) باید به بیت زیر توجه شود : وصال دوست جستن از برای دوست آسان نیست که راه کعبه از خار مغیلان می شود پیدا به هر حال مطابق نظر صائب یا باید راه سخت عشق را رفت و خار بیابان را تحمل کردکه نتیجه این سختی رسیدن به وصال است یا از این راه منصرف شد و اجازه داد دیگران (رقیب )این راه سخت را بروند و پس از تحمل سختی به وصال برسند که نتیجه چنین انتخابی جز حسرت نخواهد بود.

پسند در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۰:

در بیت اول منظور از مستان هم می تواند افراد مست باشد و هم چشمان مست یار. دور نرگس هم ایهام دارد. می تواند دور تادور چشم باشد یا روزگار مستی چشمان یارباشد . شبیه این بیت خواجه حافظ است:
کس به دور نرگست طرفی نبست از عافیت
به که نفروشند مستوری به مستان شما

راضیه در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۲۷ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۵۷:

‌در خصوص بیت هفتم ( روی تلخ بحر را ... ) توجه خوانندگان محترم را به بیتی از حافظ جلب می کنم : عتاب یار پری چهره عاشقانه بکش که یک کرشمه تلافی صد جفا بکند

پسند در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۰۲ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۳۳:

مصراع پیشه یأجوج هوا سد سکندر وار باش به نظر می رسد اینگونه بوده: پیش یأجوج هوا سد سکندر وار باش
ضمنا مصراع چون ز نعم العبد وامانی سلیمانی مکن تلمیح دارد به آیه ی:وَوَهبنا لداوود سلیمان نعم العبد انّه اوّاب سوره ی ص آیه ی 30

سیدمحمدعلی حسینی در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۵۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۱ - پادشاهی ضحاک تازی هزار سال بود:

چه قدر زیبا است این داستان وچه قدر مطابقت دارد با حقیقت عالم .دوستان عزیز تر از جانم اشاره فرمودندبه بعضی از تعابیر در مورد مارها وضحاک وچه خوش اشارت فرمودند به نظر این کمترین نیز این دوافعی همان رشوه وجاسوسی وسخن چینی میباشد که خورنده مغزهااست .از سایت ارجمند وآزاد اندیش وفخیم..پاینده باشید

علی در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۵۹ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰:

آری عجب نباشد گر در دلم نیایی

محسن سعیدزاده در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۰:

دونکته را تذکار ضرورت افتاد اول اینکه :حرمت موسیقی،یک امر سیاسی است.تحریم موسیقی نشاط جامعه را هدف گرفته وبرآن است تا...
نکته دوم - اینکه ما همیشه مبالغه میکنیم.ملای رومی و. راانقدر بلند میدانیم که ازدسترس خارج میشوند.در سخن علی علیه السلام افراط وتفریط هردو ،گوشه های جهالت خوانده شده اند

سیدعلی (رضا) ساقی در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳:

 

پیوند به وبگاه بیرونی

 

🌺━━━━━━━🌺

می‌دَمد صبح و کِلّه بست سَحاب

الصّبوح الصّبوح یا اصحاب

غزلی بسیار زیبا وخیال انگیز که در هربیت آن صحبت از شراب 🍷شده است. شادمانه زیستن، توجّه به زیبائیها و لذّت جُستن از مظاهر طبیعت وعشق بازی، بخشی ازپیام روشن این غزل ناب وامید بخش و نغزاست.........

کِلّه: خیمه زدن،چادرزدن⛺

سَحاب: ابر⛅

🔹الصّبوح: شراب صبحگاهی،درآن روزگاران رسم برآن بوده که درهنگام سحر شراب 🍷می نوشیدند تااثرات خماری شرابِ نوشیده شده ی دیروز رابرطرف کرده وتوانسته باشند روز جدیدرابانشاط وسرمستی وانرژی بیشتر آغازکنند به همین سبب جام صبوحی گویند.

♦️ البته که درنظرگاه حافظ، عباراتی مانند: "صبوحی زدگان" وعیش وعشرت وباده نوشی،وتاکید برخوشباشی و شادیخواری، انتزاعی، نمادین ومفهومی هستند

🔹 ومقصوداصلی او دربکارگیری این عبارات، مقابله با متشرّعین متعصّب وزهد وتقوای زاهدانه بود که درمورد شادیخواری وشراب نوشی سیاه نمایی کرده وآن را گناهی عظیم می شمردند
واین درحالیست که خودشان مرتکب انواع گناهانی مانند ریا وربا وخوردن مال اوقاف و.... می شدندکه هزاران برابر زشت تر ازباده نوشیست....

حافظ نیزبه ناگزیر به منظور رسوا نمودن آنها، برطبل خوشباشی وباده نوشی وعیش وعشرت می زد تا مردم ساده لوحی که فریب این زهد فروشان حُقّه بازشده ودرخواب جهالت فرورفته اند بیدارشده وبه خودشان بیایند که دینداری حقیقی، درانسانیت، مهرورزی وشادمانه زیستن است نه رفتارهای ریاکارانه ی عابدان اخم آلود وزاهدان عبوس. 

ازنظرحافظ خدا نه ازتسبیح گردانی وزهدخشکِ زاهدخرسند می شود نه ازباده نوشی وعیش وعشرت رندان وخوشباشان خشمناک می شود. او براین باوربود که همه ی ما در روز رستاخیز، ازنوع رفتارکریمانه ی خداوند با مردم به طرزی عجیب غافلگیرو شگفت زده خواهیم شد.

ترسم که روزحشر عنان درعنان رود

تسبیح شیخ وخرقه ی رندشرابخوار

اصحاب: یاران

✍️معنی بیت:

ای یاران ودوستان،صبح درحال پدیدارشدن است،اَبربربالای سرمان⛅ درحال خیمه زدن است مارابه بزمی که آراسته دعوت می کند. بیائید تاریکی ها وجهالت ها را به شرابِ صبحگاهی ازدل بزدائید وروزخودرابامستی و شادمانی آغازکنید.

گدا چرا نزند لافِ سلطنت امروز 

که سایه سایه ی ابراست وخیمه برلبِ جو

 

 

🌺━━━━━━━━🌺

 

می‌چکد ژاله بر رخ لاله

المُدام المُدام یا احباب

 

المُدام: ایهام دارد هم به معنای بی وقفه وپیوسته هم به معنای شراب🍷

احباب: مُحبّان، دوستداران، شامل هم عاشقان وهم معشوقان

بنگریدکه چگونه،آرایشگرطبیعت درحال آماده سازی بساطِ شادمانیست.

ژاله وشبنم برروی گلبرگ ها ولاله ها🌹نشسته ولطافتِ آنها را صدچندان کرده است.ای محبّان وای دوستداران بی قفه وپیوسته شراب بنوشید وازاین زیبائیها لذّت ببرید.

صبح است وژاله می چکدازابربهمنی

برگِ صبوح ساز وبده جام یک منی

 

🌿━━━━━━━━━━🌿

 

می‌وزد از چمن نسیم بهشت

هان بنوشید دَم به دم می ناب

 

✍️معنی بیت:

ازسوی چمن وباغ ودشت،نسیم دل انگیزبهشتی می وزد هان کجائید غفلت نکنید شرابِ ناب دمادم بنوشید وعاشقی کنید وشادباشید.

ساقیاجام دمادم ده که درسیرطریق

هرکه عاشق وَش نیامد درنفاق افتاده بود

 

🌺━━━━━━━━🌺

 

تختِ زُمرُد زده است گل به چمن

راحِ چون لعلِ آتشین دریاب

 

زُمرّد: ازسنگهای زینتی سبزرنگ وگرانبها. دراین بیت به ضرورت وزن،بایدحرف "م" باسکون وحرف"ر"بدون تشدید خوانده شود.

راح: نام دیگر شراب

لعل: سنگ گرانبها ی سرخ رنگ

🌹گل به زیبایی دراینجا همانندِ سلطان ِ باغ ودشت ودَمن، برتختِ سبزرنگ چمن تکیه زده است.

✍️معنی بیت: ببین چگونه گل برتختِ زمرّدین ِ سلطانی باغرور وعشوه تکیه زده است، پس تونیزدست بکارشو وشرابِ لعلگون وسرخرنگ را دریاب وبه عیش ونوش بپرداز.

افسرسلطان گل پیداشدازطَرفِ چمن

مقدمش یارب مبارکبادبرسرو وسَمن

 

🌺━━━━━━━━🌺

 

در میخانه بسته‌اند دگر

اِفتتح یا مُفتّح الاَبواب

 

افتتح: بگشای

مُفتّح الابواب: گشاینده ی درها

✍️معنی بیت:

درچنین شرایطی خدایا میخانه هارا بسته اند توکه گشاینده ی درهای بسته هستی لطف وکرمی کن تا دوباره در میکده ها گشوده گردد. چراکه بابسته شدن درمیخانه ها،امکان ِ گشوده شدن درِخانه های تزویر ودروغ حتمیست.

درمیخانه ببستندخدایامَپسند

که درخانه ی تزویر وریابگشایند.

 

🌺━━━━━━━━🌺

 

لب و دندانت را حقوق نمک

هست بر جان و سینه‌های کباب

 

دندانت: دراینجا باید حرفِ "ن" دوّم دندان نیز به سکون تلفّظ گرددتابه وزن شعرلطمه نخورد.

✍️معنی بیت:

💋لب ودندان توآنقدربانمک هستند که برجان وسینه های سوخته ی عاشقان حق نمک دارند،حقوقی برگردنِ عاشقان دارند، صاحب اختیارند وهرکاری بخواهندمی توانند انجام دهند.

عاشقان نمک پرورده ی توهستند. سینه های کباب شده ی عاشقان با لب ودندان تورابطه ی معنایی وصورتی دارند. سینه ی عاشق وقتی ارزشمند است که کباب شود،کباب نیزوقتی دلپذیراست که نمک داشته باشد! پس دراینجانیز حافظ پارادُکس زیبایی رقم زده است.

🌹 سینه وجان عاشقان ازحسرتِ لب ودندان ِ بانمک توکباب شده اند ومتقابلاًسینه ها وجانِ عاشقان که سوخته وکباب شده اند بدون نمکِ لب ودندان توبه دردی نمی خورند.

ای دل ریش مرا بالبِ توحقِّ نمک

حق نگه دارکه من می روم الّلهُ مَعک

 

🌺━━━━━━━━🌺

این چنین موسمی عجب باشد

که ببندند میکده به شتاب



منظور از «میکده» همان میخانه ایست که شراب وباده ی انگوری 🍷عرضه می کند. گرچه میکده درفرهنگِ حافظانه، معناهای متفاوت ومتضادی دارد. یکی به معنی میخانه ی مجازی که درآنجاشراب وباده انگوری عرضه میگردد ودومی میکده ی حقیقی یامیکده ی عشقست که شرابهای متنوع ومختلفی دارداما مایه ی اصلیِ همه ی آنها باده ی اَزَلیست.

باده ی ازلی همان باده ی هستیست که به اراده خداوند به عمل آمده، ازهمیشه تاهمیشه بوده وخواهدبود وبه رایگان دردسترس همگان قراردارد.

🐎 حیوانات، درختان، رودخانه هاوتمام ستاره هاوسیاره ها ازاین باده مسرور و درحال رقص وآوازهستند. فقط انسان است که ازاین موهبت غافل مانده وبرای تامین سرمستی خود متوسل به باده های دست ساز خودشده است.

❤️میکده ی عشق برخلاف میکده هایی که به دست انسان ساخته شده ساختمان وبنای مشخصی نداردو درتمام کائنات گسترده وبرقرار هست.



🌿━━━━━━━🌿



گواراترین وگیراترین شراب این میکده، شراب عشق است. البته عشق نه به معنای امروزی که کاملاًتحریف شده ومفهوم اصلی خودراازدست داده است. اغلب رابطه های به اصطلاح عا‌شقانه که درمیان مردم رواج دارند خالی ازعشق بوده وبه پشتوانه ی نیازهای جنسی ویاگریزازتنهایی وپناه آوردن به دیگریست.

♦️درچنین عشق های کذایی هریک ازطرفین سعی درتصاحب ومالکیت یکدیگر دارند وآزادی همدیگرراتباه ساخته وطرف مقابل رازندانی خویش می کنندوسپس انتظاربیهوده دارندکه عشق بین آنهاتداوم داشته باشدغافل ازاینکه عشق بین زندانی وزندانبان امریست محال ومضحک، وخیلی زود تبدیل به انزجارمی گردد.

🌿درعشق حقیقی که نه ازبلوغ جنسی بلکه ازبلوغ روحی، آگاهی وغنای درونی نشٱت می گیرد تصاحب کردن وتملیک وجودندارد وبجای آن بخشیدن ورهاکردن ومحبت بی قیدوشرط است که تداوم رابطه رامیسر وجاودانه می سازد.

دراین چنین عشقی، درجریان ملاقاتهای عاشق ومعشوق شرابی گیراو گوارا به عمل می آید بدین معناکه وقتی یک عاشق صادق درمحضرمعشوق حضور پیدامی کند زمان متوقف شده و بین آنهااتفاق غریبی رخ می دهد، به هر دوی آنها ازغیب چیزی اعطامیگرددوهردو رابه غایتِ خوشی وسرورمی رساند.



🌿━━━━━━━🌿


دراین میکده ی باده ی ناب وخوشگوار دیگریست که درجریان وارستگی ورهاییِ بی باکانه، ازبندهای تعلّقات دینی ودنیوی حاصل می شود ورند وسالک راه راد مسیرجستجوی حقیقت، سرخوش وسرمست می سازد .

🍷هرکسی که یکبار یک جرعه ازاین باده ی ناب وازاین شراب گوارا بچشد تاآخرعمر درحالتی سرورانگیز وسرمستی بسر خواهد برد وهرگز میلی به بیداری وهشیاری پیدا نخواهدنمود چراکه این مستی، خودنوعی هشیاری ناب واین نوع خوشی، حالتی از دانایی وآگاهی درسطحی فراتراز حدمعمول است.

به هیچ دورنخواهندیافت هشیارش
چنین که حافظ مامست باده ی ازل است

🌿━━━━━━━🌿

♦️اما به رغم این تفاوتهای بنیادی، هردومیکده ی «حقیقی ومجازی» وجه مشترکات زیادی دارند:

هردو درمقابل مسجدوکنشت وصومعه قراردارند. چرا که این مکانها دراغلب دوران (البته نه بصورت مطلق) به ویژه دردوران زندگانی حضرت حافظ، محلی برای نمایش، ریاکاری وتظاهرو تزویر بودند چنانکه امروزه نیزهستندو مابه عینه شاهداین اتفاق هستیم.

 

🌿محصولات هردومیکده «شراب وباده🍷» هست. درهردومیکده ساقیان زیباروی خوش مشرب، مشغول خدمت رسانی بوده وازمشتریان پذیرایی می نمایند. با جامهای شراب وپیاله های باده، غم ازدل آنهازدوده وچهره هایشان راازشادمانی ارغوانی می کنند.

 

درهردو میکده پیری باتجربه وروشن ضمیر حضور دارد ومیگساران راهدایت وراهنمایی می کند. منیّت وتکبرو خودخواهی به محض ورود به هردومیکده ناپدید ومستی وراستی برجسته ونمایان می گرددوالی آخر...

♦️به واسطه ی همین اشتراکات، حافظ فرزانه ازروی رندی وشیرینکاری، دراغلب غزلها این دومیکده رادرهم ادغام نموده تاذهن مخاطبین خودرا به کاویدن درلایه های تودرتوی معناهاترغیب وتحریک نموده وبه چالش کشیده باشد.

🔹 دراثراین شیرینکاریهاست که شعروسبک بیان وقلم حافظ، ازسایرشاعران متفاوت ومتمایزشده است.

🌺 حافظ به عمد چنین شرایطی راایجادنموده تا هیچ یک ازمخاطبین وخوانندگان غزلهای او، ازاین درگاه دست خالی وناامید برنگردندو عارف وعامی بااندکی کاوش در لایه های سطحی وزیرینی معنا، به فراخور درک وفهم خویش، توانسته باشند از گوهرهای گفتارو مرجانهای ارزشمندِ معانی بهره مندگردند.

✍️معنی بیت:

درچنین موسمی که طبیعت نیز باکِلّه بستن سحاب وبه تخت نشستنِ گل وچکیدن ژاله ووزیدن نسیم بهشتی، صاحبدلان رابه عیش وشادمانی دعوت می کند، بسته شدن درمیخانه ها جای شگفتی دارد.! چرا وبه چه منظوری اینچنین به شتاب درمیکده هارا می ببندند؟ لابُد اینان شادی مردم رابرنمی تابند!

گفتم هوای میکده غم می بردزدل

گفتاخوش آن کسان که دلی شادمان کنند

 

🌺━━━━━━━━🌺

بر رخ ساقی پَری پیکر

همچوحافظ بنوش باده ناب


🔹ایدئولوژیهاوسیستمهای حاکمیتی،بابرنامه ریزیهای دقیق وفریبنده ،مردم رابرای مردن بخاطرپرچم که جزیک تکه پارچه بی ارزش نیست آماده می سازند برای مردن بخاطر مرزهایی که سیاستمداران حُقّه باز کشیده اند تشویق می کنند

♦️آنهابه روشهای سیستماتیک وتبلیغات سنگین،مردم رابخاطرزندگی بهتر پس ازمرگ، به ترک دنیا فرامی خوانند می گویند بخاطر تعصب به نژاد وزبان ودین ومذهب ومعابد وکلیسا ومساجد بمیرید تارستگارشوید تنهاتعدادمعدودی ازروشن ضمیرانی مثل زرتشت ها،بوداها، وحافظ هاهستندکه توصیه می کنند در این دنیای بی مرزی که هدیه ی خداوندبه مردم هست زندگی کنید وهرلحظه راجشن بگیرید برقصید آوازبخوانید وعشقبازی کنید.

🌿زندگی درحقیقت هیچ مقصدوهدفی ندارد باید ازمسیرلذت برد چاره دیگری نیست باید ازسفرلذت بردچراکه اصلا مقصدی وجودندارد. زندگی یک سفرمحض ومطلق است سفری که به هیچ منتهی می شود به جایی که درهیچ کجا وجودندارد.

 تمام نگرانیهاو دلشوره هایمان مربوط به مقصد وهدف است اگربپذیریم که زندگی هیچ هدفی ندارد آسوده خاطرترشده ودلتنگیهایمان محو خواهندشد.

🌹 رسالت حافظ این هست که مارا از شرّاین احساسات منفی، برهاند وبه ما دراین غزل ناب این نکته رابرساند که جهنم ودوزخی درجایی دیگرجزاینجا وجودندارد هرچه هست به خودمان بستگی دارد اگر شادمانه وعاشقانه زندگی کرده وآن رابه جشن وضیافت تبدیل کرده باشیم دربهشت هستیم واگر زنجیرهای سنگین بردست وپاهای خودبسته ونتوانسته باشیم همراه بانسیم به رقص درآمده وشادیخواری کنیم درجهنّم بسرخواهیم برد.

"به روی کسی شراب 🍷خوردن" یعنی به عشق کسی یابه سلامتی وخوشی ِ کسی،یابه یادکسی شراب خوردن

✍️معنی بیت:

اگرمی خواهی شادمان زندگی کنی وازنعمت های خداوندبهره ببری، تو نیزهمانندِ حافظ به عشق ویادِ روی ِ ساقی گلچهره وپری اندام شرابِ 🍷خالص وگوارا بنوش

نغزگفت آن بتِ ترسابچه ی باده پرست
شادی روی کسی خور که صفایی دارد.

🌹🙏

راستین معتبرزاده در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۰۲ دربارهٔ هلالی جغتایی » غزلیات » شمارهٔ ۴۲۰:

در بیت هفتم
مصراع دوم
زود باز آی که مُردم ز غم تنهایی _ درست است
نگاه کنید به دیوان هلالی جغتایی
به کوشش سعید نفیسی
انتشارات کتابخانه ی سنایی
چاپ دوم
صفحه ی 200
غزل 1_2_3_4
Rastinmotabarzade@gmail.com

سیدعلی (رضا) ساقی در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۰۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۲:

میرمن خوش می‌روی کاندرسروپامیرمت

خوش خرامان شوکه پیش قدرعنامیرمت

 

میر: امیر وفرمان روا، استعاره ازدوست ومحبوب است.

خرامان: باناز واِفاده راه رفتن

خطاب به معشوق می فرماید

معنی بیت: سرور وفرمانروای من خیلی خوش و دلستاننده راه می روی، ای جان من به قربان ِ آن سر وآن پای زیبایت شوم، راه برو نرم نرمک بانازواِفاده، که من پیش آن قامتِ دلربا حان خویش نثارتوکنم. 

پیش بالای تومیرم چه به صلح وچه به جنگ

چون به هرحال برازنده ی نازآمده ای

 

🌿━━━━━━🌿

 

گفته بودی کی بمیری پیش من تعجیل چیست

خوش تقاضا میکنی پیش تقاضا میرمت

 

تعجیل: عجله کردن ، شتاب کردن

معنی بیت:

پرسیده بودی که من کی وچه وقت می خواهم درنزدِ تو فدا توشوم، قربانت گردم چراعجله می کنی؟ این شتاب برای چیست؟ آنقدر دلکش وزیباتقاضامی کنی که من هم مشتاق می شوم همزمان بااین تقاضا برایت بمیرم.

کمان ابرویت را گوبزن تیر

که پیش دست وبازویت بمیرم

 

🌿━━━━━━🌿

عاشق ومَخمورومَهجورم بُت ساقی کجاست

گو که بخرامد که پیش سرو بالا میرمت

 

مخمور: خُمارآلوده

مَهجور: هجران کشیده،جداافتاده ومحروم ازدیدار

بخرامد: خرامان راه برود،باناز واِفاده راه برود.

"ساقی": شراب دهنده، امّادراینجادر جایگاهِ معشوق نشسته است. درحقیقت معشوق با شراب نگاهش،شراب غرورش، شرابش عشوه ونازش سببِ مستی عاشق می شود. بنابراین ساقی در بسیاری ازغزلیّات حافظ همان خودِ معشوق است.

معنی بیت: من عاشقی هجران کشیده و خمارآلودهستم نیازشدید به دیداربا معشوق وجامی شراب دارم، به ساقیِ زیبارویِ دلربا بگوئید کمی بانازوعشوه درمقابل چشمانِ من خرامان خرامان راه برود تا پیش قدوبالای دلکشِ اوبمیرم.

مخمورجام عشقم ساقی بده شرابی

پُرکن قدح که مجلس بی مِی نداردآبی

 

🌿━━━━━━🌿

 

آنکه عمری شد که تابیمارم ازسودای او

گونگاهی کن که پیش چشم شهلامیرمت

 

شهلا: چشم سیاهی را گویند که مایل به سرخی باشدو فریبندگی داشته باشد.

معنی بیت: به آن کسی که ازعشق به اویک عمریست بیمارهستم بگوئید فقط یک باربه سمتِ من نگاه کند تامن درمقابلِ چشمان ِ جذّاب وسیاهش بمیرم وازاین بیماری خلاص گردم.

برآن چشم سیه صدآفرین باد

که درعاشق کشی سِحرمُبین است

 

🌿━━━━━━🌿

گفته‌ای لعل لبم هم درد بخشد هم دوا

گاه پیش درد و گه پیش مداوا میرمت

 

لعل لب: لب سرخ رنگ مانندِ یاقوت

معنی بیت: شنیدم که گفته ای لب های سرخ و لعلگونت هم دردمی بخشد هم دارو، من هم به دردِ تونیازدارم هم به درمانت،گاه بادرد تو بمیرم گاه بادرمان تو

دردم ازیاراست ودرمان نیزهم

دل فدای اوشد وجان نیزهم

 

🌿━━━━━━🌿

 

خوش خرامان میروی چشم بداز روی تودور

 

دارم اندر سر خیال آن که در پا میرمت

 

خرامان: با ناز واِفاده راه رفتن

معنی بیت: خیلی زیبا وبا نازوعشوه راه می روی امیدوارم ازگزندِ بدنظر وبدچشم محفوظ باشی باچنین جلوه گری که می کنی دلم می خواهد که درزیرقدم ها وپیش پاهایت بمیرم.

ساقی چمن گل رابی روی تورنگی نیست

شمشاد خرامان کن تا باغ بیارایی

 

🌿━━━━━━🌿

 

گرچه جای حافظ اندرخلوتِ وصل تونیست

ای همه جای توخوش پیش همه جامیرمت

 

معنی بیت:

اگرچه حافظ استحقاق وشایستگیِ ورود به سراپرده وخلوتگاهِ توراندارد، امّا نه تنها خلوتگاهِ توبلکه همه جای تو،همه ی بارگاهِ توشامل (اندرونی وبیرونی) هجران ووصل تو،همه ی اندامهای زیبای تو وخلاصه آنچه که به تومربوط می شود خوش وزیباست برای همه ی آنهابمیرم.

درآن شمایل مطبوع هیچ نتوان گفت

جزاینقدر که رقیبان تندخو داری

https://rezasaghy.blogfa.com/

ابوطالب رحیمی در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷:

حافظ بیت اول این غزل رو بسیار استادانه سروده و آرایه های ادبی زیادی رو در اون گنجونده:
بیا که قصر امل سخت سست بنیاد است
بیار باده که بنیاد عمر بر باد است
بیا و بیار: جناس افزایشی
باده و باد: جناس افزایشی
قصر اَمل: اضافه‌ی تشبیهی
سخت و سست: تضاد
واج‌آرایی در حروف "س" و "ب"
ایهام در کلمه ی "باد"
عبارت "بر باد است" در مصراع دوم رو به دو صورت می تونیم معنی کنیم. نخست این که بنیاد عمر ما و مدت اون بسیار کوتاه و زودگذره و خیلی زود بر باد می ره و نابود می شه. حافظ می گه پس بیایید زمان حال رو با نوشیدن باده غنیمت بشمریم و اینقدر خودمون رو در آمال و اندیشه‌های آینده و حرص و طمعی که برای رسیدن به این قصر بسیار سست آرزوهای دور و دراز داریم اذیت نکنیم. پس عبارت "بر باد است" در معنای نخست به معنی زود گذشتن و نابود شدن عمر هست. اما معنای دورتر کلمه‌ی "باد" در عبارت "بر باد است" رو می تونیم به معنای نفس و دَم ترجمه کنیم. حافظ می گه همون طوری که انسان برای زنده موندن احتیاج به نفس کشیدن داره و بنیاد زندگی و عمر ما بر مبنای همین باد (= نفس کشیدن) هست و کسی که نفس نکشه می میره، باده نیز برای ما حکم همون نفس کشیدن رو داره. همونطوری که بدون نفس کشیدن نمی تونیم زنده بمونیم، با وجود این همه مشکلات و سختی‌ها بدون شراب و باده نیز نمی تونیم زندگی کنیم.

۱
…
۳۵۴۲
۳۵۴۳
۳۵۴۴
۳۵۴۵
۳۵۴۶
…
۵۸۵۳