گنجور

حاشیه‌ها

nabavar در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۵ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۱۸ دربارهٔ حافظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸:

علی جان
شما هم خوش می دیسید
خوشم آمد ازین ابداع
زنده باشی

مینا مینوی در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۵ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۷:

همایون خان عزیز
من دوست قدیمی مهناز هستم
ابتدا نوشتم که از خودم نظری نمی دهم ، این خواست شما بود که از متبحران دنیای غزل ، مخصوصاً غزلهای حافظ ، سخنی بشنوید که من در اطاعت امر جنابعالی از شرح جلالی براین چامه شمه ای آوردم .
که اتفاقاً هم نظر با مهناز و حسین خان بوده
موضوع هم گُل بود و گِل و لا غیر
خوش باشید

پیمان در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۳۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۳۵ - اطوار و منازل خلقت آدمی از ابتدا:

در پاسخ به سپیده
شما مثل همه ما مردمی که در دنیای کنونی زندگی میکنیم همه چیز را با نگاه به اصطلاح علمی مورد تائید یا رد قرار می دهید،
و به همین دلیل هر چه که در چارچوب نظام و ادبیات کنونی دنیا تعریف نشده باشد را غیر علمی و یا اگر به چارچوبهای کنونی نزدیک باشد را علمی خطاب خواهیم کرد.در حالی که علم امروز همچون گذشته ناکامل و در حال تغییر است به نحوی که گاهی نظریه ای مهمی که مورد توافق بوده بعد از گذشت سالیانی ممکن است رد شود.
همچنین نظام تفسیری ما از دنیا هم با گذشته گان متفاوت است و این نگاه که گذشته گان به خاطر قبل تر بودن از پیشرفت کمتری برخوردار بوده اند وقتی سنخیت دارد که گذشتگان در همین مسیری که اکنون ما طی می کنیم با ساختار های فعلی حرکت می کردند، در حالی که نظام فکری آنها تفاوت های زیادی با نگاه امروز ما دارد،بنابراین مقایسه این دو دنیا (دنیای مولانا و دنیای فعلی ) غلط است زیرا نگاه و تعریف و ساختار متفاوتی دارند. و چه بسا فردی اگر از آن دنیا به دنیای ما بیاید ، ما را انسانهای گمراه و عقب افتاده و به قول سعدی ره به عالم معنی نبرده ببیند.
توجه شما را به بخش بعدی یعنی بخش 136 جلب می کنم، که مولانا نا توانی عقل جزوی (که "علم" خوراک عقل جزوی است) را بیان می کند که فقط به فصل و وصل می اندیشد و اتفاقا مغایر نگاه علم محور شماست.( این تعلق را خرد چون ره برد--بستهٔ فصلست و وصلست این خرد)

مهدی در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۱۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷:

در پاسخ به سینا, شکل "توی" صورت قدیمی تر است و "تویی" صورت امروزی آن در فارسی ایران است. "تو" در قدیم tow خوانده میشد و لذا با اغزودن "ی" به "توی" towi تبدیل می شود.

پژمان در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸:

در مصراع یازدهم شاملو میگه جز دلم کو ز ازل تا به ابد عاشق رفت.
و ترتیب ابیات هم فرق می کنه
شعر روشاملو به این ترتیب تصحیح کرده.
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند
وان که این کار ندانست در انکار بماند
جز دلم کو ز ازل تا به ابد عاشق رفت
جاودان کس نشنیدم که در این کار بماند
اگر از پرده برون شد دل من عیب مکن
شکر ایزد که نه در پرده پندار بماند
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که در این گنبد دوار بماند
خرقه پوشان همگی مست گذشتند و گذشت
قصه ی ماست که بر هر سر بازار بماند
صوفیان واستدند از گرو می همه رخت
خرقه ی ماست که در خانه ی خمّار بماند
داشتم دلقی و صد عیب مرا می پوشید
خرقه رهن می و مطرب شد و زنّار بماند
هر می لعل کز آن جام بلورین ستدم
آب حسرت شد و در چشم گهربار بماند
گشت بیمار که چون چشم تو گردد نرگس
شیوه ی آن نشدش حاصل و بیمار بماند
بر جمال تو چنان صورت چین حیران شد
که حدیثش همه جا بر در و دیوار بماند
به تماشاگه زلفت دل #حافظ روزی
شد که باز آید و جاوید گرفتار بماند

بی نشان در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۱۰ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۷۸ - ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی:

برای تفسیر و ارئه مطالب عرفانی بر روی لینک و کانال تلگرامی کلیک کنید
پیوند به وبگاه بیرونی

بی نشان در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۰۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۲۲ - تفسیر قوله علیه‌السلام موتوا قبل ان تموتوا بمیر ای دوست پیش از مرگ اگر می زندگی خواهی کی ادریس از چنین مردن بهشتی گشت پیش از ما:

پیوند به وبگاه بیرونی
برای تفسیر ابیات به ادرس بالا مراجعه کنید و برای اتصال به کانال روی لینک زیر کلیک نمایید :
پیوند به وبگاه بیرونی

علی در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۳:

هاهاها فرشته سبیل کلفت عین استالین
فرشته با فرستادن و احتمالا فرش انگلیسی هم خانواده باشه

مهران در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۲۸ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲:

**رو گهری جوی که وقت فروش
خیره کند مردم بازار را**
این آخره حرفه

حمزه در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۵۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶:

مائیم و می و مطرب و این کنج خراب
"جان در کف جام و جامه در رهن شراب"
خیام در اینجا به می ازرش بالایی میدهد باگذاشتن پیراهن در رهن شراب و این شعر زیبا را خلق میکند برای لذت بردن از معنای حقیقی زمان و به نظر من جان هم در برابر حقیقت ارزش ناچیزی دارد

omid در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۵۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۰:

در گلهای رنگارنگ شماره 371 ..استاد دکلمه ایران.بانو آذر پژوهش با مهارت وصف نشدنی قسمت هایی از این شعر رو دکلمه میکنند.که بسیار زیباست

تماشاگه راز در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۶۱:

#زرین_کوب در " پله پله تا ملاقات خدا " آورده است:
یکبار [#حاجی_بکتاش ] به اعتراض نیشدار اما لطیف و نکته آمیز... به مولانا پیغام فرستاد:
اگر مطلوب را یافته ایی، سکون و قرار پیش گیر و اگر نیافته یی باری این همه شور و هیجان و رقص و وجد برای چیست؟
#مولانا در طی یک غزل ساده و دلاویز جواب عارفانه داد :
‎اگر تو یار نداری
چرا طلب نکنی
‎وگر به یار رسیدی
چرا طرب نکنی
...

Seraj Hosseini در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱۱:

بی کران درود و مهر، نسخه چاپی تصحیح استاد بدیع الزمان فروزانفر،
چرا زیان باشد صحیح است و لطفاً واژه زبان را به» زیان « تصحیح بفرمایید،باسپاس فراوان

رند عالم سوز ...! در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۰۲ دربارهٔ حافظ » قطعات » قطعه شمارهٔ ۲۹:

از بدیهی ترین سروده های جناب حافظ در جوانی است، که بشدت ابیات موقوف المعانی ان متاثر از جناب سعدی می باشد، و حال و هوای غزل و سعی جنابشان در بکار بردن الفاظ نسبتا ثقیل باعث شده طراوت کافی را نداشته باشد، هر چند که حافظ بعدها در عوالم پیری غوغا میکند در غزل...

همایون در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۷:

با احترام به ساحت بلند شعر و ادب ایران زمین
بانوی گرامی مینا, درود.
با سپاس از توضیحات مقبول شما. اما عرض بنده چیز دیگریست که در حاشیه ی قبل به آن اشاره داشتم.
آنچه را که ما با عنوان سرنوشت یا تقدیر می پذیریم, سرانجام یا خوب رقم میخورد یا بد. اگر دست تعصب و غیرتی هم در کار باشد هیچ نسبتی با تقدیر و سرنوشت ندارد. به عبارتی دیگر, غیرت و تعصب را فقط به تمایلاتی درون زا میتوان نسبت داد که یا با روند شکل گیری حوادث و اتفاقات(روزگار) موافق اند یا مخالف. از شواهد پیداست که حافظ خواسته یا ناخواسته درگیر حوادثی می شود که اصلا با تمایلات او سازگاری نداشته و برای او خوشایند نبوده اند.
در فرمایشات شما گرامی نیز, رقیب به گل تشبیه شد که به ظن شما این رقیب, یا برادر است, یا هموطن, یا شاید یک دوست, تا بتوان دل سوختن شاعر را در مرگ او توجیه کرد! اما دلیل شکر گزاری شاعر چیست؟!
"از غیرت صبا نفسش در دهان گرفت!"
"شکر خدا که سر دلش در زبان گرفت!" هیچ منطقی, هیچ عقل سلیمی نمی پذیرد که در این به ظن شما تراژدی, حافظ هم بر مرگ رقیب دل بسوزاند و هم خوشحال باشد و شکر گزار!
در حاشیه های قبل عرض کردم اتفاقاتی که در روزگار شاه شجاع رخ داده حافظ را بر آن داشته تا در باب آنچه که در سر داشته غزل بسراید نه در مدح شاه شجاع! لذا معتقدم بهترین موضوعی که میتوان بطور کلی به این غزل اختصاص داد آنست که بگوییم؛ این غزل در روزگار شاه شجاع سروده شده است نه در مدح شاه شجاع!
با سپاس دوباره از شما
مانا باشید.

حسین چمنسرا در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۴۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۳:

حرف اضافه ای در بیت چهارم از قلم نیفتاده ...
ترس محتسب خورده صفت مرکب فاعلی از بن ماضی است و شراب موصوف
یعنی شرابی که در ساخته شده و ترس پاسبان و شخنه را تحمل کرده است

محمد رضا در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۳۰ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » غزلیات » شمارهٔ ۷۸:

سلام در تایپ این شعر چند غلط املایی وجود دارد
وجود غلط املایی در شعرها ی این سایت غیر قابل قبول وغیر قابل تصور است
لطفا بیشتر دقت کنید

روفیا در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۵۵ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۲۵:

چگونه؟!
چگونه چنین کرد؟؟
من در جریان نیستم!

محمد مهدی نیکزاد در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۷:۰۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۷:

با سلام
بنظر حقیر تفاوت انسان با فرشته از نظر حافظ عدم وجود عشق در وجود فرشته یا ملک بوده که حافظ در بیت جلوه ای کرد رخش دید ملک عشق نداشت بصراحت به این موضوع اشاره نموده پس پنداشتن اینکه فرشتگان بغایت عاشق خدا بودند خلاف واقع بنظر میرسد چون اساسا این موجودات فاقد عشق و به همین دلیل فاقد معرفت نسبت به عشق بوده اند و دلیل اصلی مجادله با خداوند در مورد خلقت انسان و پیامد آن عدم سجده بر انسان که عملا سجده بر گوهره ی عشق در وجود انسان بوده نه بر کالبد خاکی انسان گردیده است
دلیل حلاج نیز بر ستودن شیطان ثابت قدمی شیطان - جسارت شیطان - و راسخ بودن بر پیمانش با خداست برای اغوای انسان که انتقامیست بر اغوای خودش توسط خداوند که در قران نیز به این محاوره اشاره گردیده که نشانگر اینست که احتمالا شیطان به ظرایف نهفته در این امر به سجده اگاه گشته بود

حسین اسلامی در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۵:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۴:

بیت اول این غزل در حین سادگی با صلابت تمام حکایت از شرح حال وصف ناشدنی عارف پاکباخته دارد . خندیدن به تغییر در چهره و دهان همراه با حس شادی و خوشحالی اطلاق میشود . و مولانا در این بیت وصال حق را که در عین تهی شدن از خود مادی و در اوج سیر معنوی سالک رخ میدهد به خندیدن با همه وجود و اعضا همانند خنده گل که ناشی از شوق بودن و هست شدن و درک زیبایی مطلق دارد تشبیه نموده است .

۱
۳۵۱۷
۳۵۱۸
۳۵۱۹
۳۵۲۰
۳۵۲۱
۵۶۸۹