گنجور

حاشیه‌ها

 

با کمال احترم به باور من وزن شعر فاعلاتن مفاعلن فعلن است ؛ نه فعلاتن مفاعلن فعلن . برای مثال تا کیم انتظار فرمایی: تا+ک+یم+ان : فاعلاتن است نه فعلاتن. خواهشمندم در صورت بر خطا بودن من ،حتما تذکر فرمایید.

سیاوش در تاریخ ۲ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۰:۴۹ دربارهٔ غزل ۵۰۰


در بیت هفتم میان ماء مهین و مایی تناسب لطیفی وجود دارد . چو دانستی که از مایی میتواند به دو منظور به کار رفته باشد که ایهام بی نظیری پدید آورده است. چودانسنی که از مایی هم میتواند به معنی مستقیم خود برداشت شود به معنی : آنگاه که دانستی یکی از ما هستی ؛ و هم میتواند معنای ایهامی خود را که کمی دور تر است داشته باشد ؛ به معنی : آنگاه که دانستی از ماء معین هستی؛ که این ایهام به باور من بدیع ترین صنعت به کار رفته در این غزل بوده است

سیاوش در تاریخ ۲ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۰:۴۰ دربارهٔ غزل ۵۰۱


وزن این شعر خیلی زیباست من همیشه مبهوت هنر حضرت حافظ میشم .

زارا در تاریخ ۲ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۹:۱۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۹۱


با تشکر

با معنی به ستوه آوردن به نظرم معنای شعر کامل تر و با معنا تر می شود

علی در تاریخ ۲ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۹:۱۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۵۵


بیت اخر خیلی قشنگه یک تناقض بسیار زیبا

زارا در تاریخ ۲ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۹:۰۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۷


در مورد مصرع:
خم می دیدم خون در دل و پا در گل بود
دکتر محجوب معتقدند «سر در گل» صحیح است. به گفته‌ی ایشان - که از نسخه‌ی خانلری استفاده می‌کنند - در نسخه‌های جدیدتر به این دلیل که فکر می‌کردند سر در گل بی‌معنی است از عبارت پا در گل استفاده کرده‌اند.
در اینجا سر در گل اشاره دارد به سنت گل به سر مالیدن در مراسم عذا و همچنین پوشاندن سر خم با گل برای نگهداری می.

نیما در تاریخ ۲ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۸:۵۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۰۷


بسیار زیبا بود. فکرش هم نمیکردم که روی ایترنت باشد. دست شما درد نکند.

این داستان را وقتی ۷-۸ ساله بودم خواندم و پدرم مرا یاری داد تا انرا بخوانم. هنوز هم برخی مصرع هایش به خاطر دارم.

یکی دوتا اشتباه نوشتاری هم در متن هست که فکر میکنم به شما یادآور شوم بهتر است البته به قول عبید زاکانی بهر است ایراد گیری نکنیم تا دشمن تراشی نشود!

در شعر هشتم
در پس خم مینود کمین از نظر وزن یک هجا کم دار و بایستی به شکل زیر باشد:
“در پس خمره مینمود کمین”

Dr. Abrahamian در تاریخ ۲ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۸:۵۰ دربارهٔ موش و گربه


ابرام = به ستوه آوردن، به تنگ آوردن، به تنگ آوردن هم معنی کرده اند.
آیا معنی بیت را به این شکل دریافت می کنید؟

رسته در تاریخ ۲ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۶:۲۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۵۵


سلام
خسته نباشید
مقام آدمیت؟
خب اکثر جاها مکان آدمیت دوبار تکرار شده در این غزل ومیشه این تکرار رو قبول کرد اما میشه “مقام” رو قبول کرد؟

آرمان در تاریخ ۲ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۴:۳۳ دربارهٔ غزل ۱۸


بشیر : ب ( حرف اضافه + شیر ) که صفت مرکب شده ، مانند بخرد …
معنی آن شیرخوار است ( رجوع به لغت نامه دهخدا شود )
در جامع نسخ به همین شکل آورده شده و به خرد کاملن اشتباست ..
لطفن تصجیج کنید ….

بهزاد در تاریخ ۲ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱:۵۴ دربارهٔ غزل ۲۹۰


امروزه شهوت سخن گفتن و آکندن صفحات مجازی از اظهار نظرهای بی مبنا خیلی ها را فراگرفته. مولوی این ها را از بی حکمتی جان و یاوه گویی طوطی وار می داند

مهدی قرن در تاریخ ۱ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۲۲:۵۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۷۶


در بعضی نسخه ها بیت ششم این طور اومده
{ ما آن نه ایم کو نظری سوی ما کند
ما خاک ان ره ایم که بر رهگذار اوست}

پوریا در تاریخ ۱ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۷:۰۲ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۴ - در مدح شاه شیخ جمال‌الدین ابواسحق اینجو


سعید نفیسی : شک نیست در این حال که گردانی هست

BIJAN SHAFIEI NOORI در تاریخ ۱ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۵:۵۱ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۲۸


قطعا کلمه (خویش )در مصرع ۳ باعث از وزن افتادن شعر می شود. شاید (خود) جایگزین خوبی باشد.

عبدالکریم رحمانی در تاریخ ۱ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۴:۳۲ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۸


با تشکر از رسته عزیز

ولی به معنای پافشاری رقیب یا نگهبان معنی بیت کامل نمی شود ، نظر شما چیست؟

علی در تاریخ ۱ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۱۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۵۵


با سپاس فراوان از زحمات شما بزرگواران که در صیانت از شعر و ادب پارسی تلاش بسیار نموده اید، مصرع اول بیت چهارم را در نسخ قدیمی اینگونه دیده ام که با مصرع دوم این بیت همخوانی بیشتری دارد: “داستان در پرده می گویم ولی”
ضمنا بیت ماقبل آخر این غزل زیبا در اغلب نسخه های جدید حذف گردیده که در صورت تایید لطفا اضافه فرمایید:
خون ما آن نرگس مستانه ریخت
وان سر زلف پریشان نیز هم

امیرمسعود در تاریخ ۱ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۳:۰۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۶۳


ضمن عرض سلام و تشکر به خاطر نوشتن اشعار شعرا.

شعرها به صورت کامل نیست. چندین بار در سایت شما دیدم که شعرها ناقص نوشته شده. مثلاً در همین غزل آینه ی شاهی، ۳ بیت نوشته نشده.

اگر شعرها رو بدون تغییر بنویسید خیلی بهتر خواهد بود.
پیروز و موفق باشید.

محمد در تاریخ ۱ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۰:۱۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۰۸ - آئینه شاهی


گمان کنم پیش از این هم نوشتم اما اکنون نمی بینم. از گفته برادر مرحومم مسعود آوردم که حافظ را بسیار می خواند و اهل شعر و ادب بود. می گفت این را می گویند اجرا در متن. حافظ آن چه را در مصرع اول گفته در مصرع دوم اجرا کرده است. صلاح کار کجا و من خراب کجا همین می شود که ب را با به هم قافیه کنم و تفاوت صلاح کار و من خراب در همین انتخاب قافیه نهفته است و تو می توانی ببینی

مهران در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۱۶:۵۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲


سلام و خسته نباشید
این غزل چند بیتی کاستی دارد که متأسفانه نسخه‌ی دقیقی که بتوانم ارجاع بدهم در اختیار ندارم.
از جمله دو بیت پس از بیت: قفلی بود میل و هوا…
چون عاشقان می را همی از کاسه‌ی سر می‌خورند/ در بزم او گر می‌روی مردانه شو مردانه شو
بفکن عرض گر جوهری ره رو که در دریای تو/ خرمهره نارد قیمتی دردانه شو دردانه شو
و بیت الغزل نیز این است:
ای شمس تبریزی بیا در جان جان داری تو جا/ جان را نوا بخشا شها شاهانه شو شاهانه شو

حسین در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۱۶:۳۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۱۳۱


مصرع اول دوبیتی آقای رحمتی یک هجا اضافه دارد که احتمالا اشتباه از نقل قول است.

عبدالکریم رحمانی در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۱۴:۱۱ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۵


[صفحهٔ اول] … [۳۵۱۹] [۳۵۲۰] [۳۵۲۱] [۳۵۲۲] [۳۵۲۳] … [صفحهٔ آخر]