گنجور

حاشیه‌ها

حسن اسماعیلی در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۷:۵۰ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۶۸ - هنگام عبور از مداین و دیدن طاق کسری:

یا آنجا که از خون دل انوشیروان صحبت میکند

حسن اسماعیلی در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۷:۲۹ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۶۸ - هنگام عبور از مداین و دیدن طاق کسری:

هر کس این شعر را بخواند و به حال امروز ایران نگرید، باید بگویم که یا سواد ندارد یا سنگ دل است. مخصوصا آنجا که میگوید زادن آنچنان پادشاهانی دیگر دور از دسترس میباشد.

نادر.. در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۴:۰۹ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۲۲:

دوست عزیزم..
جایی که ادب (به معنای راستین آن) نباشد، موضوعاتی چون دین، سیاست و ... بهانه و دست آویزی بیش نیستند برای سرکشی و شرارت..

سید احمد مجاب در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۲۸ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۱۳:

ز طرهٔ تو پریشانی دلم شد فاش
ز (اشک) نیست غریب آری ار بود غماز

پدرام در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۴۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۰:

با سلام
نظر حقیر راجع به بیت"نازنینا مکن آن جور که کافر نکند
ور جهودی بکنم بهره در اسلامم نیست":
ابتداعا عرض کنم که بنده فقط یک دوستدار ادبیات هستم و قطعا نظر همه ی دوستان از بنده اولی تر است اما بعد...
معتقدم بیت مذکور نقطه ی عطف این سروده ی بسیار زیباست؛به این معنی که تا قبل از این بیت شاعر به نوعی به بیان آلام آنچه از فراق یا جور معشوق نسبت به خویش رفته است؛می پردازد اما از این بیت به بعد،این معنی را به معشوق متذکر می شود که در ره عشق پاکبازی خواهد نمود(گو همه شهر به جنگم بیایند یا نیایند-با ملامت از پا نمی نشینم-بیمناک از دشنام نیستم-عشقت را به خاطر انعام نمیخواهم
که مفهوم اخیر یادآور سروده ی دیگر سعدی که می فرمود:"حدیث روضه نگویم گل بهشت نبویم
جمال حور نجویم دوان به سوی تو باشم")لذا به نظر می رسد که شاعر به معشوق می گوید در راه عشق اگر لازم باشد جهود شود؛چه باک!؟در این صورت(در صورتی که صلاح عشق در عمل به آیین جهود باشد)بر آیین مسلمانی ماندن بهره ای برای عاشق ندارد.

شهلا در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۳۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷:

عاشقی بیاموزیم، درود بیکران

حمید در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۱۰ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » گلهٔ یار دل‌آزار:

سلام به همه ی عزیزان دلم
دلم با خوندن همیشگی این شعر اتیش میگیره خیلی گریه میکنم واقعا خدا چرا به بعضی افراد دل نرم داده تا بعضی ها خیلی راحت اسیرش کنن خدایا خوشت میاد زجر مارو ببینی چقدر زجر بکشیم نوبت انسانهای وفادارت پس چه موقعی هستش من خیلی عاطفی هستم ولی انقدر محبت کردن و عشق زیادی به طرف مقابل اونو از خود بی خود میکنه فکر میکنه با رها کردن شما جای دیگه عشق بیشتر بدست میاره وفاداری مرده تموم شده ولی ادمهای وفادار همیشه هستن که خدا نشون بده چقدر بی وفایی زیاد شده بخدا قسم از جونمم گذشتم براش ولی منو به ی معتاد فروخت عاشقش بودم مرگبار تا اخر عمرمم عاشقشم بخدا قسم از ماست که بر ماست دلم خون شده خیلی خون شده داغونم این شعر منو نابود میکنه امیدوارم روزی عاشق ها و انسانهای وفادار به حق واقعی خود برسن.....

محمدباقر در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۶:

شرب گل از ابر بود شرب دل از صبر بود
ابر حریف گیاه صبر حریف صبا
معنی صبا تو این بیت چی میشه؟

یاسر رحمانی در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۱۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۳۷ - حکایت مارگیر کی اژدهای فسرده را مرده پنداشت در ریسمانهاش پیچید و آورد به بغداد:

هر کجا لطفی ببینی از کسی
سوی اصل لطف ره یابی عسی
سلام به یاران و دوستان
عسی اشتباه است. بسی درست است

khayatikamal@ در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۴۴ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۵۴۶:

طاعاتت ان قبول
بنده این رباعی را با دوستان به اشتراک گذاشتم وجمع این رباعی از 5414پاینده باشید

مهناز ، س در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۳۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۴:

در عجبم از فرهیختگانی که به طنابهای پوسیده ی لاطائلات آویخته اند
ادبیات هم آلوده شده.

همایون در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۳۹:

همیشه به این غزل رویکرد ونگرش ویژه داشتم
چه کسی ماه را بخواب میبیند ؟
آنهم با دلش و با تمام وجودش که رویش را درخشان کرده است . خوابگزار زمانه را بکمک میخواهد پس واقعه تاریخی است. و بهمین روی تاریخ غزل بدقت آورده میشود که تصادفن با پنجاه سالگی شاعر نیزنزدیک است.
اما واقعه مهم درذیقعده 654 سقوط قلعه الموت با تدبیرخواجه نصیردین طوسی بصورت مسالمت آمیزو سپردن آن به هلاکوی مغول سرکرده اقوام تاتاراست
که درآینده با زیرکی دیگرانی نظیرعطا ملک جوینی و ابوبکر سعد اتابک به سقوط خلافت سنی های عباسی می انجامد
ولی جلال دین دراین غزل سخن خود را میگوید
همه نقش ها با تمام اهمیت شان نباید مانع شوند که ما فراموش کنیم معشوق هیچ نقشی ندارد و ساده و بی صورت است و در زمین خانه ای ندارد
با مثالی درپایان برروش مثنوی این را روشن تر میکند که بسادگی فکرعاشق قلابی رامیتوان بجای معشوق به سوی بوزینه برد
رو به حسام دین میگوید از خبراصلی غافل نشو ولی از بقیه بی خبر شو
با آوردن دو آیه از دو جای قرآن که اخبار مختلفی از روز موعود میدهند, هشدار عجیبی میدهد که باپنبه در گوش نهادن حتی به این خبر ها هم نباید شراب صاف معشوق را آلود
حقیقت بزرگ مولانا همانا دیدن ماه یا پی بردن به آن رازبزرگ هستی است که همه چیزرا درهماهنگی و یگانگی با خود نگاه داشته است که گوئی جزاو هیچ چیزنیست

۷ در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۰۸ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۲۲:

کدام بی ادبی؟

نادر.. در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۱:

به ادب نافه گشایی کن از آن زلف سیاه
جای دل‌های عزیز است، به هم برمزنش..

فرخ مردان در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۵۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۹:

در برگ سبز شماره 22 با صدای بی نظیر جلال تاج اصفهانی:
پیوند به وبگاه بیرونی

نادر.. در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۴۹ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۲۲:

دوست عزیز
تاسف آور است محروم بودن از ادب.. افغان باشد و یا...
بی‌ادب تنها نه خود را داشت بد
بلک آتش در همه آفاق زد ..

۷ در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۰۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۴:

آیت الله مشکینی:
17) و برای سلیمان سپاهیانش از جنّ و انس و پرندگان ( برای حرکت به سوی جنگ یا مانور ) جمع آوری شدند ، پس همه در یک جا به منظور اجتماع اول و آخرشان گرد آورده می شدند.
18) تا آن گاه که به وادی النمل ( سرزمین مورچگان در طائف یا شام ) سرازیر شدند ، مورچه ای ( در مقام اعلام به همگان ) گفت: ای مورچگان ، به لانه های خود درآیید مبادا سلیمان و سپاهیانش ناآگاهانه شما را پایمال کنند.
19) پس سلیمان از گفته وی با تبسّم بخندید و ( به شکرانه حس کلام و درک مرام او ) گفت:
20) و پرندگان ( سپاهش ) را رسیدگی کرد ، پس گفت: مرا چه شده که هدهد را نمی بینم یا آنکه از غایبان است؟
21) حتما او را عذابی سخت می کنم یا او را سر می برم مگر آنکه دلیل روشنی ( برای غیبت خود ) بیاورد.
22) پس هدهد درنگی نه طولانی کرده ( بازگشت و ) گفت: من بر چیزی آگاهی یافته ام که تو آگاهی نیافته ای ، و برای تو از شهر سبا ( پایتخت یمن ) خبری مهم و یقینی آورده ام.
حجت الاسلام انصاریان
17) و برای سلیمان ، سپاهیانش از پریان و آدمیان و پرندگان گردآوری شدند ، [ و آنان را از حرکت باز می داشتند ] تا گروه های دیگر به آنان ملحق شوند
18) [ پس حرکت کردند ] تا به وادی مورچگان درآمدند. مورچه ای گفت: ای مورچگان! به خانه هایتان درآیید تا سلیمان و سپاهیانش ناآگاهانه شما را پایمال نکنند.
19) پس سلیمان از گفته اش با تبسم حالت خنده به خود گرفت ، و [ به سبب نعمت فهم گفتار حیوانات ] گفت: پروردگارا! به من الهام کن تا شکر نعمتی را که به من و پدر و مادرم عطا کرده ای به جای آورم ، و اینکه کار شایسته ای که آن را بپسندی انجام دهم ، و مرا به رحمتت در میان بندگان شایسته ات درآور.
20) و [ سلیمان ] جویای پرندگان شد [ و هدهد را در میان پرندگان بارگاهش نیافت ] پس گفت: مرا چه شده که هدهد را نمی بینم [ آیا هست و او را نمی بینم ] یا از غایبان است؟
21) قطعاً او را عذابی سخت خواهم کرد یا [ برای عبرت دیگر پرندگان ] او را سر می برم ، یا باید [ برای غایب بودنش ] دلیلی روشن برایم بیاورد.
22) پس [ هدهد ] زمانی نه چندان دور درنگ کرد [ و با شتاب بازگشت ، ] پس گفت: [ ای سلیمان! ] من به چیزی آگاهی یافته ام که تو به آن آگاهی نیافته ای ، و [ من ] از [ سرزمین ] سبا خبری مهم و یقینی برایت آورده ام.

۷ در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۵۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۴:

پیوند به وبگاه بیرونی

فرخ مردان در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۳۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۴:

آقای 7 لابد قرآن شما جور دیگری نوشته شده. در آن آیات چنبن صحبت هایی نیست! ذکر میلیون و سرهنگ را ینده هنوز در قرآن ندیدم!!

۷ در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۱۶ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۲۲:

از فرمایش گهربار،شکرشکن و هلونشان روفیا در باب آموزه های دین های خاوری ممنانیم
"در حمله داعش در محله دیپلماتیک اکبر وزیرخان کابل تا این لحظه 90 تن کشته و 300 تن زخمی شده اند.کشته ها همه افغانستانی هستند.
9 شب چهارشنبه 10 خرداد 95"
دین سیاسی نتیجه اش سر برآوردن داعش،طالبان و ... میشود.

۱
۳۵۱۳
۳۵۱۴
۳۵۱۵
۳۵۱۶
۳۵۱۷
۵۶۹۶