گنجور

حاشیه‌ها

 

سعدیا دمت گرم و تنت خرم باد

امین کیخا در تاریخ ۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۱۳:۱۲ دربارهٔ غزل ۱۲


راه بین نامی است نیکو برای پسران که مردم کرد زبان مان بر پسر ها میگذارند و اینجا سعدی بر روانش درود انرا به کار برده است

امین کیخا در تاریخ ۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۱۳:۰۹ دربارهٔ غزل ۱۰


گاهی که از فزع و جزع رستاخیز می نویسند عارفان هیچ باور ندارند که رحمت خداوندگار ارحم الراحمین دریای بی پایانیست تنها بیانگارید که در پیشگاه این مومنان که نام انها را پیشتر بردم در سایه سار رحمت خداوندی چه بخشش ها و چه دهش ها بهره ما خواهد بود جان ادمی به شوق می اید در میان دانایان ایران زیر سایه سار بهشت و ابهای پاک و خانه های سرود و تافت و درخش پروردگاری که گنجور فیض و دهشمندی ست

امین کیخا در تاریخ ۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۴۸ دربارهٔ غزل ۹


من در جایی مصرع اول بیت دوم رو با این مضمون دیدم که به نظرم درست تر از مصرع نوشته شده در این سایت می باشد :
ای گل، تو شوخ طبعی بلبل معاف دار
کانجا که رنگ و بوی بود، گفتگو بود

مصطفی در تاریخ ۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۱۰:۱۸ دربارهٔ غزل ۲۵۹


با احترام. این مثنوی مطوّل نیاز به جرح و تعدیل دارد ولی در بخش توضیحات آن چند تذکر لازم است. نوشته شده شرح انما الممنون در حالیکه باید باشد: انما المؤمنون. در ۳ محل کلمه « که» بصورت « کی» نوشته شده که معنی را نمیرساند لازم است که اصلاح شود.
موفق باشید

عنایت الفت در تاریخ ۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۶:۲۸ دربارهٔ بخش ۱۷ - شرح انما الممنون اخوة والعلماء کنفس واحدة خاصه اتحاد داود و سلیمان و سایر انبیا علیهم‌السلام کی اگر یکی ازیشان را منکر شوی ایمان به هیچ نبی درست نباشد و این علامت اتحادست کی یک خانه از هزاران خانه ویران کنی آن همه ویران شود و یک دیوار قایم نماند کی لانفرق بین احد منهم و العاقل یکفیه الاشارة این خود از اشارت گذشت


پذیرفتن اینکه سعدی عارف یا زاهد بوده سختست اما این سالاری در سخن بی گشایش درهای دهشمندی و فیض کجا تواند بود؟ از من بپرسند میگویم سعدی مرد خردمندی است و نشانه های خردستیزی صوفیانه را ندارد اما از درویشان نیک گفته او به نظر من دانایی است خردور که باید کتابش منبع و خانی اموزش اخلاق برای کودکانمان باشد گذر نکردن از عقل در حکیم خیام حکیم فردوسی و حکیم ناصر خسرو و حکیم بیرونی وحکیم رازی و حکیم نصیر توسی به اشکاری دیده میشود و گذر از عقل کار حافظ و مولانا ،شهید عین القضاة است و انکه خردمند است و هم رازدان شیخ ابوعلی سینا و شهاب شهید سهروردی است که درود پاکان بر همه این بزرگان بود که باز از بخشش پروردگار حکیمی اگاه و مزدا مارا رسد

امین کیخا در تاریخ ۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۱:۰۰ دربارهٔ غزل ۹


ببریده‌ پی ست

Anonymous در تاریخ ۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۰:۵۸ دربارهٔ بخش ۳۱ - ظاهر شدن فضل و زیرکی لقمان پیش امتحان کنندگان


هوای چیزی را پختن در اندیشه چیزی بودن

امین کیخا در تاریخ ۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۰:۴۳ دربارهٔ غزل ۷


حادثه روز ازل را سعدی مهرورزانه و عاشقانه میداند

امین کیخا در تاریخ ۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۰:۳۳ دربارهٔ غزل ۳


در برابر

امین کیخا در تاریخ ۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۰:۲۰ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۹


هنگفت برابر تنک و به معنای ضخیم است اما معنی زیاد هم میدهد و فعلی هم دارد هنگفتن

امین کیخا در تاریخ ۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۰:۲۰ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۹


برائت استهلال بگمانم درست است

محمد در تاریخ ۳ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۲۳:۴۸ دربارهٔ بخش ۱


با نهایت احترام به پروین اما هزارانه زیستن از مورانه بسر بردن هزار بار بهتر است

امین کیخا در تاریخ ۳ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۲۳:۴۶ دربارهٔ برف و بوستان


من شیفته استاد شهریارو علی اقا واحدم. استاد شهریار اشعارش بی نظیره بهجت اباد خاطرسی هم جای خودشو داره

فردین در تاریخ ۳ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۲۳:۲۵ دربارهٔ بهجت آباد خاطره سی


آه در بیت دوم نیز به کنایه معشوق را مدیون عشق خود میداند و کاملا رندانه معشوق را تهدید میکند که معشوقی تو با عاشقی من معنی پیدا کرده..

علیرضا در تاریخ ۳ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۵۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴


در بیت اول این غزل خواجه شیدایی و غم و بیقراری و حیرانی را به نحو احسن به منصه ظهور میرساند

علیرضا در تاریخ ۳ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۴۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴


گویند شاه عباس پس از اینکه شهرهای ایران را یکی پس از دیگری گرفت به فکر تصرف تبریز می افتد ..به دیوان حافظ رجوع میکند تا تردید خود را بر طرف سازد که با این بیت روبرو میشود
عراق و فارس گرفتی به شعر خوش حافظ
بیا که نوبت بغداد و وقت تبریز است

علیرضا در تاریخ ۳ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۲۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۱


مهر و کینه و شکست و پیوست در پیوند با هم ناسازی ( تضاد)زیبایی رو در بیت اورده است

امین کیخا در تاریخ ۳ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۲۱:۲۵ دربارهٔ برف و بوستان


در بیت اول دختر رز در اینجا همان شراب است که تا قبل از اینکه به مجلس بزم بیاید در ظرفی مستور بوده(یعنی پوشیده بوده) و با کنار زدن حجاب خود یعنی توبه از مستوری و پوشیدگی در داخل پیاله ها ریخته شده و در اختیار همه قرار میگیرد و برای اینکه محتسب اجازه شراب خواری بدهد به خود او هم مقداری از آن شراب می دادند و دستوری (به معنی مجوز) می گیرند

رضا در تاریخ ۳ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۲۰:۵۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۴۲


احسان او «آند» ز شفاعت توانگرم

احسان او « کُنَد » ز شفاعت توانگرم

علی در تاریخ ۳ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۱۷:۳۲ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶ - در نعت رسول اکرم (ص)


[صفحهٔ اول] … [۳۵۱۲] [۳۵۱۳] [۳۵۱۴] [۳۵۱۵] [۳۵۱۶] … [صفحهٔ آخر]